 حزب عثمانيه نيز قرار گرفت . در زمان معاويه نيز همين تشكل در آنجا قوت گرفت و نوع فرمانداران آن را بنى اميه تشكيل مى دادند. مدينه همواره محل حضور رجال سياسى به ويژه هواداران حزب عثمانيه بود.
برغم اين تشكل حزب عثمانيه مدينه همواره پايگاه تشكل همسوى اهل بيت به حساب مى آمد. و پايگاه فكرى و انديشه زلال آن در مدينه بود، گرچه نمى توان گفت با كوفه برابرى مى نمود، ليكن دومين پايگاه انديشه زلال تشيع به حساب مى رفت .
اين شهر هميشه پايگاه خيزش فكر و شورش و انقلاب عليه حزب عثمانيه بود همان گونه كه در انقلاب مردم عليه عثمان گرچه نيروهاى فراوان از خارج شهر مدينه آمده بودند، ليكن امداد و ملحق شدند تشكل همسوى اهل بيت به آنان از خود مدينه را نمى توان ناديده انگاشت .
اينك سال 61 هجرى با حادثه تلخش از راه رسيده و حسين بن على كه سال هاى سال در ميان مردم مدينه زندگى نموده بود به شهادت رسيده است . مردم متاثر از اين حادثه غم انگيز در سوگ حسين ناله مى كنند و اشك مى ريزند. و طبيعى است كه در صدد انتقام خون حسين عليه السلام هستند و بغض عداوت حزب عثمانيه در سينه آنان آكنده است و طبيعى است چالشگرى عليه اين عزب خوشايند آنان خواهد بود. گرچه اگر اهل بيت رهبرى انقلاب را عهده دار باشند مردمى همانند مردم مدينه با دلى مطمئن و آرامش خاطر از آن حمايت خواهند نمود، ليكن چنين موقعيتى در ان شرايط بعد از شهادت حسين عليه السلام براى اهل بيت زمينه ندارد. در عين حال مردم مدينه خود را بى تفاوت در برابر حزب عثمانيه كه اين جنايت بزرگ را در كربلا مرتكب شده است نمى بينند. آنان در صدد فرصت سازى اند تا در برابر حاكميت اقدام كنند.
بعد از حادثه كربلا و رسوايى يزيد و حزب اموى ، عبد الله بن زبير كه همزمان با حسين عليه السلام از مدينه خارج به مكه رفته بود، فرصت باز سازى قيام خود را مى يابد و در مكه فرماندار حاكم اموى را اخراج نموده و رسما مردم را به بيعت با خويش فرا مى خواند.
با فراخوانى و تحريك عبد الله مردم عبد الله مردم مدينه نيز از وى حمايت نموده عمرو بن سعيد بن العاص فرماندار حزب عثمانيه را به همراه هزار نفر از مردان بنى اميه و هواداران حزب عثمانيه از جمله مروان بن حكم را با رسوايى تمام از شهر اخراج مى نمايند. (507) مردم با اخراج والى اموى با نماينده عبد الله بن زبير، عبد الله بن حنظله يا عبد الله بن مطيع بيعت مى كنند.
اين شورش از اين جهت قابل مطرح است كه مردم مدينه بغض و عداوت در سينه شان از بنى اميه موج مى زند و دنبال فرصت هستند كه عليه حزب عثمانيه قيام كنند و چون اكثريت مردم را هواداران تشكل همسو اهل بيت شكل مى دهد، اگر رهبرى از اهل بيت مى يافتند زير پرچم وى گرد مى آمدند. ليكن اينك پرچم چالشگرى براى فردى چون على بن الحسين عليه السلام مقدور نيست . مردم مدينه تن به بيعت فردى چون عبد الله بن زبير مى دهند.
اين اقدام ضربه سهمگين بر حاكميت حزب عثمانيه در مدينه متوجه مى سازد كه اين گونه در پايگاه بنى اميه حكومت رسول الله (ص ) به رسوايى كشيده شده اند. گرچه شورش آنان از جانب حكومت مركزى حزب عثمانيه سخت سركوب شد و يزيد با سپاه دوازده هزار و بنابر نقلى بيست هزار نفرى و نيز به نقلى بيست هزار سوار و هفت هزار پياده با فرماندهى مسلم بن عقبه و مدينه را محاصره نمودند. اين سپاه با خشونت تمام وارد شهر شده جان و مال و ناموس مردم را به سپاه شام مباح نمودند! آنان سه روز به قتل و غارت و فحشا پرداختند و بيش از شش هزار نفر از مهاجرين و انصار و سايرين را به قتل رساندند. (508) و جنايات ماندگار به يادگار نهادند. ليكن از جانبى از سوى تشكل همسوى اهل بيت كه غم حسين سينه آنان را مى فشرد، سخت آسيب ديدند و رسوايى آنان بر همگان آشكار شد.بدين گونه از بركت خون حسين ، آسيب جدى ديگرى بر حاكميت حزب عثمانيه وارد شد.
