رد هوادارى از امام حسين (عليه السلام) و قيام كربلا و مخالفت با يزيد و لعن وى در تمام دوره تيموريان رو به شدت بود و علماى مناطق گوناگون، به ويژه ماوراءالنهر كه بيشتر در معرض هوادارى يزيد و يا توجيه جنايت وى در كربلا بودند، در محضر سلاطين مجبور بر اعلام نفرت و انزجار و فرستادن لعن بر يزيد بودند.(51)

احترام به سادات و علويان و زيارت مرقد مطهر امام هشتم على بن موسى الرضا (عليه السلام) به طور كم نظير و با اخلاص در حيات سياسى و دينى آنان به چشم مى خورد و تشويق شاعران به منقبت سرايى و مرثيه محورى نيز از سوى آنان روزافزون بود. حجم ادبيات رثايى و عاشورايى و به طور كلى، اهل بيت محور در اين دوره، دليلى بر نفوذ گسترده و عميق مرثيه خوانى و عزادارى در ميان اين سلسله سنى مذهب و ساير اهل سنت در اين زمان است.

تيموريان در كردار و گفتار تأكيد مى نمودند كه اعزار اهل بيت (عليهم السلام) و تفضيل خاندان پيامبر بر ديگران بيت الغزل مسلمانى و ديندارى است و ربطى به تشيع و تسنن ندارد. از اين رو، در مصيبت دودمان رسالت محزون بودن و نسبت به شادى آنان سرور داشتن را لازمه ديندارى مى دانستند؛ چنان كه يكى از سلاطين آنان به نام ابوالقاسم بابر (861 - 852 ق) سكه به اسم دوازده امام (عليهم السلام) زد و آن را منافى پيروى اش از مذهب تسن و ابوحنيفه نمى دانست.

