اسلام عليك و رحمه الله و بركاته ، ثواب حج و عمره را خواهى داشت . آرى حماسه حسينى اين گونه فرهنگ شهادت را در جامعه بارور نموده است .
نهضت ها  
الف : نهضت توابين  
در زمان عبيد الله گرچه كوفه سركوب شد و سقوط كرد و تشكل همسوى اهل بيت عليه السلام سخت آسيب ديد؛ ليكن با همه آسيبها و با همه مصيبت هايى كه هواداران على عليه السلام و اهل بيت در كوفه تحمل نمودند، تشكل همسو همچنان آتش زير خاكستر كه در صدد فرصت شعله ورى مى باشد به سر مى برد. اكثريت آنان بعد از خاكستر كه در صدد فرصت شعله ورى مى باشد بر سر مى برد. اكثريت آنان بعد از سر كوبى و به ويژه بعد از اين كه در يارى حسين عليه السلام سستى نمودند، در غيض غضب عليه حزب عثمانيه مى جوشيدند. حسرت و ندامت از رفتار گذشته سينه هاى آنان را سخت مى فشرد كه چرا وقتى فرزند رسول الله (ص ) را دعوت نمودند وى را يارى نكردند كه حضرت نه راه برگشت داشت و نه توانست از پايگاه تشيع مدد بگيرد.
اينك اين تشكل با همه آسيبها هنوز همواره خطر اصلى بر حزب عثمانيه به شمار مى رود كه عبيد الله خود اعتراف مى كند با اين تشكل را سر كوب نموده بود و چندين سال نيز گذشته است و هزاران زندانى و هزاران كشته به جاى گذاشته باشد. بعد از فاجعه كربلا اعتراف مى كند من از هواداران على كه ترابيه ناميده مى شدند بر تاج و تخت يزيد مى ترسم نه از عبد الله بن زبير، انا اخاف عليه من هذه ترابيه (497) شيعه ابى تراب على بن ابى طالب . (498)
انقلاب ها و نهضت هاى مردمى بعد از نهضت عاشورا با الهام از حماسه آفرينى حسين و با الهام از پايدارى حضرت شكل گرفتند و آسيبهاى جدى بر پيكر حاكميت حزب عثمانيه وارد ساختند، تا در نهايت حاكميت اين حزب پايان يافت و بنى اميه سقوط كردند. به برخى از نهضت ها كه در انقراض بنى اميه تاثير گذار بودند اشاره مى شود.
يكى از اين نهضت ها كه به طور مستقيم از نهضت حسينى الهام گرفت و به نام حسين و ياد حسين و براى انتقام خون حسين انجام گرفت ، نهضت توابين بود. اين نهضت با شعار يا لثارات الحسين شكل گرفت . (499) تشكل همسوى اهل بيت در اثر عوامل كه برخى از آنها شمرده شد، در كوفه عقب نشينى نمود از يارى مسلم و امام حسين باز ايستاد. در ميان عوامل دهگانه سهل انگارى يكى از آنها بود كه تشكل همسوى اكثريت نيروهايش در خانه ها خيزنده و يا پراكنده شدند.
بعد از حادثه دلخراش كربلا كه امام حسين را دعوت نموده ، ولى در يارى وى سهل انگارى كرده بودند، سخت از رفتار خويش پشيمان شدند. اينان ا همان آغاز روز در صدد جبران اين سهل انگارى بر آمدند.
بزرگترين اقدامى كه در صدر برنامه هاى خويش قرار گرفتن انتقام خون حسين از قاتلان حسين ، يعنى از سران و هواداران حزب عثمانيه كه در كربلا شركت جسته بودند، بود.
ليكن نهضت توابين دو مشكل عمده در سر اقدام خود مى ديد. يكى سلطه جهنمى حزب عثمانيه به خصوص بعد از حادثه كربلا كه در عراق با خشونت عبيد الله كه كوچكترين حركت را سر كوب مى نمود، بود. ديگرى نبودن رهبرى از اهل بيت و عترت كه بتوانند زير پرچم وى اقدام عمومى عليه حزب عثمانيه شكل دهند. كسى از اهل بيت مانند امام سجاد عليه السلام در ميان مردم كوفه حضور نداشت . از طرفى زمينه فراخوانى امام سجاد عليه السلام با توجه به تجربى تلخى كه از دعوت امام حسين عليه السلام داشتند به طور كلى از بين رفته بود.
