ت به همان جايى كه از آنجا آمدم 2 - بيعت با يزيد 3 - باز گشت به برخى مرزها (332). ليكن محور دوم اين پيشنهاد كاملا دروغ است زيرا تمام نهضت براى اين پديد آمده است كه با يزيد بيعت نكند اگر قرار بود امام حسين عليه السلام بيعت يزيد را بپذيرد كه در همان جلسه وليد بن عتبه فرماندار مدينه مى پذيرفت اين حركت بزرگ و اين تلاش هاى گسترده براى چيست ؟! افزون بر اين امام در هيچ شرايطى بيعت با يزيد را صلاح نمى ديد نه در شرايطى كه در مدينه داشت و نه شرايطى كه اكنون بريا وى پيش آمده و شديدا در محاصره دشمن قرار گرفته است . زيرا آنان بارها اظهار نمودند يا بيعت و يا جنگ . اگر امام راضى به بيعت مى شد وى را رها مى نمودند. گر چه اين خطر نيز وجود داشت كه طرح موضوع بيعت از سوى حزب عثمانيه تنها فريب باشد. امام اگر بيعت مى كرد وى را به شهادت مى رساندند. همان گونه كه مسلم را امان دادند ليكن به شهادت رساندند.
در هر صورت از شواهد قطعى اين موضوع مستند است كه امام هنگام مواجه شدن با سپاه دشمن و بويژه ان موقع كه در محاصره شديد دشمن قرار گرفت سخن از باز گشت و انصراف دارد. اينك اين سوال ها پى آمد اى اقدام امام خواهد بود كه امام به كجا مى خواهد بر گردد؟ دو ديگر اين كه منظور امام از باز گشت چه مى تواند باشد، ايا باز گشت يعنى توقف نهضت حسينى ؟! سوال سوم كه نيز بايد پاسخ داده شود چه شرايط فراهم آمده است كه امام عزم برگشت دارد؟! با بدست آوردن پاسخ اين نوع پرسشها اهداف مرحله دوم نيز شفاف خواهد شد.
جواب سرسش اول را از شواهدى كه عنوان شد مى توان به كف آورد كه در برخى سخن از باز گشت به هماى جايى كه از ان جا كه آمدهام انا انصرف من حيث جئت . (333)
در برخى ديگر اشاره شده بود كه به جاى ديگرى از زمين باز گردم : فدعونى انصرف مانى من الارض (334). شايد منظور امام حرم رسول الله (ص ) باشد. شايد منظور باز گشت به مكه حرم امن الهى باشد. كه از همانجايى كه آمدهام البته مى دانيم كه حزب عثمانيه حتى دو حرم امن الهى نيز بر امام نا امن ساخته بود و در ان شرايط حساس كه مركز انديشه شيعه عراق و كوفه اين گونه نا امن شده است كدامين امن خواهد بود؟! در عين حال امام مى خواهد از شرايط نجات حاصل كند. و به جاى روى آورد كه اين مرحله از نهضت را به گونه ديگرى سپرى سازد. گرچه امام پيش بينى مى نمود كه با باز گشت وى موافقت نخواهد شد.چرا تصميم بر گشت ؟!  
مهم تر ز همه پاسخ سوال دوم است كه اين تصميم از جانب امام هما چگونه و بر اساس چيست ؟ ايا امام نهضت خويش را متوقف مى نهد. ايا چون مى داند آنان پيشنهاد وى را نمى پذيرند اتمام حجت مى نمايد! و يا اين كه اين تصميم در اين شرايط يك تاكتيك به حساب مى ايد. محور نخست كه به طور كلى منتفى است زيرا نهضت با اين عظمت در هيچ شرايطى توقف بردار نخواهد بود. نهضت حسينى يك نهضت و انقلاب معمولى نيست كه با تعبير برخى شرايط رهبرى ان پشيمان شده يا تسليم دشمن شود يا نهضت را ناقص و بى ثمر رها سازد.
آنچه از سيره محكم اهل بيت عليهم السلام به دست مى ايد، اين است كه امام همام اين تصميم را بر اساس تغيير روش و تاكتيك مى گيرد. در عين حال كه اتمام حجت ديگرى به ستم پيشگان از خدا بى خبر مى توان باشد. امام مصمم است با آگاهى كامل تا آخرين رمق در برابر حزب عثمانيه قد برافراشته و سايه شوم آنان را از سر مردم مسلمان كوتاه نمايد و دين خدا را در جامعه مستقر سازد. ليكن اكنون بخاطر اين كه مقابل يك سپاه بزرگ قرار گرفته و در آستانه يك جنگ نا برابر روبرو شده است ، سخن از باز گشت دارد.
