ن فرهنگ را در بستر تاريخ اسلام شكوفا ساخت .
حسين با انتخاب راه ايثار و شهادت را مبارزه با ستم پيشگان و دين ستيزان را اموخت و اين فرهنگ را تا قيامت در ميان مسلمآنان احيا نمود.
حسين عليه السلام كه بعد از حمزه ، سيد الشهدا لقب گرفت ، به همين علت است كه اين فرهنگ با ايثار و خون حسين سبز و شاداب شده است . و خط سرخى كه حسين ترسيم نمود در ميان ساير خون پر رنگ تر و برحسته تر است .
و به همين جهت اين مقدار در آثار دينى سخن از نام حسين و ياد حسين و فرهنگ حسين است . به لحاظ ارزش و اعتبار اين فرهنگ و تاثير گذارى ان در پويندگى جامعه و گسيل نمودن جامعه به سوى پاكى و تقوا و ستم ستيزى گوشه هايى از اين فرهنگ را مورد بررسى قرار مى دهيم ؛ تا بيشتر راه حسين عليه السلام براى انديشمندان شفاف و براى پويندگان راهش ‍ هموارتر گردد.
پاداش شهادت  
دين كه براى پايدارى ارشها، فرهنگ ايثار و شهادت را ترويج مى نمايد پاداش و سر انجام خوش ان را نيز بازگو و تحليل مى نمايد. كه انساب ايثارگرى كه تا شهادت در راه خدا مى ستيزد، تا دين خدا را پايدار سازد از چه انجام خوشى بهره مند خواهد شد. ايثار و شهادت افزون بر اين كه باعث سر بلندى خود و نسلهاى بعد از خودش خواهد شد پاداش بزرگى را نيز به دنبال دارد. كه رسول الله (ص ) فرمود، اغزوا تورثوا ابنائكم مجدا. (445) جهاد ستيز با دشمن باعث عظمت و بزرگى و عزت شما و فرزندان شما مى گردد. پاداش و بزرگ شهادت چيزى نيست كه با بهره ورى هاى اين سويى مقابله نمايد. پاداش شهادت را به زندگى جاويد ان سرا ارتباط دارد. كه برخى از اين بهره ها و فضيلت ها را قرآن و عترت باز گو مى نمايد.
1- زنده بودن شهيد  
قرآن در مورد پاداش شهيد مى فرمايد آنان كه در راه خدا به شهادت رسيده از يك زندگى متفاوت با ديگران بهره مند هستند. زندگى كه قرآن براى شهيد ترسيم مى نمايد با سايرين تفاوت عمده دارد. قرآن در مورد شهيد مى فرمايد شهيد بعد از مرگ نيز همانند پيش از مرگ زنده است . اگر بدنشهيد در اثر اسيب ديدن روح را تحمل نمى كند و روح از بدن جدا مى شود اين مرگ در مورد شهيد مانند سايرين نيست . يك تفاوت اساسى با ديگران دارد. و ان اين كه بعد از مرگ همانند قبل از مرگ زنده است ، و لا تقولوا لمن يقتل فى سبيل الله اموات بل احياء ولكن لا تشعرون . (446) به آنان كه در راه خدا كشته مى شوند مرده نگوييد، زيرا آنان زنده هستند و شما درك نمى كنيد.
اين ايه ها همانند آيات همگون خود دو ويژگى مهم براى شهيد بيان مى كند، يكى زنده بودن شهيد بعد از مرگ . ديگرى اين كه اين زنده بودن را مردم درك نمى كنند.
در مورد نكته اول مى توان گفت منظور از زنده بودن اين نيست كه شهيد بعد از مرگ در عالم بر زخ زنده است و مرگ نابودى فرد نمى باشد.
زيرا اين نكته اختصاص به شهيد ندارد همه مردگان بعد از مرگ در عالم برزخ و روز قيامت و بعد از روز قيامت زنده مى باشند. اين ويژگى شهيدان نيست تا قرآن از ان سخن گويد.
و نيز منظور اين نيست كه نام شهيد ياد شهيد زنده است . كه همواره نام آنان را به نيكى برده و از آنان ستايش مى نمايند يا از راه و روش آنان الهام مى گيرند. زيرا اين زندگى در اذهان و فرهنگ ها مى باشد. در واقع زندگى اعتبارى براى شهيد است و زندگى واقعى براى ديگران گرچه اين نوع زنده بودن براى شهيد نيز هست ، لين بيان ايه چيز ديگرى است ايه مى خواهد زندگى خصوص شهيد را تحليل نمايد.
