xt" href="w:text:903.txt">نامه هاى ابن عباس به يزيد</a><a class="text" href="w:text:904.txt">موضعگيرى محمد حنفيه</a><a class="text" href="w:text:905.txt">چرا محمد حنفيه امام (ع ) را همراهى نكرد؟</a><a class="text" href="w:text:906.txt">دليل نپيوستن عبدالله جعفر(رضى ) به امام (ع )</a><a class="text" href="w:text:907.txt">عبدالله بن زبير و نصايح متناقض !</a><a class="text" href="w:text:908.txt">عبدالله بن عمر و مشورت مغرضانه</a><a class="text" href="w:text:909.txt">اوزاعى و نهى از حركت به سوى عراق !</a><a class="text" href="w:text:910.txt">عمر بن عبدالرحمن مخزومى و نصايح صائب !</a><a class="text" href="w:text:911.txt">ديدار جابر بن عبدالله انصارى با امام (ع )</a><a class="text" href="w:text:912.txt">رايزنى ابوسعيد خدرى</a><a class="text" href="w:text:913.txt">گفتار مامقانى در فايده بيست و ششم</a><a class="text" href="w:text:914.txt">نامه مسور بن مخرمه</a><a class="text" href="w:text:915.txt">نامه عمره ، دختر عبدالرحمن</a><a class="text" href="w:text:916.txt">حركت امت در كوفه</a><a class="text" href="w:text:917.txt">نخستين اجتماع شيعه در كوفه پس از مرگ معاويه</a><a class="text" href="w:text:918.txt">فرستادگان كوفه نزد امام (ع )</a><a class="text" href="w:text:919.txt">ارسال پيك و نامه براى بار دوّم</a><a class="text" href="w:text:920.txt">نقش منافقان در موج نامه ها</a><a class="text" href="w:text:921.txt">همدلى فراوان با سفير امام حسين (ع )</a><a class="text" href="w:text:922.txt">نخستين اجتماع با سفير امام (ع )</a><a class="text" href="w:text:923.txt">كوفه در انتظار حسين (ع )</a><a class="text" href="w:text:924.txt">كوفيان و اقدام مناسب</a><a class="text" href="w:text:925.txt">حركت امت در بصره</a><a class="text" href="w:text:926.txt">همايش پنهانى شيعه در بصره</a><a class="text" href="w:text:927.txt">كسانى كه در مكه مكرمه به كاروان حسينى پيوستند</a></body></html>حركت امت در دوران مكى قيام حسينى
تـاريـخ درباره دورانى كه امام حسين (ع ) در مكّه مكرّمه سپرى كرد،رويـدادهاى فراوان و گونه هاى پراهميتى را از تحركات فردى وجمعى امت در زمينه مواضع اتخاذ شده ـ موافق يا مخالف ـ با قيام امامحـسـيـن (ع ) در مـهـم تـريـن شـهـرهـاى جهان اسلام كه در آن روز مىتـوانـسـتـنـد در تـغـيـيـر روند حوادث مؤ ثر باشند و يا آنكه آيندهديگرى براى جهان اسلام ترسيم كنند، به ثبت رسانده است .
به جز شام و ديگر شهرهاى اين سرزمين ، كه به طور كلى از نظرسـيـاسـى و تـبليغى در جبهه موافق حكومت بنى اميّه قرار داشتند، ازمـهم ترين شهرهاى آن روز كه حكم قلب تپنده جهان اسلام را داشتندو امكان ابراز مخالفت سياسى در آنها وجود داشت ، كوفه ، بصره ،مدينه و مكّه را مى توان نام برد.
در بـررسـى حـركـت امـت در دوران قيام حسينى ، بهتر آن ديديم كه ـبـراى رعـايـت تـرتـيـب سـير تاريخى حركت ـ نخست حركت امت را درسـرزمـيـن حجاز (و در مهم ترين شهرهاى آن يعنى مكّه و مدينه ) موردمـطـالعـه قـرار دهـيـم ؛ آنـگاه به حركت امت در كوفه و پس از آن دربصره بپردازيم .اى زينب

اى چكيده فضيلته!

اى عصاره على عليه السلام

اى زينب، اى آينه على نما، اى جلوه دوباره زهرا سلام الله عليها !

اين دل، حرارت مودّت تو را چنان در خود احساس مى‏كند، كه شيرينى عسل را در ذائقه، و دلنشينى اذان را در گوش، و جان بخشىِ عطر ياس را در مشام!

تو را نه تنها از -روز عاشورا- و لحظه -وداع آخرين- و در سفر شام و قافله سالارى اسيران مى‏شناسيم، بلكه از آنروز كه خانه على و دامن فاطمه را با آمدنت روشن و گرم ساختى.