امام مى خواهد با اين پيشنهاد اين مرحله از نهضت را بدون درگيرى سپرى كند و شرايط بهترى براى وى پديدار شود. اين شرايط حضرت و يارانش را شديدا محاصره قرار داده و اجازه هيچ گونه تصميمى را نمى دهد. يا تسليم ذلت بار يا كشته شدن با عزت و افتخار. امام مى خواهد شرايط را با بازگشت دگرگون ساخته ، اين شرايط را از فرو پاشد. شرايط كه عبيد الله پديد آورده است يك شرايط استثنايى است كه اين گونه تتوانسته است هواداران حزب عثمانيه را ساماندهى نمايد و كوفه بلكه عراق را تسخير نمايد. اين شرايط هميشه پايدار نخواهد ماند اگر نهضت از اين بحران عبور كند، چه بسا فرصت هاى ديگرى فراهم آورد و به نوع ديگر تداوم يابد. شايد فرصت فراهم شود كه ارتباط امام با هواداران و تشكل همسوى اهل بيت در كوفه بر قرار شود و حضرت با ساماندهى نيروهاى خود رفتار ديگر و موضع ديگرى را در پيش گيرد.
بر اين اساس باز گشت امام كه به ان پا فشارى مى شود مى تواند براى نهضت امام حسين عليه السلام فضاى ديگرى پديد آورد، تا در ان فضا فرصت سازى شده و به شيوه بهتر و برترى در مصاف با حزب عثمانيه قرار گيرد.
كه عدم پذيرش اين پيشنهاد از جانب حزب حاكم نيز گواه بر اين نكته است كه باز گشت امام به سود حزب عثمانيه نبوده است .
با اين توضيحات جواب دو سوال تا اندازه اى شفاف مى شود اينك سوال سوم مطرح است كه شرايط چگونه بوده است و سپاه عبيد الله چه مقدار و از چه توان مندى برخور دار بود و چگونه و از كجا فراهم و بسيج شد، كه امام هنگامى كه رو در روى آنان قرار مى گيرد پيشنهاد برگشت مى نمايد. پيش از بررسى اين محورها تحليل اهداف مرحله دوم بايسته مى نمايد.
اهداف مرحله دوم  
با توجه به شرايط جديد و دگرگونى كه در اوضاع عراق پيش آمده است و با توجه به اين كه عزم بر بازگشت امام تنها يك تغيير روش و انتخاب تاكتيك ديگرى در ستيز با حزب عثمانيه مى باشد، نهضت امام در هيچ شرايطى متوقف نمى شود.
از جانبى دشمن نيز امام را رها نمى سازد و همواره بر فشارهاى نظامى خود مى افزايد. اينك كه امام حسين عليه السلام تصميم بر تداوم نهضت دارد، هدف امام از تداوم نهضت چه مى تواند باشد، و براى رسيدن به اين اهداف با توجه به اين كه با باز گشت ام موافقت نمى شود چه راهى را در پيش ‍ مى گيرد؟
در مورد پرسش نخست مى توان گفت كه هدف اين مرحله از نهضت با مرحله نخست هيچ تفاوتى ندارد. انگيزه هاى مرحله دوم همان انگيزه هاى مرحله نخست است . يعنى استقرار دين الهى در جامعه و ساماندهى اجتماعى .
و البته با تداوم حاكميت حزب عثمانيه نيز اين هدف تامين نخواهد شد پس ‍ امام همام همان اهداف را دنبال مى نمايد. مى خواهد در قدوم اول سايه شوم حزب عثمانيه از سر امت اسلامى بر طرف شود، تا زمينه استقرار دين و ساماندهى اجتماعى پديدار شود. در عين حال تامين اين اهداف با مرحله اول اين تفاوت آشكار دارد كه در مرحله اول اقدام امام بر اين اساس ‍ بود كه راه اندازى يك جريان بزرگ اجتماعى و هماهنگى نيروهاى تشكل همسو. يعنى يك انقلاب فراگير مردمى عليه حاكميت حزب عثمانيه و سر نگونى اين حزب . اينك با دگرگون اوضاع اين اهداف از اين راه تامين نخواهند شد. زيرا تشكل همسو سخت سركوب شده و اسيب ديده است . در عين حال ايا راه و روش ديگرى براى تامين اين اهداف باقى مانده است ؟
به نظر مى رسد يك راه ديگر باقى است كه در اين فرصت و در اين مرحله از نهضت امام ان را انتخاب مى نمايد و ان 