 كه اين موارد بسيار اندك از اهداف بنى اميه را شكل مى دهد. و شايد اگر هدف آنان خوب تحليل شود اصولا نتوان اين موارد را هدف آنان به حساب آورد. بنى اميه هدف اصلى شان ريشه زدايى دين بود آنان مى خواستند، با تحريف دين دين را از ريشه بخشكانند و با ولايت آنان به تعبير امام حسين عليه السلام بايد دين رخت بر مى بست : على الا سلام السلام اذا قد بليت الامه بوالى مثل يزيد.
گرچه بنى اميه فرصت حاصل نمودند و از كشته ها سيلاب خون راه انداختند. گرچه بنى اميه به زعم خويش انتقام خون عثمان را با كشتن حسين گرفتند با اين كه عترت آل رسول كوچكترين نقش در ريختن خون عثمان نداشت و پاك ترين دامن در مورد خون عثمان دامن اهل بيت بود.
كه همواره تلاش مى كرد كه انقلاب بزرگ مردم به قتل خليفه منجر نشود كه شرح آن در جاى ديگر آمده است . (413)
گرچه بنى اميه زيادهاى ، بسره بن ارطاه ها و عبيد الله بن زيادها و حصين نميرها را بر مردم مسلط ساختند. گرچه حجاج ها با قداره هاى برنده خويش ‍ بيداد كردند و جنايات ماندگار به يادگار نهادند، ليكن اگر كسى بگويد بنى اميه با كشتن حسين به اهداف خويش دستيازيدند بسيار كوتاه انديشيده است . زيرا اهداف اين نبود اهداف اين نبود كه بنى اميه نيم قرن با يك قرن يا سه قرن به مردم حكومت كنند. اهداف تداوم حكومت بود.
كه در سايه اقتدار سياسى به هدف اصلى كه دين زدايى باشد چنگ اندازى كنند. با توجه به اين هدف كلان و انبوه آنان ، اينك مى توان سوال كرد اگر دين از جامعه رخت برسته است بنى اميه هم به اهداف خويش رسيده اند. اگر نام رسول الله (ص ) زدوده شده است كه معاويه مى گفت من بايد اين نام را بزدايم ، بنى اميه به اهداف خود از كشتن حسين رسيده اند.
اگر حزب عثمانيه توانست جامعه را به خاستگاه خود اين كه عهد جاهليت باشد باز گرداند مى توان گفت به اهداف خويش رسيده اند.
لكين اگر دين در بستر تاريخ سبز و بالنده مى خروشد و اگر نام رسول الله (ص ) در پنج هنگام شبانه روز از هزاران بلكه مليون ها ماذنه سرداده مى شود. اگر معارف توحيدى و انديش هاى بالنده وحيانى در جامه ميلياردى مسلمآنان مستقر شده است . و فرهنگ بالنده و پوينده اسلام هر روز شفاف تر و پوينده تر مى درخشد، مى توان گفت حزب عثمانيه از كشتن حسين عليه السلام طرفى نبست و برنده و فاتح ميدان خونين كربلا حسين و يارانش بودند. گرچه حزب عثمانيه يك قرن يا هشتاد سال حكومت كند اين مقدار از اهداف كلان ان نبود. با تحليل صحيح از اهداف نهضت اين كه نكته به خوبى شفاف مى شود كه در كربلاى حسين خون بر شمشير و بر خشونت و جنايت چيره شد.
استقرار دين  
اين كه كسى هدف نهضت امام حسين را در حكومت دارى خلاصه نمايد به نظر مى رسد كوتاه بينى باشد. هدف فراتر از اين محور بود. زيرا هدف استقرار دين در ابعاد گوناگون معارف و اخلاق و رفتار جامعه مى باشد. هدف نهضت تداوم دين ، و جارى شدن دين در بستر تاريخ جامعه مى باشد. و البته كه حكومت دارى دينى بهترين ابزار براى شكل دادند و تحقق چنين هدف مى باشد.
ليكن اگر حكومت دارى دينى در جامعه اى شكل نگرفت لزوما به اين معنا نيست كه دين از ان جامعه رخت بربسته باشد. زيرا استقرار دين در ابعاد ديگر معارف و انديشه ها، اخلاق و رفتار فرصت پديدار خواهد داشت كه چه در صورت حكومت دارى دينى امر محورى مى تواند جامعه را در نمادينه نمودن و تجلى دينى تبلور دهد.
بر اين اساس همان گونه كه هدف اصلى حزب عثمانيه در چالشگرى عليه عترت دين زدايى بود، هدف اصلى عترت نيز استقرار دين الهى بود.
