واء و در الظالمين و اقفال المجمر و نصرنا اهل البيت على من نصب لنا و جهل حقنا. (527) من شما را به كتاب خدا و سنت رسول الله (ص ) و جهاد با ستمگران و دفاع از محرومان فرا مى خوانم . بر اين نكته تاكيد مى كنم كه اموال عمومى به صورت يكسان و عادلانه توزيع مى شود. من شما را به ستيز با ستمگران و حراست از مرزها و يارى رساندن به اهل بيت براى چيره شدن آنان بر رقيب ها و چالشگران كه حقوق آنها را نا يده مى انگارند، فرا مى خوانم (528).
قيام زيد به همراه چهل هزار نفر از طرف بنى مروان يعنى هشام بن عبد الملك به فرماندهى يوسف بن عمر سخت سركوب شد.
در درگيرى بين دو سپاه زيد و عده زيادى از يارانش شهيد شدند و جنازه زيد را ياران وى در بيابان در داخل جوى آب به خاك سپرده و آب بر روى آنان جارى ساختند كه از دست رسى بنى مروان در امان باشد. فرد پليد به نانم غلام سندى به يوسف بن عمر گزارش مى دهد وى دستور مى دهد قبر را نبش نمايند و جنازه بيرون آورند. سر زيد را از بدن جدا كرده براى هشام بن عبد الملك فرستادند جنازه وى را در كناسه كوفه عريان به دار آويختند و چهار سال جنازه عريان بالاى دار بود كه عورت وى را به امر الهى عنكبوت ها با تنيدن تار مى پوشاندند! جنازه تا مرگ هشام بر بالاى دار بود. 4 سال بعد از مرگ هشام وليد دستور داد آن را سوزاندند و خاكستر آن را به شط ريختند! (529)
اين حركت بزرگ كه امام عليه السلام عاقبت آن را در آغاز پيش نموده بودند، آسيب سختى به حاكميت حزب عثمانيه وارد ساخت و حكومت حزب عثمانيه ويران ساخت و حكومت سست آنان را بيشتر متزلزل ساخت . خاستگاه اين قيام دقيقا حماسه كربلاى حسينى بود و با نام يارى حسين به خون خواهى حسين شكل گرفت . اينها همان سيلاب هاى خون است كه حزب عثمانيه در كام خود فرو مى برد.
قيام يحى بن زيد  
يحى فرزند همان زيد شهيد نيز از شهادت پدرش قيام نمود با عده اى از شيعيان و يارانش از كوفه به طرف خراسان حركت نمود. در همان سال 120 يا 121 زمان هشام بن عبد الملك هشام در صدد دستگيرى مى شود كه موفق نمى شود. يحيى به خراسان روى مى آورد.
حدود پنج سال در آنجا اقامت داشته تا در نهايت با يارانش كه حدود 70 نفر بودند با سپاه ده هزار نفرى عمرو بن زراره درگير و آنها را قلع قمع مى كنند. در سال 126 در نهايت در روستاى جوز جان با سپاه دشمن به فرماندهى سلم بن احوز درگير مى شوند و يحيى با يارانش به شهادت مى رسند. سر يحيى را از بدن جدا به حضور وليد بن يزيد بن عبد الملك مى فرستند و جنازه اش را در همانجا به دار مى آويزند و اين جنازه بر بالاى درا مى ماند تا قيام ابو مسلم خراسانى . وى بعد كشتن مسلم بن احوز جنازه يحيى را پايين آورده بر وى نماز مى گذارد و به خاكى مى سپارد. (530)
سقوط حزب عثمانيه  
حزب عثمانيه به همه سياست مدارى و حكومت دارى خشن كه داشت به اهداف بزرگ و اصلى خويش كه دين زدايى باشد، دست يارى ننمود با اين كه در مدت حكومت دارى خويش جنايات ماندگارى از خود به يادگار نهاد. مقهور نهضت امام حسين عليه السلام گرديد. جوشش خون شهيدان كربلا و سالار شهيدان حسين عليه السلام و افشاگرى هاى كاروان انقلاب در طول اسارت و نيز بعد از آن در طول مدت زندگى امام سجاد عليه السلام و زينب كبرى و نهضت هاى كه به نام و ياد و راه حسين پديدار شدند و همواره ضربه هاى اساسى بر اقتدار اين حزب وارد ساختند تا در نهايت آن از پاى در آورده و از عرصه سياسى جامعه اسلامى بيرون ساخت . حكومت اموهاى بعد از بنى ابوسفيان (معوفى به بنى اميه ) به دست بنى مروان كه آنان نيز و تبار اميه بودند منتقل شد. و چهارده نفر از بنى اميه و بنى مروان از زمان معاويه تا مروان حمار حكومت نمودند. يعنى از سال 40 هجرى تا سال 132 هجرى كه قدرت به خليفه عباسى عبد الله بن محمد سفاح منتقل شد به مدت 92 سال تداوم يافت .
