ا من همان كنيد كه با پدرانم كرديد. هرگز! به خدا سوگند! كه هنوز جراحت ما سرباز نكرده و التيام نيافته است . پدرم ديروز شهيد شد و زن و فرزندش اسير گشتند. آن مصيبت بزرگ ، فراموش شدنى نيست . تمام وجودم متاءلم اسـت . جـانـم فـداى شـهيدى باد كه در كنار فرات به شهادت رسيد كيفر قاتلان او آتش دوزخ است )). (43)
و بـه هـمـيـنـجا امام زين العابدين عليه السّلام كلام خود را پايان داد، اما اين سخنرانيهاى مـهـيّج ، كار خود را نمود و يك جريان فكرى ايجاد كرد و موجى توفنده به وجود آورد كه سـالهـاى سـال ، اثـر آن پايدار بود و از آن تاريخ به بعد، كوفه هرگز آرام نگرفت تا بالا خره تمام قاتلين و جنايتكاران ميدان كربلا، مكافات دنيايى خود را ديدند.
كـوفـه چـگـونه مى توانست آرام بگيرد و از لوث جنايتى كه اتفاق افتاده پاك گردد در حـالى كـه هـمـه با چشمهاى شگفت زده خود، ديدند و با گوش خود شنيدند كه سر بريده حسين عليه السّلام در بالاى نيزه قرآن مى خواند و با صوتى آسمانى فرياد مى زد:
(اَمْ حَسِبْتَ اَنَّ اَصْح ابَ الْكَهْفِ وَالرَّقيمِ ك انُوا مِنْ اي اتِن ا عَجَبا ). (44)
و در حـقـيقت ، با طنين اين صداى روحبخش حسين عليه السّلام نداى پيروزى خود را به مردم كوفه و سراسر جهان ، اعلام كرد. (45) مقدمه ناشر

بسمه تعالى

تبيين شخصيت افراد مؤثر در تاريخ، و بيان حالات آنها و بيان شخصيت و هويت و پرداختن به كنش ها و واكنش هايى كه از آنها صادر مى شود ، امرى بسيار ظريف، دقيق و دشوار است.

پرداختن به شخصيت هايى كه در طول تاريخ تأثيرهاى مثبت داشته اند تحديد مواضع و شخصيت آنها كارى دشوارتر از تاريخ نگارى و نگاه به حيات آنها از جنبه تاريخى است.

در شيوه علمى تاريخ نگارى، مورّخ موظف است بر اساس مدارك و مستندات صحيح در حد بضاعتش بدون حب و بغض وقايع را بنگارد ، نظر نمى دهد ، قضاوت نمى كند ، و صرفاً بيان مى نمايد.

لكن شخصيت پردازى به جهت بيان مواضع در مقامى حساس قرار خواهند داشت .

از دير باز علماى شيعى و دانشمندان عامّه و حتى مستشرقين ساير ملل ، پيرامون شخصيت سيد الشهداء و اصحاب او سخن ها گفته و مقالاتى تدوين نموده اند و هزاران كتاب به رشته تحرير درآورده اند ، و هر چند بيشتر اين كتب حاوى نكات ارزنده و تازه اى است لكن آن همه بيانگر گستره ابعاد وجودى آنان نخواهد بود.

لذا پرداختن به اين موضوع بخصوص در عصر كنونى كه عصر انفجار فن آورى هاى مادى است و تكنولوژى با سرعت هرچه بيشتر پيشرفت مى نمايد و هر لحظه در زندگى بشر پر رنگ تر مى گردد بيش از هر زمان مورد نياز مى باشد.

چرا كه امروز نياز معنوى بشر وفقر روحى او بيش از هر زمان است.

انديشمند فرزانه و محقق متتبع حضرت استاد حسين انصاريان در مكتوب حاضر سعى نموده اند كه شخصيت اصحاب سيد الشهداء را مورد بحث قرار داده و اگر اشاره به بعضى از شخصيتهاى اين حادثه به صورت خاص شده است جنبه زندگى نامه و تاريخ نگارى مد نظر نبوده است و از اين اشارات نيز براى تبيين هرچه بيشتر شخصيت و ابعاد وجودى آنان بهره گرفته است.

اين اثر با توجه به اينكه برگرفته شده از قلم عالمانه ايشان مى باشد در نوع خود اثرى پر قيمت و تحقيقى در اين موضوع خواهد بود .

اميد است بر اهل تحقيق درى براى ورود به شناخت اصحاب آن حضرت و براى اهل حال و عمل اسوه اى براى آراسته شدن به فضائل آن بزرگان باشد.

