زن برگذشته كه چرا فلان ارزش و فلان فرصت را از دست نهاده و ديگرى ترس از آينده كه مبادا فلان ارزش و فلان دست آورد را از كف بنهد.
اين حقيقت را درباره بهشتيان اين گونه روشن مى فرمايد كه آنان زا گذشته خود محزون و نه نسبت به آينده بيم دارند. ليكن به اين مرحله از آرامش ‍ رسيدن بعد از استقرار در بهشت است ، اما شهيد بلافاصله بعد از شهادت اى پاداش نصيب وى يم گردد.
شهيد بلا درنگ به محض ورود به عالم آخرت يعنى به محض شهادت از اين دو ويژگى بهره مند خواهد بود، نه نسبت به گذشته محزون است زيرا گذشته ها با شهادت جبران شده است و كاستى ها همه ترميم گشته است . نه نسبت به آينده بيم ناك است ، زيرا هيچ خطرى وى را و پاداش هاى وى را تهديد نمى كند، و يستبشرون بالذين لم يحلقوا بهم لا خوف عليهم و لا هم يحزنون . (452)
5- بخشودگى شهيد  
ويژگى ديگر در پاداش شهدا اين است كه اگر نقطه تاريكى در زندگى وجود داشته و مرتكب گناه شده باشد، در هنگام شهادت گذشته بخشوده مى شود. به گونه اى كه هيچ گونه آلودگى در دامن وى باقى نمى ماند، زيرا كه شهيد به لقاء الله نايل مى گردد و با دامن آلوده كسى نمى تواند به ملاقات خدا برود. شهيد اگر پاك و مطهر نگردد امكان ندارد با خدا ملاقات نمايد قلب آلوده جايگاه تجلى خدا و ملاقات خدا نيست . خدا در قلبى جاى دارد كه از همه آلوده ها سفيد و پاك شود و پاكيزه از هر الاينده و سالامت از هر بيمارى باشد: الا من اتى الله بقلب سليم . (453)
اولين قطهر خون شهيد تمام آلودگى ها را مى زدايد و قلب شهيد را پاك و سفيد و آماده ملاقات بات خدا مى سازد. قال رسول الله (ص ) اول قطره من دمه مغفور له كل ذنب (454) حتى شهيد گناهان خويش را فراموش مى كند.
زيرا اگر ياد گناهان وى را محزون مى سازد. امام صادق عليه السلام من قتل فى سبيل الله لم يحزنه الله شيئا من سيئاته . (455) كسى كه در راه خدا كشته شود هيچ كدام از گناهانش را به خاطر نخواهد آورد. زيرا گناهان يا محو و پاك شده اند و يا تبديل به حسنه شده ، اولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات . (456)
6- بهشت شهيد پايان ندارد  
از ويژگى هاى پاداش هاى آخرت پايدارى ان هاست . و چون پايدار هستند نعمت مى باشد. زيرا نعمت پايان پذير چه بسا نعمت به شمار نيايد.
اما بهره ورى از نعمت هاى اخروى به درجه ايمان و مراتب خلوص و رفتار شخص بستگى دارد. هر كس به مقدار كس به مقدار ارزشى كه افريده است از نعمت ها و فضل بى پايان الهى بهره مند خواهد شد. به همين جهت مراتب بهشت به ارزش انديشه و رفتار افراد ارتباط دارد.
شهيد چون زلال مى انديشد و سترگ و پايدار حركت مى كند بهشت آنان بى پايان است . در بهشت هر گونه بهره ورى براى وى فراهم است . به شهيد گفته مى شود هر جا خواستى در بهشت سير و ساحت نما كه به سياحت تو حد و مرزى ندارد. يقال لروحه امرح فى الجنه حيث شئت .
7- نگاه شهيد  
نگاه يكى از راه ها كامجويى انسان مى باشد. نگاه به منظره هاى لذت جو و زيبا براى نگاه كننده لذت جويى و سرور را فراهم مى نمايد. مناظر زيبايى نيز همانند ساير به دو قسم مادى و معنوى و روحانى تقسيم مى شوند. همان گونه كه انسان از ديدن مناظر زيايى هستى اعم از انسان و ساير موجودات مى برد، نگاه مناظر معنوى لذتش ، به مراتب برتر از لذت مناظر مادى خواهد بود.