مى توان گفت عامل اصلى سقوط بنى اميه را نهضت هاى خونينى بود كه از خون حسين جوشش گرفتند. ستم ها و تبعيض و ناهنجارى هاى اجتماعى و نيز دين زدايى و مبارزه و ستيز با عترت آل رسول عامل اصل تزلزل اين حاكميت شده و نهضت هاى كوچك و بزرگ همانند نهضت حسينى آسيب جدى بر پيكر اين حاكميت وارد ساخت و بعد از پيام خون حسين و نهضت هايى كه از جوشش خون حسين پديدار شدند، آسيبهاى پى در پى وارد ساختند تا حكومت حزب عثمانيه تضعيف و در نهايت سقوط نمودند. و آن نتيجه اصلى كه بايد نهضت امام حسين ببار مى نشست آشكار شد.
علل ديگرى مانند غور در خواهش هاى نفسانى و لذت جويى ، تبعيض در دو محور توزيع نيروى انسانى و سرمايه هاى عمومى باز گزاردن دست افراد ناشايسته در انجام كارهاى خود كامه و در نهايت فشار شديد به مردم در ابعاد گوناگون همه اين مورد كه مردم را به ستوه آورد
ه بود در سقوط و انقراض بنى اميه نقش ايفا نمود. ليكن عامل اصلى كه نقش محورى را بر عمده داشت نهضت امام حسين عليه السلام و نهضت هايى بود كه الهام و پيام از نهضت كربلاى حسين به خون خواهى حسين شكل گرفتند و همواره بر پيكر رژيم حزب عثمانيه آسيب رساندند تا آن هنگامى كه توان مقاومت را از آنان سلب نمودند و آنان با همه رفتار جنايت بارشان رخت بربستند و اسطوره سلب نمودند و آنان با همه رفتار جنايات بارشان رخت بر بستند و اسطوره تاريخ شدند. تنها همانند ساير ستمرگان جناياتى از خود بر جاى نهادند.
امام خون حسين و يارانش به ثمر نشست . درخت دين را شاداب و پر طراوت ساخت . درخت دين همواره سبز و پر ثمر مستقر شد كه همواره جامعه از دين بهره ورى مى نمايد توتى اكلها كل حين .
خون شهيدان ببار نشست درس آزادگى و آزاد مردى درس زندگى درس ‍ پايدارى درس رسيدن به انگيزه هاى بلند به همگان آموخت ، كه امروزه هاى نهضت حسينى براى هميشه پايدار و ماندگار خواهد بود.
در كربلا خون بر نفاق و خشونت و شمشير چيره شد و ستم پيشگان اموى را رسوا ساخت و پرده از چهره نفاق آنان افكند و چهره اصلى آنان كه ستيز با دين الهى بود بر همگان آشكار گشت .
رفتار مدبرانه اهل بيت با همه ستم ها و مظلوميت هايى كه از بنى اميه تحمل نمودند، در نهايت ريشه هاى آنان را قطع و درخت خبيث بنى اميه خشكيد و سرنگون شد كه درخت باطل بى اساس و ناپايدار است : كمثل شجره خبيثه اجتثت من فوق الارض مالها من قرار. (531)
رفتار مدبرانه و جسورانه حسن بن على عليه السلام سترگ تاريخ تشيع ، در برابر طاغى زمان معاويه و قيام حسين بن على عليه السلام در برابر ستمگرى چون يزيد هر دو به بار نشستند و ريشه بنى اميه و حزب عثمانيه را سوزاندند. همان گونه كه در كتاب امام حسن عليه السلام الگوى زندگى نگاشته شد (532) مصالحه امام مجتبى عليه السلام با قيام سالار شهيدان همانند دو لبه يك قيچى مى باشند كه ريشه هاى حاكميت حزب عثمانيه را قطع و درخت بى اساس و بى ثمر آنان را خشكاندند و امت اسلامى را از سايه شوم آنان آسوده نمودند. و دين را كه زندگى جاويد جامعه را شكل مى دهد در ميان مردم روان و جارى ساختند. البته بارورى خون سالار شهيدان منحصر به اين نهضت ها نمى باشد. اين ها برخى از حركت ها