همان گونه كه مفسران قرآن تصريح مى كنند (447) اين زندگى ، زندگى واقعى است نه فرهنگى يا خيالى . يعنى شهيد پس از مرگ زنده است همانند پيش ‍ از مرگ . يعنى ان آثار و نتايج كه بر زندگى مترتب است بر زندگى شهيد پيش ‍ و پس از مرگ مترتب است . اگر زنده بود در اين سرا از اخبار آگاهى هاى اين جهان مطلع بود. بعد از مرگ نيز مطلع است .
هنگامى كه زنده بود دين خدا را در جامعه زنده مى كرد اجرا مى نمود اكنون نيز همان اثر و همان بركت نه اين كه ياد شهيد نام شهيد راه شهيد زنده باشد، آنها همه به جاى خود. فراتر از همه آنها خود شهيد پس از مرگ همانند پيش از مرگ زنده است .
اين ويژگى است كه شهيدان را از ديگران ممتاز مى سازد. كه ايه ديگر مضمون همين ايه را تاييد و توضيح بيشتر مى دهد: و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا ابل احياء عند ربهم يرزقون (448) بر اين گمان نباشيد كسانى كه در راه خدا كشته مى شوند مرده اند، زيرا كه آنان زنده اند در پيش پروردگار روزى مى خورند.
ويژگى دوم اين است كه مردم و شما اين زندگى را درك نمى كنيد يعنى شما چون زندگى فيزيكى را مشاهده مى كنيد كه فردى تنفس مى كند راه مى رود كار انجام مى دهد اين گونه آثار را بعد از مرگ شهيد از زندگى وى كارى انجام نمى دهد كه شما با مظاهر درك حيات فيزيكى بتوانيد درك كنيد. و لذا مى فرمايد، و لكن لا تشعرون اين نوع زندگى را با مشاهده و حواس ‍ نمى توانيد درك كنيد. شهيد يك زندگى مى كند و شما نيز آثار ان زندگى را با ساير مشاعر مى توانيد درك كنيد. مى توانيد بفهميد كه شهيد در ميان مردم زنده است . تحليل اين ويژگى هاست كه فرهنگ ايثار و شهادت را در جامعه رواج مى دهد. انتخاب اين راه از سوى حسين است كه اين گونه در انديشه و رفتار و جامعه تجلى مى نمايد. و حسين عليه السلام سالار شهيدان هميشه در ميان جامعه زنده و جاويدان است .
2- روزى هاى لدنى  
شهيدان در نزد خدا از روزى ها بهره مند هستند، عند ربهم يرزقون (449) حال چه روزيهايى مادى در خور ان سرا و چه روزهاى معنوى . بى پايان ان سرا هردو مى تواند منظور ايه باشد. شهيد در ان سرا در هر دو بخش از روزى هاى مادى و معنوى از نعمت هاى بهره ور است كه ديگران در ان سهيم نيستند. شهدا از اين نعمت بهره منداند و ديگران را كه همراه و همرزم آنان مى باشند در راه آنان قدم مى نهند، ليكن هنوز به فيض شهادت نايل نشده اند بشارت به اين نعمت ها مى دهند، فرحين بما اثا هم الله من فضله (450) و يستبشرون بالذٍين لم يلحقوا بهم . از پاداش هاى لدنى سرور ويژه شهيدان است كه خود مسرور به رهروان نيز بشارت مى دهند.
3- آرامش شهيد  
انسان تا رسيدن به بهشت برين راهى بس پر خطر در پيش دارد. اين راه را در اين سرا و هم در عالم برزخ و هم قيامت بايد بپيمايد تا به بهشت برسد. اين مجال را فرصت بازگو نمودن خوف و خطرهاى عالم برزخ و قيامت نيست . ليكن به يقين همه مسلمآنان ولو فشرده از اين خوف و خطرها با خبر هستند.
از پاداش هاى مخصوص شهدا اين است ، كه چون شهيد خوف و خطرها را در اين دنيا به جان خريده است و با ايثار از دين و ارزش ها دفاع نموده است ، ديگر در عالم برزخ و قيامت هيچ خوف و خطرى آنها را تهديد نمى نمايد. اسوده خاطر و با آرامش به سراى ديگر منتقل مى شود.
بعد از انتقال هم هيچ گونه نگرانى از خطرها ندارد. هيچ گونه هول هراس و خطرهاى ان سرا آنان را تهديد نمى كند. شاداب و مسرور و ارام و مطمئن به سراى جاويد منتقل مى شوند: و يستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم الا خوف عليهم . (451)
4- شهيد اندوهناك نمى باشد  
انسان از دو چيز محزون و اندوهناك مى شود. يكى ح