و مقاومتى ماندگار از خويش به يادگار نهادند.
آزادگى حسين عليه السلام  
حسين تنها درس دين دارى و دفاع از دين در بحرانى ترين شرايط به آيندگان نياموخت ، بكله حسين عليه السلام چگونه زندگى كردن را به همه آزاد مردان و زنان جامعه اموخت . به آنان كه حتى درد دين ندارند و ارزش هاى دينى براى آنان مطرح نيست ، ليكن درس كرامت و عزت و آزادگى انسانى را خوب مى انديشند و بر خويشتن ذلت و زبونى و بردگى نمى پسندند. به انسان ها اموخت كه اگر دين دار هستيد جان خود را فداى دين خود كنيد.
و اگر ارزش هاى دينى را ارزش نمى پنداريد و زندگى جاويد ان سرا را باور نداريد و زندگى انسان را محدود به اين سرا مى دانيد حتى اگر اين گونه كوتاه مى انديشيد، در همين چند صباح زندگى آزاد مرد باشيد. ذلت و زبونى و بردگى ديگرى را بر خويش نپسنديد. زيرا بردگى ديگرى با عزت و كرامت انسانى نا سازگارى است . انسان آزاد انديش ذلت انسان همنوع و همسان خويش را بر خود روا نمى دارد. چند روز دنيا را هم راست قامت و سرا فراز مى زيد.
اين پيام حسين به همه آزاد مردان و زنان جامعه است و يحكم يا شيعه ال سفيان ان لم يكن دين و كنتم لا تخافون المعاد فكرنوا احرارا فى دنيا كم . (461)
واى بر شما پيروان ال سفيان ، اگر دين نداريد از روز واپسين نمى هراسيد، در دنيا آزاده باشيد. شما مردم به خاطر بغض و عداوت و كينه و به خاطر فرهنگ سازى كه حزب عثمانيه پديدار ساخته و به خاطر تطميع و تزوير و زورى كه بر شما روا ديده ، ذلت را پذيرفته ايد در برابر صف حق ايستاده ايد. به امر پليدهايى مانند يزيد و عبيد الله كه هيچ ارزش انسانى در زندگى آنان به چشم نمى خورد، خوشتن را فرو مايه نكنيد و فريب وعده هاى آنان نخوريد. چرا شما به خاطر چند روز زندگى دنيا ذلت زبونى و بردگى ال ابوسفيان (حزب عثمانيه ) را پذيرفته ايد. اگر دين را باور نداريد و اگر آخرت را ايمان نداريد لااقل در زندگى دنيا آزاد باشيد چرا بردگى يزيد؟! و يزيدها در هر زمان ؟!
گوشه اى از فضايل امام حسين عليه السلام
1 - پيامبر صلّى الله عليه و آله و سلم فرموده است كه : من پدر اولاد فاطمه ام .
2 - حذيفه مى گويد: روزى حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم را ديدم كه دست امام حسين عليه السلام را گرفته بود مى فرمود: اى مردم اين حسين بن على است ، او را بشناسيد! به آن خدايى كه جانم به دست قدرت اوست سوگند ياد مى كنم كه او در بهشت است و دوستان او در بهشتند و دوستان دوستان او در بهشتند.(615)
3 - حسن و حسين دو گل بوستان حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم هستند.(616)
4 - جبرئيل سيب و به و انار بهشتى براى حضرت امام حسن و امام حسين عليه السلام فرود آورد و به آنها داد.(617)
5 - پروردگار به امام حسين عليه السلام جامه اى هديه داد كه پودش از پرهاى بال جبرئيل بود.(618)
6 - سلمان فارسى رحمة الله مى فرمايد:
روزى حضرت امام حسين عليه السلام را ديدم كه در دامن جد خود حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم نشسته بود و او را مى بوسيد و مى فرمود: تويى سيد و بزرگوار و پسر سيد و بزرگوار و پدر سادات و بزرگواران ، تويى امام ، پسر امام ، پدر امامان و پيشوايان ، تويى حجت خدا، پسر حجت خدا، پدر حجت هاى خداوند، نه حجت از صلب تو به وجود خواهد آمد كه حجت نهم قائم عليه السلام خواهد بود.(619)
7 - حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم فرمود:
هر كه مى خواهد به محبوبترين اهل زمين نزد آسمانيان نگاه كند پس به حسين بنگرد.(620)
