 حضرت كه همراه حضرت به شهادت رسيده اند در پايين پاى حضرت مدفون هستند كه نزديكترين آنان به حضرت على اكبر مى باشد. (407) البته دو تن از شهداى كربلا جداگانه به خاك سپرده شده اند. يكى حبيب بن مظاهر كه بالاى سر حضرت اندكى جلوتر از حضرت مدفون است و ديگرى حر در اطراف شهر كربلا مدفون مى باشد علت ان مشخص نيست . شايد علت ان تصميم خانواده وى بوده است كه خواسته جنازه را در ان محل به خاك سپارد.شهداى اهل بيت در كربلا  
تعداد افرادى كه از اهل بيت در كربلا به شهادت رسيدند بيست نفر مى توان نام برد كه اينان يا فرزندان امام حسين عليه السلام يا برادران حضرت و يا پسر عموهاى امام بودند.
سالار شهيدان حسين بن على عليه السلام ، فرزندان حضرت ، على بن الحسين معروف به ( على اكبر) و عبد الله بن الحسين رضيع معروف به على اصغر. برادران حضرت ، عباس بن على ، جعفر بن على ، عبد الله بن على و عثمان بن على فرزندان ام النبين ، و محمد بن على و ابوبكر بن على و عبيد الله بن على كه برادران حضرت هفت مى باشند. كه با خود حضرت پسران امير المومنين عليه السلام كه در كربلا به شهادت رسيده اند هشت تن خواهند بود.
ابوبكر بن الحسين ، عبد الله بن الحسين و قاسم بن الحسن ، برادرزاده هاى حضرت عون بن عبد الله بن جعفر، محمد بن عبد الله بن جعفر، و نيز جعفر بن عقيل ، عبد الرحمن بن عقيل ، عبد الله بن عقيل ، و محمد بن ابى سعيد بن عقيل ، عموزاده هاى حضرت و وقتى نام مسلم بن عقيل نيز اضافه شود تعداد شهداى اهل بيت به بيست تن مى رسد. (408)
تعداد و دفن كشته هاى دشمن  
تعداد كشته هاى سپاه حزب عثمانيه را بيش از تعداد شهدا مى باشد.
اگر تعداد شهدا 72 تن صحيح باشد. تعداد كشته هاى عمر سعد را 88 تن ذكر مى نمايند. (409)
عمر سعد پليد بعد از ظهر را تا غروب فرداى ان روز يعنى روز يازدهم را در كربلا مى ماند و دستور مى دهد كشته هاى سپاه خود را دفن نمايند بآنگاه روز 12 يادگاران شهدا و كاروان اسرا به همراه سر مبارك شهدا به طرف كوفه مى دهند. (410)
دفن شهداى كربلا  
بعد از حركت عمر سپاه حزب عثمانيه در روز دوم در حالى بدن هاى شهدا پاره پاره بر روى زمين نهاده شده بودند عده اى از طايفه بنى اسد كه در اطراف بوده براى دفن شهدا حاضر مى شود و با انجام نماز آنان را در مضجع و قتلگاه خودشان دفن يم كنند. امام را در همين جايى كه اكنون مدفون است دفن مى نمايند و على بن الحسين را پايين پاى حضرت جداگانه به خاك مى سپارند. و حضرت عباس را در همان جايى كه به شهادت رسيده بود، در طرف پايين پاى امام با حدود صد متر فاصله ، بقيه شهداء را نيز پايين پاى امام به صورت دسته جمعى به خاك مى سپارند. (411)
پيام هاى و نتيجه ها  
تداوم حاكميت حزب عثمانيه !  
سپاه خشونت بار حزب عثمانيه حسين و يارانش را به شهادت مى رساند و همراهان و فرزندان را به اسارت در شهرهاى بزرگ از جمله پايتخت حزب عثمانيه ، شام گردش مى دهد. به ظاهر يكه تاز ميدان مى شود و طبل پيروزى مى نوازد. يزيد و به دنبال وى چند تن از بنى اميه حاكميت خويش را به مردم گسترش مى دهند و به دنبال بنى اميه بنى مروان كه آنان نيز از تيره و تبار بنى اميه مى باشند (412) حاكميت را به عهده گرفته و تا سال 132 هجرى ( سال انقراض بنى اميه ) حكومت دارى مى نمايند. در اين مدت نزديك به هزار ماه حكومت ، بنى اميه جنايات مانداگار از خود به يادگار مى نهد و سلطه سياه آنان بر سر تا سر سرزمين اسلامى گسترش يافته و بر ال على عليه السلام و هواداران تشكل همسو اهل بيت بيشترين ستم ها وارد مى شود.
