ليدو در دهـانـش گـذاشـت . او بـه بـصره رفت و بصريان پس از مرگيـزيد بن معاويه بر او اتفاق كردند و عبدالله بن زبير نيز او راتاءييد كرد.
ابـن حـبـان گـويـد: او در سـال 79 بـر اثـر بادهاى گرم مرد و درابـواء دفـن گـرديـد. مـحـمـد بـن سـعـد گـويـد: او درسال 84 هنگام پايان فتنه عبدالرحمن بن اشعث در عمان وفات يافت. او از بـيـم حـجـاج بـه آنـجـا گـريـخـتـه بـود (ر. ك . تـهـذيـبالكـمـال ، ج 10، ص 74). ((وى پيك حسن بن على (ع ) از مداين نزدمـعـاويـه بـود... او از مـسـلمـانان بزرگ بود كه به بصره رفت ودرآنجا سكونت گزيد و خانه اى ساخت . در روزگار مسعودبن عمروو خـروج عـبـيـدالله از بصره ، ميان مردم اختلاف پيش آمد و سرانجامبـر سـر ايـنـكـه عـبـدالله بن حارث بر ايشان نماز بخواند و بيتالمال را به دست داشته باشد توافق كردند. آنگاه موضوع را بهعبدالله بن زبير نوشتند و گفتند: ما به او رضايت داده ايم .
ابـن زبـير نيز او را بر حكومت بصره باقى گذاشت ، ولى پس ازيـك سال بركنارش كرد. عبدالله بن حارث به عمان رفت و در آنجامرد. او ظاهر الصلاح بود و مردم از او رضايت داشتند.
مـردم بـصره به دليل از هم پاشيدگى اوضاع شهر از او خواستندكـه خـشـونـت بـه خـرج دهـد؛ او خـود راعـزل كـرد و در خـانـه اش نـشـست ... (ر.ك . تاريخ بغداد، ج 1، ص212؛ سير اعلام النبلاء، ج 1، ص 201).
مـامـقـانـى گـويـد: هـر چـنـد اشـخاص سه گانه - يعنى ابوموسىاصـفـهـانـى ، ابـن منده و ابن عبدالبر ـ او را توثيق كرده اند. ولىمـبـنـاى تـوثـيـق آنـان مـعـلوم نـيـسـت . پس از آنكه از ظاهر كلام شيخ(طـوسـى ) اسـتـفاده كرديم كه او مذهب اماميه دارد، موثق شمرده شدنوى از سـوى جماعت را مدحى تلقى مى كنيم كه او را در زمره راويان((حـسـن )) قـرار مـى دهـد. (ر.ك . تـنـقـيـحالمقال ، ج 2، ص 176).
نـمازى گويد: حسن (ع ) او را نزد معاويه فرستاد و ابن زياد او راهـمـراه مـخـتار و ميثم به زندان افكند... برخى از روايت هاى سودمندوى ((حسن )) است . (مستدركات علم الرجال ، ج 4، ص 508).
647- خلاصه زندگينامه وى پيش از اين گذشت .
648- تـاريـخ طـبـرى ، ج 3، ص 281؛ نـيـز ر.ك .مقتل الحسين ، مقرم ، ص 149.
649- تـاريـخ ابـن عـسـاكـر، ص 298، شـمـاره 256؛ نـيـز ر.ك .البدايه والنهايه ، ج 8، ص 178.
650- ر.ك . جلد اول همين پژوهش .
651- ر.ك . الارشـاد، ص 201؛ الاخـبـارالطـوال ، ص 228؛ الفـتـوح ، ج 5، ص 21؛ تاريخ طبرى ، ج 3،ص 271.
652- ر.ك . قـامـوس الرجـال ، ج 8، ص 214؛ و ر.ك . تـنـقـيـحالمقال ، ج 2، ص 346.
653- ر.ك . الارشـاد، ص 202؛ گـفـت و گـوى امـام بـا مـسـلم درپافشارى حضرت بر پيمودن شاهراه .
654- ر.ك . الارشاد، ص 219؛ تاريخ طبرى ، ج 3، ص 297.
655- ر.ك . الفـتـوح ، ج 5، ص 75؛مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1، ص 311.
656- ابصار العين ، ص 158.
657- مـقـتـل الحـسـيـن ، خـوارزمـى ، ج 2، ص 25؛ مـنـاقـبآل ابى طالب ، ج 4، ص 104.
658- ابصار العين ، ص 159.
659- همان ، ص 220، (الفائدة الثالثه ).
660- مـامـقانى گويد: امام زمان (ع ) اينگونه بر او درود فرستادهاسـت : السلام على جنادة بن كعب بن حارث انصارى و ابنه عمرو بنجناده . (تنقيح المقال ، ج 1، ص 234).
661- ر.ك . مستدركات علم الرجال ، ج 2، ص 239.
662- ر.ك . الاقـبـال ، ج 3، ص 79؛ و بـهنقل از آن بحار، ج 98، ص 273.
663- ابصار العين ، ص 158.
664- مـقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2، ص 25 و ر. ك . بحار، ج 45،ص 28 به نقل از مناقب آل ابى طالب ، ج 4، ص 104.
665- مقتل الحسين ، مقرم ، ص 253.
666- بـحـار، ج 45، ص 27ـ28؛ و ر.ك .مـقـتـل الحـسـيـن ، خـوارزمـى ، ج 2، ص 25ـ26؛ مـنـاقـبآل ابى طالب ، ج 4، ص 104.
667- ر.ك . الحـدائق الورديـه ، ص 122؛ تـنـقـيـحالمـقـال ، ج 2، ص 145؛ مـسـتـدركـات عـلمالرجـال ، ج 4، ص ‍ 404؛ قـامـوس الرجـال ، ج 6، ص 119؛الاصابه ، ج 3، ص 307.
 