از آن روز، كه كودكى خردسال بودى و داغ رحلت جدّت پيامبر و خاك سپارى او را ديدى و خود را به آغوش مادرت فاطمه افكندى و داغ شهادت جانسوز مادرت زهرا سلام الله عليها را چشيدى و پس از شركت در مراسم غسل و دفن مخفيانه و شبانه مادر به دامانِ عطوفت على عليه السلامپناه بردى .

از آن روز كه كنار برادرانت در مدينه مى‏زيستى تا على عليه السلامبه خلافت رسيد.

از آن روز كه زير سايه عطوفت‏بار اميرالمؤمنين به سر مى‏بردى، تا آن كه شاهد -محراب خونين كوفه- گشتى و كنار بستر اميرالمؤمنين همراه برادرانت نشستى و آخرين وصيت‏هاى پدرت را كه با تنى رنجور و رنگى پريده و فرقى شكافته بيان مى‏كرد، شنيدى و اشك ريختى.

از روزى كه جگر پاره پاره برادرت امام مجتبى عليه السلام را بر طشت ديدى و سوختى و گريستى، و در تشييع جنازه برادرت، شاهد تيرباران شدى آن تابوت بودى و بر تربت او در بقيع اشك ريختى ولى در غمكده خانه، دل به وجود برادرت حسين عليه السلامخوش داشتى.

از روزى كه با همسرت -عبداللَّه بن جعفر- خداحافظى كرده، در ركاب سيدالشهدا عليه السلام ، شبانه سفر عشق را آغاز كردى و از مدينه به -مكه- و از مكه به -كربلا- با پاى دل سفر نمودى.

از روزى كه پا به پاى سالار شهيدان، كوه كوه مصيبت را بر شانه صبورى‏ات نهادى و غم عزيزان را تحمّل كردى.

از روزى كه به عنوان آموزگار جهاد و صبر، از درياى خون گذشتى و شهادت هفتاد و دو ستاره را با چشم ديدى و بر پيكر خورشيد و حنجر خونين بوسه زدى.

از روزى كه دو فرزندت را در عاشورا، به پاى -امامت- فدا كرده، قربانى خدا ساختى.

از روزى كه -اسارت- و -شهادت- را، ميان خودت و حسين عليه السلام ، تقسيم كردى.

اسيرى بودى آزادى بخش، كه آزادى را با اسارت خويش به ارمغان آوردىو آزادى را از -اسارت- آزاد كردى!

در اوج قدرتِ دشمن، على‏وار خطبه خواندى و غرور امويان را درهم شكستى و يزيديان را به هراس افكندى

پرچم عزّت و كرامت را بر بام زمان به اهتزاز درآوردى و مشعل هدايت شدى.

امروز تا هميشه تاريخ، شرف و شهامت مديون توست و انسانيت، شاگرد مكتب عفاف و آزادگى تو.

اى دختر زهرا و يادگار على!

پيروان و شيفتگان با افتخار، نام تو را به عنوان يك الگو مى‏برند و سطر سطر زندگانيت را به عنوان درس، مرور مى‏كنند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:91.txt">درباره کتاب</a><a class="text" href="w:text:92.txt">مقدمه دفتر</a><a class="text" href="w:text:93.txt">پيشگفتار</a><a class="text" href="w:text:94.txt">عقيله بنى هاشم</a><a class="text" href="w:text:95.txt">زينب (س) در سرزمين كربـلا</a><a class="text" href="w:text:96.txt">سخنرانى دختر على (ع ) در كوفه</a><a class="text" href="w:text:97.txt">اسرا در مجلس ابن زياد</a><a class="text" href="w:text:98.txt">يزيد سعى مى كند جنايت را به گـردن ابن زيـاد بيندازد</a><a class="text" href="w:text:99.txt">راهى شدن كاروان به سوى مدينه</a><a class="text" href="w:text:100.txt">سخن گفتن حضرت سجاد (ع ) براى مردم</a><a class="text" href="w:text:101.txt">محل دفن حضرت زينب (س)</a><a class="text" href="w:text:102.txt">فرجام جنايتكاران</a><a class="text" href="w:text:103.txt">فهرست منابع و مآخـذ</a><a class="text" href="w:text:104.txt">پاورقی</a></body></html>حركت امت در حجاز
تـاريـخ دربـاره حـركـت امـت در حـجـاز و در دو شـهـر مـهـم آن روز آنسـرزمـيـن يـعـنـى مـكـه مكرمه و مدينه منوره ، مجموعه اى از حوادث ورويـدادهـا را ثـبـت كـرده اسـت كه به ترتيب زمان وقوع آن ها، موردمطالعه قرار مى دهيم .
پذيرايى مردم در مكه از امام حسين (ع )
مـردم مـكـه از خـبـر ورود امـام حـسـيـن (ع ) بـسـيـار شـادمـانگـشـتـند(370) و از ايشان به طرز باشكوهى پذيرايىكـردنـد. آنـان در حـالى كـه نـسبت به ديگر شخصيت هاى حاضر درشـهـر بـى اعتنا بودند، پيوسته نزد آن حضرت آمد و شد داشتند 