واحد تحقيقات دار العرفانپيشگفتار

اينجانب در رابطه با اصحاب باكرامت حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) ، كه به خاطر روح بزرگ و ايمان و اخلاق و عملشان اسوه انسان ها در همه ادوار شدند ، و به فرموده سالار و مولايشان سيد الشهداء (عليه السلام) : بهتر از آنان در همه عالم وجود ندارد ; و به فرموده رسول حقّ (صلى الله عليه وآله وسلم) : اختران كويش تو گويى ستارگانند و در قيامت بزرگان شهداى امّت من هستند ; و به فرموده حضرت باقر (عليه السلام) : گذشتگان از آنان پيشى ندارند ، و آيندگان به آنان نمى رسند ; قدرت قلم زدن و بيان واقعيّت را ندارم .

در عين عجز و ناتوانى نسبت به توصيف اين بزرگ انسان هاى بى نظير ، در ده شب عاشورا به سال 1366 شمسى هجرى مطالبى را در يكى از جلسات مذهبى تهران ايراد كردم . من خبر از نكات برجسته آن سخنرانى ها نداشتم . مؤسسه تحقيقاتى دار العرفان پس از توجّه و دقّت به محتواى آن سخنرانى ها مرا به نكات عميق آن توجّه داد ، و از من خواست تا پس از پياده شدن متن سخنرانى ها و تبديل آن مجموعه با تحقيقى كامل به كتاب ، اين مجموعه را به چاپ برساند .

خداوند عزيز بر من منّت نهاد تا مطالب را در حدّ لازم بدين صورت كه پيش روى شماست درآورم . اميد است براى خوانندگان عزيز قابل استفاده باشد ، و بزرگوارانى كه در مجالس مذهبى به خصوص ايّام عاشورا براى اقامه حقّ سخن مى گويند ، مطالب اين كتاب را براى مردم نقل كنند ، باشد كه مستمعين از پرتو وجود اصحاب حضرت حسين (عليه السلام) و شعاع نورانى آن بزرگواران بهره وافر معنوى ببرند و از اين طريق سعادت دنيا و آخرت خود را تضمين نمايند .

در اين نوشتار بجز آيات قرآن و روايات و شرح حال بعضى از ياران امام آنچه مى خوانيد برداشت اينجانب از شخصيت ايمانى و اخلاقى اصحاب حضرت حسين (عليه السلام)است . در صورت مشاهده نقص ، اينجانب را از طريق مؤسسه تحقيقاتى دار العرفان آگاه ، تا در چاپ هاى بعدى اصلاح شود .

در ضمن از جناب حجة الاسلام آقاى حاج سيد محمد جواد هاشمى سرپرست محترم نشر دار الصّادقين كه براى اولين بار اين اثر را به زيور طبع آراستند قدردانى مى نمايم .

اميد است همه ما به گونه اى حركت كنيم كه خداوند متعال در دنيا و آخرت ما را جزء ياران واقعى حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) قرار دهد ، و براى برپايى دين حقّ و اقامه واقعيات توفيق عنايت فرمايد .

كمترين خادم حضرت حسين (عليه السلام)

فقير حسين انصاريان

28/12/1375حادثه اى بى مانند

سخن از برپا كنندگان حادثه اى بى مانند ، واقعه اى عظيم ، اتفاقى عبرت آموز و حقيقتى بى شبه و مثل است ، كه براى تمام انسان ها ، در همه ادوار حيات و زندگى ، منبعى سرشار از پند و موعظه و نصيحت و درس است .

اهل مُلك و ملكوت ، و ساكنان زمين و آسمان ، برپا كنندگان چنين حادثه اى را جز يك بار نديدند و به غير از يك مرتبه واقعه اى بدين صورت ، و به اين كيفيت در تمام فضاى باعظمت حيات اتفاق نيفتاد ! !
دگر تا جهان هست بزمى چنين 	  	نبيند به خود آسمان و زمين

تحقق اين واقعه بى نظير در سرزمين كربلا بر دو طايفه تكيه داشت ، گروهى زمينى محض ، و قومى آسمانى خالص .

گروه آسمانى در عرصه گاه حيات خود ، جز خدا محورى ، عشق به حقّ ، اداى مسؤوليت در راه رضاى دوست ، برپا كردن پرچم حقيقت ، روشن نگاه داشتن چراغ فضيلت ، برانداختن كاخ ستم و بيداد ، ريشه كن كردن شجره خبيثه و سرسبز نگاه داشتن شجره طيّبه ، انديشه ديگر نداشتند .

و آن گروه ديگر ، يعنى طايفه مادّى مسلك و قوم زمينى ، در جولانگاه زندگى خويش ، جز طاغوت محورى ، پيروى هواى نفس ، تعطيل وظايف اخلاقى ، 