back page 	

 

668- ابـصـار العـين ، ص 158، سماوى گويد: از نوادگان عمار،عبدالله بن احمد بن عامر بن سليمان بن صالح بن وهب بن عمار يادشـده اسـت كه يكى از راويان و علماى شيعه و صاحب كتاب ((قضاياامـيـرالمـؤ مـنـيـن (ع ))) مـى بـاشد و آن را از پدرش از امام رضا(ع )نقل مى كند. ابصار العين ، ص 197 ـ 198.
669- تنقيح المقال ، ج 2، ص 317.
670- الاقـبـال ، ج 3، ص 79 و 347؛ بـهنقل از آن بحار، ج 45، ص 72.
671- ر.ك . قاموس الرجال ، ج 8، ص 7.
672- ر. ك . الاقـبـال ، ج 3، ص 79؛ بـهنقل از آن ، بحار، ج 45، ص 72 و 73.
673- ر.ك . ابـصـار العـيـن ، ص 121ـ122؛ تاريخ طبرى ، ج 3،ص 307 و 318.
674- ر.ك . الاقبال ، ج 3، ص 79 و 345؛ بحار، ج 98، ص 273و 340.
675- ابصار العين ، ص 126ـ127.
676- تاريخ طبرى ، ج 3، ص 329.
677- همان .
678- همان .
679- همان .
680- ر.ك . ابصار العين ، ص 126 ـ 130؛ الحدائق الورديه ، ص122.
681- گـفـتـه هـاى نـمـازى در مـسـتـدركـات عـلمالرجال ، (ج 4، ص 221) كه مى گويد او ـ پس از شكست مسلم ـ بهكـوفـه رفـت و بـه امام حسين (ع ) پيوست تا آنكه در حضورش بهشـهـادت رسـيـد، درست نيست . زيرا امام (ع ) در آن هنگام تازه از مكهبيرون آمده و در راه بود.
682- ر.ك . ابصار العين ، ص 129ـ130.
683- ر.ك . بخش هاى پيشين همين كتاب .
684- ر.ك . ابصار العين ، ص 131ـ132.
685- تنقيح المقال ، ج 2، ص 45. ولى شوشترى يادآور شده استكـه تـاريـخ بازگشت عبدالرحمن ارحبى نزد امام (ع )، دراينكه پيشيـا پـس از قـتـل مـسلم بوده است ، بر وى معلوم نيست . (ر.ك . قاموسالرجال ، ج 6، ص 123).
686- ابصار العين ، ص 132.
687- الاقبال ، ج 3، ص 79.
688- بحار، ج 98، ص 340.
689- ر.ك . الارشاد، ص 203.
690- ر.ك . ابصار العين ، ص 151ـ152.
691- ر.ك . خزانة الادب ، ج 2، ص 158.
692- ر.ك . ابصار العين ، ص 153.
693- تنقيح المقال ، ج 3، ص 328.
694- ر.ك . ابصار العين ، ص 153ـ154.
695- ر.ك . حياة الامام الحسين بن على (ع )، ج 3، ص 234.
696- ر.ك . ابصار العين ، ص 99.
697- ر.ك . اسد الغابه ، ج 1، ص 123.
698- هـمان طورى كه سماوى در آغاز زندگينامه حجاج نوشته است(ابـصـار العـين ، ص 212)، وى نامه مسعود بن عمر را نزد امام (ع )نبرده است . براى آگاهى بيشتر ر.ك . بخش هاى پيشين همين كتاب .
699- ر.ك . ابصار العين ، ص 213ـ214.
700- الحدائق الورديه ، ص 122.
701- ابصار العين ، ص 214.
702- الحدائق الورديه ، ص 122. 703- به دو زيارتنامه رجبيهو ناحيه مقدسه ، القائميات گفته مى شود.
704- در زيارت ناحيه مقدسه سلام بر وى چنين آمده است : ((السلامعلى قعنب بن عمر التمرى )) (الاقبال ، ج 3، ص 78).
705- ابصار العين ، ص 215ـ216.
706- ر.ك . ابصار العين ، ص 189ـ190.
707- ر.ك . ابصار العين ، ص 192.
708- ر.ك . مستدركات علم الرجال ، ج 1، ص 533.
709- ر.ك . ابصار العين ، ص 192.
710- همان ، ص 191.

 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:934.txt">درباره کتاب</a><a class="text" href="w:text:935.txt">پيشگفتار</a><a class="text" href="w:text:936.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:937.xml">كاروان حسينى در راه عراق</a><a class="folder" href="w:html:940.xml">كوفه در دوران مسلم بن عقيل</a><a class="folder" href="w:html:947.xml">وقايع منزلگاه هاى راه مكّه ـ كربلا</a><a class="folder" href="w:html:954.xml">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه ، جلد ۳
(از مكه مكرمه تا كربلاى معلى )

نویسنده : شيخ محمد جواد طبسى

منبع : مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنپيشگفتار
الحـمـد لله الذى جـعـل الحمت مفتاحاً لذكره و دليلا على نعمه و آلائه و الصّلاة و السّلام على اش