ت و آنان را براى پيمودن راه پر خطر آماده ساخت .
از اين رو شب عاشورا كه بايد شب پر التهاب باشد شبى بسيار ارام براى كاروان حسين است . شبى است كه با حسين با خداى خود خلوت مى نمايد و مناجات مى نمايد و آماده لقاء الله مى گردد. ياران حسين به اسغفار و مناجات مى پردازند و روح خود را آماده لقاء الله مى سازند. هر چه خطر نزديك تر مى شود و بايد التهاب افزون گردد، ليكن به آرامش آنان افزون مى شود، كه نفوس آنان مطمئنه شده و آماده رجوع به لقاء الله است نداى يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضيه مرضيه (379) تجلى يافته است .
روز عاشورا  
اينك شب پر خطر و شگفت انگيز سپرى شده و روز موعود فرا رسيده است . مهلت تمام شده بايد سر نوشت رغم بخورد.
ياران حسين كه در شب عاشورا ارزو مى كردند كه كاش هزار جان مى داشتيم در اره حسين ايثار مى كرديم (380) اينك فرصت ايثار فراهم آمده است . اينك خالص ها جدا شده اند. نا خالص ها رفته اند و خالص ها و انسان هاى ناب مانده اند، تا از خود سترگى درخشان به ياگارى نهند. مانده اند تا فداكارى و ايثار بياموزند، مانده اند تا از حرم رسول الله (ص ) و حريم اهل بيت دفاع كنند، مانده اند تا از حسين و زينب دفاع نمايند. مانده اند تا از دين و باورهاى خويش دفاع كنند.
روز عاشورا روز رويا رويى دو جبهه ، عبيد الله كه به جز خشونت و خيانت به چيزى نمى انديشد. سپاه ديگر كه به جز به مسووليت به چيز ديگر فكر نمى كند. سپاه به جز فراهم آوردن رضاى خدا به چيزى نمى انديشد. اين كاروان كوچك به در مسووليت بزرگ مى انديشد. نخست حفظ و حراست از حريم و حرم رسول الله (ص ) و عترت تا آنجا كه توان و جان دارد. دو ديگر روشنگرى و شفاف نمودن موضع دو جبهه و سخن با سپاه مقابل . به همين جهت هم امام همام و هم يارانش بارها با دشمن سخن گفتند و موضع حق خود را آشكار ساختند تا بلكه گوش شنوايى باشد!
افزون بر خطبه هاى روشن و آتشين حسين عليه السلام سخنرانى هاى شفاف و متعددى از سوى ياران همانند حبيب بن مظاهر زهير بن قين و... صورت مى گرفت و سپاه فريب خورده حزب عثمانيه را از فرجام كارش بر حذر مى داشتند. پيشينه جنايت بار زياد در كوفه و اطراف را به ياد آنها مى آوردند. (381)
فرماندهان سپاه عبيد الله در اين هراس بودند كه اگر سخنان امام و يارانش ‍ به گوش سپاه عبيد الله برسد انقلاب و شورش ايجاد مى كند. لذا دستور دادند با ايجاد هلهله و سر و صدا مانع رسيدن سخنان سپاه حق به سپاه باطل مى شدند. البته برخى از آنان نيز ان مقدار سياه دل شده بودند كه مى گفتند ما همه اينها را مى دانيم ليكن راهى به جز كشتن تو نداريم . (382)
اينك تفاوت دو فرهنگ را مشاهده نما ان يكى ان مقدار سياه دل شده و تاريك مى انديشد كه آشكارا و با آگاهى از فضايل حسين در برابر فرزند رسول الله (ص ) شمشير اهيخته است . اين يكى ان گونه شفاف و عرشى مى انديشد كه اين همه مصيبت را چون در راه خدا تحمل مى كند مى گويد خدا براى ما جز خوبى چيزى نخواسته است . چنانكه هنگامى كه مصيبت ها را به رخ بريد كشيدند وى در پاسخ گفت خواست خدا و رفتار خدا درباره من جز خير و نيكى نبوده است ، صنع الله والله بى خيرا. (383) اين است تفاوت دو فرهنگ !
آغاز گر جنگ  
در مورد متعدد از جانب سپاه امام پيشنهاد آغاز جنگ مى شود، ليكن حضرت هيچ گاه نمى پسنديد كه آغاز گر جنگ باشند و هماره مى فرمود ما آغاز گر نخواهيم بود. (384) دين و عترت شمشير خشونت آشكار نمى سازد.
شمشير خشونت هماره از سوى دشمن دين اهيخته مى گردد. شمشير دين شمشير دفاع است .