و اين استقرار دين الهى اگر امام حسين به كوفه مى رسيد و با توان و حمايت تشكل همسوى اهل بيت حزب عثمانيه را از عريكه قدرت مى افكند و حكومت دارى دينى را مستقر مى ساخت و همانند پدرش على دوباره كوفه را پايگاه حكومت دارى علوى قرار مى داد، به تمام انگيزه و اهداف دستيازى مى نمود. ليكن اين گونه نيست كه وقتى اوضاع دگرگون شود و حضرت نتواند رهبرى جامعه را در حكومت دارى به عهده بگيرد به ان اهداف دست يازى نتواند نمايد. اين سخن بدور از تحقيق است كه از قلم كسى تراوش نمايد. كه حال كه حسين كشته شده است به اهدافش نرسيده است . زيرا ثمرات و نتايج بر زنده و باقى ماندن حسين و توان مندى حكومت دارى وى وابسته است . اگر اقدامى فرجامش كشته و شهادت امام باشد ان اثرى كه بر زنده بودن امام است بعد از رحلت وى بيار نمى نشيند!اين انديشه كه با تحليل هاى فراوان اصرار بر بارور نمودن ان است اسيب پذير مى توان باشد. زيرا هدف استقرار دين همان گونه كه ممكن است از راه حكومت دارى دينى به دست ايد ممكن است از طريق ايثار و شهادت نيز فراهم شود.
فرهنگ ايثار و شهادت باورهاى زلال توحيدى را بارور و در اعماق جان انسان ها نفوذ داده و اخلاق و رفتار آنان را پاك مى نمايد. و استقرار دين مگر غير از ببار نشاندن انديشه هاى توحيدى و اخلاف و رفتار جامعه است .
بر اين اساس در استقرار دو راه وجود دارد استقرار حكومت دارى دينى ، فداكارى تا شهادت . براى رسيدن به استقرار دين در باورها و اخلاق و رفتار، راه دوم همانند راه اول به يك مقصد پايان مى يابند و يك هدف را تامين مى نمايند. اگر در نهضت امام حسين عليه السلام راه اول هموار نشد راه دوم برگزيده شده ان اهداف مقدس با انتخاب راه ايثار و شهادت تامين گرديد. امام حسين عليه السلام اين راه را انتخاب نمود كه چالشگران دينى بر اين خيال نباشند كه اگر شرايط را همانند بنى اميه ان گونه فراهم اورند، مى توانند دين را مهار كنند و تاثير گذارى ان را مانع شود. و يا مى توانند با فراهم آوردن ان شرايط عزت و كرامت انسان ها را اسيب رسانند و جامعه را برده و بنده خويش سازند. راه ديگر وجود دارد كه راه سر افرازى و عزت حسينى مى باشد كه درس آزادگى و آزاد زيستى و سر بلندى و سترگ زندگى را مى اموزد. راه ديگرى وجود دارد كه راه آرمان خواهى است كه با گزينش ‍ راه شهادت دين را مستقر مى سازد. براى تحليل و شفاف نمودن راه ايثار و شهادت بايد از فرهنگ قرآن و عترت يارى جست تا اين محور به خوبى آشكار گردد.
كاروان انقلاب  
نقش كه عبيد الله در عراق به سود حزب عثمانيه ايفا نمود اوضاع را دگرگون ساخت ، تشكل همسوى اهل بيت را سخت اسيب رساند. ارتباط رهبرى نهضت را با پايگاه ان قطع نمود. ياران حسين عليه السلام زندانى ، شهيد و سركوب شدند و در نهايت خود حضرت در يك فاجعه انسانى و جنايت بار به شهادت رسيد. بعد از شهادت رهبرى نهضت حزب عثمانيه به زعم اين كه پيروزى بزرگ دست يافته است ، اقدام جنايت با ديگرى انجام داد و ان به اسارت بردن بازماندگان شهدا كربلا بود.
عبيد الله كه نقش اول را در جهت تثبيت حاكميت حزب عثمانيه در عراق و بالمال در كل جهان اسلام ايفا مى نمود، اينك فرصت رجز خوانى فراهم نمود، باز ماندگان را به همراه سرهاى شهدا به سوى كوفه بزرگ ترين پايگاه انديشه زلال علوى آنگاه به سوى شام پايگاه ستم و جهالت و خشونت حركت مى دهد.
انگيره حاكميت حزب عثمانيه از گرداندن سرهاى شهدا به 