اما با همه اين جنايات جنگى بنى اميه اين سوال به صورت جدى مطرح است كه ايا حزب عثمانيه با كشتن حسين و يارانش به اهداف خويش ‍ رسيد. و از اين جنايات طرفى بست ؟
سوال ديگرى كه مطرح است اين كه امام حسين عليه السلام از ميان دو راه بيعت و شهادت ، راه شهادت را برگزيد چه نتايجى را در پى داشت . امام كه راضى به بيعت با يزيد نشده چگونه به اهداف خويش دست يازى نمود.
به ديگر سخن انگيزه امام حسين عليه السلام از رد بيعت و انتخاب راه ايثار و شهادت استقرار دين در جامعه و هنجار بخشيدن به ناهنجارى ها بود، كه با سرنگونى حزب عثمانيه فراهم مى شد. با توجه به شهادت امام و يارانش ‍ اين اهداف مهم چگونه تامين شدند؟ پاسخ اين دو پرسش محورى را مطالب قسمت سوم از جريان هاى اجتماعى عهده دار مى باشد.
اهداف حزب عثمانيه از كشتن حسين عليه السلام  
در بخش زمينه هاى قيام امام حسين اهداف حزب عثمانيه بررسى شد، كه مهمترين هدف آنان از دستيازى به حاكميت سياسى ، دين زدايى ان هم به شكل تحريف دين و از دين بر عليه دين بهره بردن بود. آنان مى خواستند جامعه دينى را به زمان پيش از بعثت رسول الله (ص ) باز گشت دهند.
سران اين حزب كه پايه هاى حكومت آنان در زمان حاكميت معاويه تثبيت شد، بر اين ارزو بودند كه جامعه اسلامى را به همان فرهنگ پيش از اسلام كه خاستگاه حزب عثمانيه را شكل يم داد بر گردانند. اين نكته در بخش ‍ دين زدايى شفاف و تحليل و مستند شد. آنان حسين عليه السلام را بزرگترين مانع در رسيدن به اين اهداف مى ديدند. اينك اين مانع از سر راه برداشته اند. ايا با كشتن حسين هدف حزب عثمانيه تامين شده است ؟
ممكن است گفته شود كه ارى . زيرا با كشتن حسين حكومت يزيد و پس از ان ساير بنى اميه و آنگاه بنى مروان بيش از نيم قرن تداوم يافت و در مجموع بنى اميه حدود يك قرن به جهان اسلام حاكميت داشتند و سلطه خويش را انگونه بسط و توسعه دادند كه در اين مدت هيچ حزب چالشگرى عليه آنها نتوانست اقدام كند و يكه تاز ميدان شده جولان دادند.
آنان انتقام خون عثمان را از بنى هاشم گرفتند، مگر هواداران بنى اميه خود را عثمانى نمى ناميدند و مگر به خون خواهى عثمان به پا نخواسته بودند، مگر هر قتل و غارتى كه على ال على انجام مى دادند به حساب خون خواهى عثمان نمى گذاشتند و مگر عبيد الله هنگامى كه اب را بر روى امام حسين عليه السلام بست نگفت چون عثمان تشنه كشته شده حسين هم بايد تشنه كشته شود.
و مگر يزيد در مجلس بزم رجز نمى خواند و نمى گفت كشته هاى بنى هاشم در كربلا تلافى كشته هاى ابوسفيان در بدر مى باشد. در بدر چه كسانى و براى چه آرمانى كشته شده بودند كه اين كشته را به پاى ان كشته مى نگاشت . مگر در بدر عتبه و شيبه و حنظله بن ابوسفيان و نيز ابوجهل پرچم دار جهالت به هواخواهى كفر شرك كشته نشده بودند. مگر جز اين بود كه آنان براى چالشگرى عليه نور وحى و به دفاع از فرهنگ بت و بت پرستى و شرك مى جنگيدند. پس كشتن حسين در پى همان انگيزه هاى شرك و كفر اميز مى باشد كه اين كشته ها را با آنها مقابله مى نمايد. يعنى يزيد در مسير همان آرمانهاى كشته هاى كفار قريشش حسين را به شهادت رسانده است . و پر واضح است كه ان آرمانها آرمانهاى بى دينى و دين زدايى مى باشد. اين ها اهداف بنى اميه بوده است كه با كشتن حسين به اين اهداف دستيازى نمودند و سال هاى سال بر مردم حكومت كردند و تسمه از گرده مردم كشيدند.
ليكن با تامل بيشتر اين نكته شفاف خواهد شد