سپاه خشونت جنگ را آغاز و ابلهانه به ان افتخار هم مى كند. فرمانده سپاه عبيد الله يعنى عمر بن سعد بن وقاص اولين تير را رها ساخت و ديگران را نيز گواه گرفت كه شاهد باشند كه وى اول كسى است كه به سوى حسين تير مى افكند، اشهدوا انى اول من رمى . (385) حماقت تا كجا؟!
تهاجم سپاه خشونت آغاز، هر لحظه روى دادى بس شگفت رخ مى دهد. از يك جانب عثمانيه به تلافى اينكه عثمان تشنه كشته شده است اب را به رخ حسين و سپاه وى مى بندد، و حصين بن نمير با پانصد نيرو مراقب فرات است كه سپاه حسين به اب دست رسى حاصل نكند، لايذو قوا منه قطره كما صنع بالتقى الزكى المظلوم امر المومنين عثمان بن عفان ! (386) از جانب ديگر حسين عليه السلام مظهر جوان مردى سپاه دشمن حتى اسبان آنان را سيراب مى سازد. (387) كه در حادثه قتل عثمان نيز على بود كه به عثمان محاصره شده اب رساند. (388) و پاكترين دست نسبت به خون عثمان دست على و عترت بود. اينك فرزند همان على به جرم گناه مرتكب نشده تشنه مى ماند. ايا اينان حزب عثمانيه نيستند و عنوان حزب عثمانيه بر اينان گزاف است كه در هر اقدام خويش سخن از تلافى كشته شدن عثمان را به ميان مى اورند.
هنگامى كه خبر شهادت حسين به مدينه رسيد زنان بنى هاشم در مرگ حسين ناله و صيحه زدند. عمرو بن سعيد استاندار مكه در مدينه بود هنگامى كه صداى ناله هاى زنانه بنى هاشم را شنيد، گفت اين ناله ها در برابر ناله هاى قتل عثمان . (389)
در هر صورت روى داد سبز ديگرى كه بسى عبرت اموز است باز گشت حر است . هنگامى كه مشاهده نمود سپاه خشونت عمر سعد تصميم قطعى بر جنگ گرفته است از سپاه باطل جدا شده براى جبران گذشته خويش به سپاه حسين پيوند مى خورد و از حسين عليه السلام عذر خواهى نمود، آنگاه از حريم اهل بيت جآنانه دفاع مى نمايد و رو سفيد و با فرجامى خوش ‍ به شهادت رسيده و در جوار حق مى ارمد. (390)
درگيرى يا صحنه نبرد  
درگيرى دو سپاه آغاز و مدتى دو نيرو درگير مى شوند، تا هنگام ظهر فرا مى رسد. فرصت يك مناجات ديگر، فرصت يك نماز، ولى آخرين نماز، عشق ، نماز پايدارى ابوث ثمامه عمرو بن عبد الله الصائدى زوال ظهر را امام حسين (ع ) الگوى زندگى - جلد 5رى مى نمايد. امام از وى تقدير مى كند و در حق وى دعا مى كند كه خدا شما را از نماز گزاران قرار دهد، جعلك الله من المصلين . آنگاه موذن اذان سر داده امام با سپاهش نماز خوف مى خواند. (391)
بعد از نماز درگيرى ادامه يافته ياران يكى پس از ديگرى حماسه مى آفرينند. در هر لحظه از لحظه هاى روز عاشورا اتفاقى بس بزرگ رخ مى دهد. انديشه هاى بالنده مى شوند و با يارى از ياران حسين به شهادت مى رسند.
از يك جانب خيانت و خشونت و تباهى به اوج رسيده است . از جانبى ايثار و فداكارى و پايدارى درخشش نموده است . ياران يكى پس از ديگرى به شهادت مى رسند. لحظه ها شفاف تر و خطرها نزديك تر.
حسين خود چندين نوبت ميدان رفته و به خيمه هاى خويش باز گشته ، تا لحظه هايى كه تمام ياران از بنى هاشم و ديگران كه آنان نيز از بنى هاشم اند كه سلمان منا اهل البيت ، همگى جان خود را در راه آرمانهاى حسين و استقرار و پايدار دين فدا مى نمايند. ياران حسين ان گونه حق يافته اند كه كه اشك شوق مى ريزند و لحظه شمارى مى نمايند تا لحظه وصال رسد. و ان گونه وفادارند كه در هنگام وداع با حسين اشك وفا مى ريزند و مى گويند نگران حال تو همراهان هستيم كه چه ستمى بر آنان روا خواهند داشت . (392)
شهادت امام حسين عليه السلام  
بعد از ظهر