ج : قيام مختار  
در سال 66 كه مختار با وساطت عبد الله بن عمر از زندان آزاد شد. وى به كوفه آمده اوضاع كوفه را مشاهده نمود كه مردم به رهبرى سليمان بن صرد قيام نموده اند. مختار فردى ماجراجو بود و خطاهاى روشن نيز از وى سر زده بود، از جمله در ساباط عليه امام مجتبى عليه السلام اقدام ضد امنيتى نمود. و حتى وى عثمانيه ناميده مى شد. (509)
وى با مشاهده ضعف حزب عثمانيه به لحاظ اين كه خودش ادعاى رياست و رهبرى داشت گرد آوردن شيعيان دور سليمان خوشايندش نبود و آنان را از اين امر بر حذر داشت ، ليكن كسى به گفته هاى وى توجه نكرد.
مختار تحمل نموده وضع توابين به آن سرنوشت دچار آمد. و در عين حال كه قيام توابين ضربه سختى بر حزب عثمانيه وارد آورد، ليكن اكثر نيروهاى آنان در تهاجم سپاه حزب حاكم كشته شدند.
بعد از اين حادثه در همان سال 66 مختار عزم قيام نموده و پنهانى باورانى براى خويش فراهم نمود. وى از آنان پيمان گرفت . از جمله كسانى كه بسيار به كمك وى اميدوار بود و به وى كمك شايانى كرد، ابراهيم بن مالك اشتر بود كه با مذاكره حضورى حمايت وى از جلب نمود. مختار سوژه اى كه توانست بهره ورى نمايد خون خواهى حسين و اهل بيت بود.
وى با اين سوژه توانست هزاران نفر از تشكل همسو اهل بيت را همراه خويش سازد. و به همين عنوان مردم را به صحنه آورد و انتقام خون حسين و يارانش را از قاتلان و شركت كنندگان در سپاه حزب عثمانيه بگيرد. عده اى از سران مانند شبث بن ربعى ، محمد بن اشعث ، عبد الرحمن سعيد، كعب بن ابى كعب در صدد مقابله با مختار بر آمدند. (510)
مختار ابراهيم بن اشتر را با 7000 نيرو به سوى آنان بسيج نمود. عبيد الله نيز از شام با سپاه هشت هزار نفرى به طرف عراق حركت نمود كه در درگيرى اين دو سپاه عبيد الله و تمام فرماندهان سپاه وى كشته شدند.
با تسلط مختار بر كوفه ده ها نفر از افرادى كه در كربلا در سپاه حزب عثمانيه بودند به قتل رسيدند. اگر كسى شهادت مى داد كه فرد در كربلا شركت نموده است ، مختار وى را گردن مى زد. (511) وى بسيارى از فرماندهان سپاه يزيد را مانند عبيد الله بن زياد، عمر بن سعد و فرزندش حفص بن عمر، شمر بن ذى الجوشن ، خولى بن يزيد، حصين بن نمير و... را به قتل رساند. (512)
در مورد مختار و موضع گيرى هاى وى روايان متفاوت است . برخى از وى نكوهش و برخى از كار وى ستايش مى نمايند. ستايش باز گشت به اين اقدام مختار دارد كه وى انتقام خون حسين عليه السلام را از قاتلان حضرتش ‍ گرفت . وقتى سر عبيد الله و عمر سعد را نزد امام سجاد آوردند سجده شكر به جاى آورد و براى مختار طلب پاداش نمود فخر ساجدا و قال الحمد الله الذى ادرك ثارى من اعدائى و جزى الله المختار خيرا. (513)
قيام مختار با خون خواهى حسين عليه السلام شكل گرفت . اگر چه خواهش هاى ديگر در قيام مختار مطرح بود، ليكن آنچه باعث پشتيبانى شيعه از مختار شد جوشش خون حسين بود كه قيام مختار را در اين مرحله به ثمر رساند. و نيز قيام مختار به اقدام با كشتن فرماندهان ارشد حزب عثمانيه كه قائله كربلا را به پا كرده بود، ضربه اساسى و اسيب جدى بر حكومت حزب عثمانيه وارد ساخت كه در دورا