8 - شيخ طوسى به سند صحيح روايت كرده كه حضرت امام حسين عليه السلام دير به سخن آمد. روزى حضرت رسول آن حضرت را به مسجد آورد و در پهلوى خود نگه داشت و تكبير نماز گفت ، امام حسين خواست كه همراهى كند اما تكبير را درست نگفت ، حضرت به خاطر او بار ديگر گفت ، تا آنكه بار هفتم درست گفت ؛ از اين رو هفت تكبير در اول نماز سنت شد.(621)
9 - اهل بيت انتخاب ميوه بهشتى را به امام حسين عليه السلام واگذار كردند و گفتند: آنچه تو بخواهى ما به آن راضى هستيم و اين رويداد زمانى بود كه اهل بيت در خانه اءميرالمؤ منين عليه السلام جمع بودند و جبرئيل نازل شد و گفت : اى محمّد! خداوند بلندمرتبه تو را سلام مى رساند و مى فرمايد كه : به على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام بگو كه از ميوه هاى بهشتى چه مى خواهند؟(622)
10 - روزى حضرت امام حسين عليه السلام جمعى از مستمندان را ديد كه عباى خود گسترده و نشسته بودند و نان خشكى در پيش داشتند، چون به ايشان رسيد آن حضرت را دعوت كردند، امام از اسب فرود آمد و فرمود:
خدا متكبران را دوست نمى دارد و نزد ايشان نشست و با ايشان غذا خورد.(623)
11 - وقتى كه آن حضرت در صحراى كربلا شهيد شد، پينه هايى بر پشت مبارك آن حضرت ديدند، علت آن را از حضرت امام زين العابدين عليه السلام پرسيدند، حضرت فرمود: از بس كه بار بر پشت مى كشيد و شب ها به خانه هاى بيوه زنان و يتيمان و مستمندان مى برد، پشت مباركش ‍ پينه بسته بود.(624)
12 - بيست و پنج حج پياده به جاى آورد.(625)
13 - ابن طاووس روايت كرده است :
به حضرت على بن الحسين عليهماالسلام گفتند: فرزندان پدر تو چقدر كم هستند؟
حضرت فرمود: من در شگفتم كه چگونه متولد شده ام ، پدر در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى خواند.(626)
14 - مردى اعرابى به مدينه آمد و پرسيد كه كريم ترين مردم كيست ؟
گفتند: امام حسين عليه السلام .(627)
مرحوم حاج شيخ عباس قمى مى فرمايند:
بسيارى از فضايل است كه گاهى از امام حسن عليه السلام روايت مى شود و گاهى از امام حسين عليه السلام و اين ناشى از شباهت آن دو بزرگوار است در نام ، كه اگر ضبط نشود تصحيف و اشتباه مى شود.(628)نام حسين عليه السلام  
دين براى تقدير از شهيد و تداوم راه و باور شهيد در هر لحظه از زندگى ياد و نام وى را گرامى مى دارد. دين براى پايدار نمودن نام و ياد شهيد، شهيد را در تمام شوون زندگى مطرح مى سازد.
حسين سالار شهيدان را در هيچ فرصتى از ياد نمى برد. نام سيد و سالار شهيدان در لحظه لحظه زندگى توام مى نمايد، وقتى نماز مى خوانى به ياد شهيد، حتى اب مى نوشى به ياد و نام حسنى مى باشد. از امام صادق روايت است كه حضرت اب نوشيد، چشمان مباركش به ياد حسين اشك آلود شد آنگاه فرمود هر كس هنگامى كه اب نوشيد از حسين و اصحابش ‍ ياد نمايد و بر قاتل حسين لعن و نفرين نمايد، خداى سبحان صد هزار حسنه براى او مى نويسد و صد هزار از گناهان او را محو مى كند و صد هزار مرحله به وى درجه داده مى شود، ما من عبد شرب الماء فذكر الحسين عليه السلام و اهل بيته و لعن قاتله الا كتب الله عزوجل له ماه الف حسنه و حط عنه ماه الف سيئه و رفع له ماه الف درجه . (462)
اين همه تاكيد براى زنده نگه داشتن ياد و نام شهيد است . زندگى آغاز و سرانجامش به نام شهيد شكل مى گيرد. كه فرمود كام كودك را با تربت حسن باز گشاييد. و در قبر مردگان نيز تربت حسين بنهيد. يعنى آغاز زندگى با ياد شهيد و فرجام زندگى با نام شهيد.
فرمود هر گاه اب مى نوشيد به ياد حسين باشيد در شبانه روز هر فردى به طور طبيعى چندين نوبت اب مى نوشد؟ فرمود: نماز خود 