در زندگى جاويد ان سرا خداى سبحان يكى از پاداش هاى مهم انسان مومن و بهشتى را لذت جويى از مناظر ديدنى عنوان مى كند و مى فرمايد براى بهشتيان آنچه نفس انسان مى خواهد آنچه ديده انسان لذت مى برد فراهم است : فيها ما تشتهيه الا نفس و تلذ الاعين . (457)
ليكن يك لذت برتر نيز وجود دارد كه همگان از ان بهره ور نيستند و ان لذت نگاه به مناظر معنوى و تجلى خداى سبحان است . خداى سبحاتن كه در ان سرا به صفات جمال جلوه گرى مى نمايد هر كس به فرا خور ايمانش ‍ مى تواند تجلى الهى را مشاهده كند و لذت ببرد. تجليات الهى كه ديدنى و چشيدنى است نصيب شهيد و مى شود كه شهيد به اين مناظر نگاه مى كند و لذت مى برد، ان ينظر فى وجه الله (458) شهيد به وجه الله نگاه مى كند وجه خدا همان جلوه هاى الهى است كه براى هر كس به فراخور ايمان جلوه گرى مى نمايد. و عالى ترين مرحله ان براى شهيدان فراهم است .
برخى ديگر از پاداش هاى شهيد اين است كه در اولين لحظه شهادت سر شهيد در دامن حور العين قرار مى گيرد. در واقع شهيد در دامن حورى جان مى سپارد. يقع راسه فى حجر زوجته من الحور العين . حور العين غبار از سر و صورت شهيد مى زدآيند. تمسحان الغبار عن وجهه . نگهبآنان بهشت با خوشبوترين رايحه ها از وى استقبال مى كنند، تبدره خزنه الجنه بكل ريح طيبه . (459) اينها برخى از بسيارى پاداش هايى است كه براى شهيد مهيا شده است كه با جستجو در ان قرآن و روايات مى توان به ويژگى هاى فراوان ديگر دست رسى حاصل نمود.
حسين عليه السلام ثار الله  
انگيزه حسين از برگزيدن شهادت پايدار نمودن دين خدا مى باشد. اين هدف با شهادت حضرت و يارانش تامين شد. خون حسين درس پايدارى به تشكل همسو، بلكه به تمام انسان هاى آزاد انديش اموخت . كه در برابر ناهنجارى و ستم هاى ستم پيشگان قامت استوار نمايند و آنان را رسوا ساخته به ذلت نشانند. از خون حسين سيلاب هاى بنيان كن خيزش نمود و كاخ ‌هاى ستم بنى اميه را در ان زمان و هر زمان در كام امواج خروشان خود عرق نموده و مى نمايد. با ريخته شدن خون خدا را سيراب و پايدار نمايد، به نظر شما خون بهاى ان چه مى تواند باشد؟!
چه چيزى ارزش و شايستگى ان را دارد كه بهاى خون حسين قرار گيرد. ايا صدها شتر يا ميلياردها درهم و دينار مى تواند معادل خون حسين باشد؟ ايا دنيا مى تواند خون بهاى حسين باشد؟ و ايا بهشت را مى تواند با خون حسين معادله نمود؟
اگر نمى توان پس چه چيز پايداتر از خداست . حقيقى پايدارتر از خدا يافت نمى شود، تا خون بهاى حسين قرار گيرد جز خداى حسين چيزى ديگر مى تواند خونبهاى وى قرار گيرد. حسين جان را سپر خطر دين قرار داد و دين را حراست و پايدار نمود و خون بهاى اين خون جز خدا چيز ديگر نمى تواند باشد. خون بهاى حسين الله است كه حسين ثار الله است .
پايدارى حسين  
حسين عليه السلام در شرايط سخت ناگوار با همراه كودكان و همسرو خواهران خويش در محاصره دشمن خشن قرار گرفت . حسين در ان شرايط ناگوار به خواسته هاى دشمن نه گفت و بر اهداف خويش پا فشارى نمود. حسين به همگان اموخت كه ناهموارهاى نبايد شخص را از انگيزهايش ‍ عدول دهد. خطرهايى كه عزيزان و وابستگان را تهديد مى نمايد، نبايد باعث سستى در تامين اهداف شود. حسين در سخت ترين شرايط ناگوارى خطرها را به جان خريدار شد تا پايدارى را در جامعه در ستيز با ستمگران پايدار سازد.
در سخت ترين شرايط كه براى خويش و ياران همراهان و شديدترين مصيبت ها را بر خويش هموار ساخت ، الصابرين فى الباساء و الضراء و حين الباس (460) مصداق بارز حين الباس عاشوراى حسينى است .
حسين كه خطرها از هر جانب وى و ياران و همراهان عزيزش را تهديد مى نمود بدون هراس در برابر آنها ايستاد و خود يارانش حماسه اى پايدار 