در عين حال اين تشكل كه آسيب فراوان از حاكميت عبيد الله در عراق تحمل كرده بود، در صدد جبران آن سهل انگارى بود. از همان روزهاى نخست شروع به فعاليت نمود، رهبران اين نهضت ياران و هواداران را آماده مى ساختند تا فرصت مناسب در جهت پديد آوردن يك جريان اجتماعى و حركت عمومى عليه حاكميت حزب عثمانيه فراهم شود.
مردم هم همواره به طور پنهانى اعلان پشتيبانى مى نمودند، فلم يزل القوم فى جمع اله الحراب و الا ستعداد للقتال و دعاء الناس فى السر من الشيعه و غيرها الى الطلب بدم الحسين . (500)
اين زمينه ساز تداوم يافت . اين حركت به صورت جدى و پنهانى در كوفه و عراق و حتى در يمن تداوم داشت تا آن دو مشكل حل شد. يزيد پليد در سال 63 رخت بر بست و حزب اموى در از اين جهت آسيب جدى ديد. با بر طرف شدن اين مانع بزرگ هواداران تشكل همسو فرصت را غنيمت شمردند مشكل رهبرى نهضت خود را به گونه ديگر حل نمودند. گرچه در ميان آنان از اهل بيت كسى نبود و زمينه فراخوانى هم وجود نداشت ، ليكن اين مشكل را از درون هموار ساختند و يكى از با سابقه ترين افراد و با صلابت ترين كه از لحاظ انديشه هم فردى فرزانه و از پايگاه قوى مردمى برخوردار بود و از صحابه رسول الله (ص ) به شمار مى رفت و در رفتار هم فردى سترگ بوده يعنى سليمان بن صرد خزاعى را به رهبرى نهضت خويش بر گزيدند. پنج تن از سران اين تشكل از جمله خود سليمان در منزل وى گرد آمدند. آنگاه صد نفر ديگر از سران شيعه و تشكل همسو به آنها پيوستند و سليمان را به عنوان رهبرى نهضت برگزيدند. آن پنج عبارتند از: سليمان بن صرد خزاعى ، مسيب بن نجبه فرازى ، عبد الله بن سعد بن نفيل ، عبد الله بن وال ، رفاعه بن شداد. (501)
انگيزه اصلى در انتخاب آن موقعيت تضعيف شديد موقعيت حزب عثمانيه در عراق بعد از مرگ يزيد بود. كه خود تصريح دارند: والامر الان ضعيف . (502) بعد از مرگ يزيد هم اين زمينه سازى ادامه يافت تا سال 65.
عده زيادى تقريبا به تعدادى كه با مسلم بيعت نموده بودند با سليمان بيعت كردند. كه تعداد افراد را تا شانزده هزار نفر نام مى برند. گرچه حدود چهار هزار نفر به پيمان خويش وفادار شدند و همراه سليمان حركت نمودند. (503) آنان با رهبرى پيمان بسته ، در نخيله كوفه اجتماع ، آنگاه به طرف شام حركت نمودند. هدف اصلى آنان به قتل رساندن عبيد الله بن زياد بود. (504) سپاه سليمان ابتدا در كربلا بر سر مزار حسين عليه السلام حاضر شدند و سخت ناله نموده و اشك رختند، و پيمان انتقام خون حضرت را بستند. (505) و فرسخ ‌ها راه براى رسيدن به شام پيمودند كه از جانب شام عبيد الله حصين بن نمير كه از فرماندهان سپاه كربلا بود با سى هزار سپاه مامور سركوب آنان ساخت . (506) ضمن درگيرى و كشتار فراوان اكثر همراهان 4000 نفرى كشته شدند در نهايت رهبران آنان همه كشته شدند و اين نهضت بعد از آسيب فراوان به حزب سر كوب شد.
ب : شورش مدينه  
عبد الله بن زبير كه ادعاى رهبرى داشت در مكه بر سر مى برد. وى بعد از حادثه كربلا در حجاز قيام نمود و مردم حجاز را به بيعت خويش فرا خواند. وى حدود نه سال حاكميت مكه و اطراف را بدست آورد.
عبد الله به مدينه كه دومين شهر بزرگ و پايگاه حكومت رسول الله (ص ) و مركز مهاجرين و انصار بود، چنگ اندازى نمود.
مدينه يكى از پايگاه هاى بزرگ انديشه زلال ولايت و تشيع بود. و پايگاه تشكل همسويى كه از زمان زندگى رسول الله (ص ) شكل گرفت و بعد از رحلت حضرت نيز تداوم يافت . اين تشكل گرچه در فرصت سازى هاى بعد از رحلت حضرت آسيب جدى ديد، ليكن اين گونه نبود كه هويت خويش ‍ را از كف نهد.
از جانبى از هنگام خلافت عثمان مدينه يكى از پايگاه ها