ميرزا ابوالقاسم بابر «روزى با خواص و مقربان نشسته بود و تنگى [زر و سيم مسكوك] در دست دريا عطا گرفته بود و نوشته آن را خوانده، فرمود: دوازده امام است. يكى از حضار گفت: در كدام زمان بوده باشد؟ ميرزا گفت: به نام من است. همان شخص گفت: هرجا شما را نوعى اعتقاد دارند. آن پادشاه نيك اعتقاد گفت: هركس هر نوع اعتقاد دارد گو مى دارد، من بر طريق سنّت و جماعت ثابتم و مذهب امام اعظم ابوحنيفه دارم.»(52)اطلاع گذشتگان بر شهادت امام حسين عليه السلام
حضرت زكريا عليه السلام
حضرت زكريا از خدا خواست كه نام هاى مقدس آل عبا را به او تعليم نمايد تا در سختى ها به آنها پناه برد. جبرئيل آمد و نام هاى ايشان را به آن حضرت تعليم نمود. هرگاه حضرت زكريا نام محمّد و على و فاطمه و حسن عليهم السلام را بر زبان جارى مى كرد غم او برطرف مى شد و خوشحال مى گشت و چون نام مبارك امام حسين عليه السلام را به ياد مى آورد، گريه بر او غلبه مى كرد و نمى توانست خوددارى كند.
پس روزى مناجات كرد و سبب را پرسيد. خداوند عالم قصه شهادت و مظلوميت آن حضرت را به زكريا وحى نمود و فرمود: كهيعص ‍ ((كاف )) اشاره به كربلا و ((هاء)) هلاك عترت طاهره و ((ياء)) يزيد كه كشنده و ظلم كننده به ايشان و ((عين )) عطش و ((صاد)) اشاره به صبر ايشان بر آن مصيبت هاست .(640)
حضرت ابراهيم عليه السلام
از حضرت امام على بن موسى الرضا عليه السلام روايت است كه خدا فرمود: اى ابراهيم ! گروهى كه ادعا دارند از امت محمّدند، حسين و فرزندان او را با ظلم و دشمنى خواهند كشت . چنان كه گوسفند را مى كشند به سبب اين كار سزاوار خشم من خواهند شد. آنگاه ابراهيم بى تاب شد و دلش به درد آمد و گريان شد.(641)
حضرت آدم عليه السلام
چون آدم عليه السلام به زمين آمد براى يافتن حضرت حوا در زمين مى گشت تا آنكه به صحراى كربلا رسيد. چون وارد آن صحرا گرديد امواج حزن و اندوه به او رو آورد و چون به مقتل امام حسين عليه السلام رسيد، پايش به سنگى خورد و خون از پاهايش جارى شد، علت را پرسيد، خدا به او وحى كرد: در اين زمين برگزيده من حسين شهيد خواهد شد، خواستم كه تو در آزار و اندوه با او شريك باشى .(642)
حضرت نوح عليه السلام
حضرت نوح چون سوار كشتى شد و كشتى به كربلا رسيد، موجى برخاست و كشتى در خطر غرق شدن قرار گرفت ، نوح بسيار ترسيد و گفت :
پروردگارا! در هيچ زمينى به من نرسيد، آنچه در اين زمين رسيد. پس ‍ جبرئيل نازل شد و گفت : اى نوح ! اينجا مكانى است كه فرزندزاده خاتم انبيا و فرزند بهترين اوصياء شهيد خواهد شد.(643)
حضرت سليمان عليه السلام
روزى باد مجلس حضرت سليمان را بر روى هوا مى برد به صحراى كربلا كه رسيد، باد سه بار مجلس او را گردانيد و ترسيد كه بيفتد. وقتى كه باد آرام گرفت و مجلس بر زمين فرود آمد، علت اضطراب را از باد پرسيد؟ گفت : سببش اين بود كه در اين مكان نورديده احمد مختار و فرزند گرامى حيدر كرار، به دست يزيد كه زمينيان و آسمانيان او را لعنت مى كنند، شهيد خواهد شد. سليمان دست به دعا برداشت و بر قاتل آن حضرت لعنت و نفرين بسيار كرد و همه آدميان و جنيان و مرغانى كه همراه او بودند آمين گفتند و از بركت آن لعنت بادى وزيد و مجلسش را از آن صحرا بيرون برد.(644)
علاوه بر آگاهى گذشتگان و امت هاى پيشين از شهادت حضرت سيدالشهداء عليه السلام حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم و حضرت اءميرالمؤ منين عليه السلام نيز شهادت آن حضرت را خبر داده اند.
حميرى در قرب الاسناد به سند معتبر از حضرت امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه حضرت اءميرالمؤ منين عليه السلام با دو نفر از ياران خود به صحراى كربلا رسيدند، ناگاه آب از ديده هاى مباركش فرو ريخت و فرمود: اينجا محل خوابيدن شتران ايشان است و اينجا مكان فرود آمدن بارهاى ايشان است ، در اين جا خون هاى آنان ريخته مى شود، خوشا به حال تو اى خاك كه خون هاى دوستان خدا بر تو ريخته مى شود.(645)عزادارى اهل سنت پس از تيموريان (از قرن يازدهم تاكنون)

از سال 911 ق به بعد، جهان اسلام به تدريج به مناطق مختلف و حوزه هاى متعدد سياسى تقسيم گرديد و هر قسمتى حكومت مستقل و امپراتورى جداگانه اى را تشكيل داده، بر بخشى از ميراث تيموريان، سلسله اى عمدتاً ترك تبار به حكمروايى پرداخت. سلسله صفويه بر قسمت غرب امپراتورى تيموريان با رهبرى شاه اسماعيل صفوى دست يافت. خاندان عثمانى بر آسياى صغير، سپس سرزمين هاى عربى و افريقايى تسلط يافتند و دودمان ازبك شيبانيان ماوراءالنهر و شمال افغانستان را تحت حاكميت درآوردند و سرانجام، شاخه اى از تيموريان تحت عنوان بابريان يا تيموريان گوركانى يا گوركانيان بر قسمتى از افغانستان و شبه قاره دست يافته، حكومت پرقدرت و بزرگى را در آن بخش جهان بنيان نهادند.

با همه خصومت برخى از اهل سنت با شيعيان، كه به ويژه پس از برآمدن سلسله صفويه در ايران در برخى از مناطق، بخصوص در شمال و غرب ايران به گونه بى سابقه و گاه خطرناكى تقويت گرديده بود، عزادارى براى امام حسين (عليه السلام) در ميان اهل سنت ادامه يافت و شاعران، به ويژه عارفان اهل سنت، بخشى از تلاش هاى ادبى، عرفانى و اجتماعى خود را در اين مقوله بذل نمودند و انقلاب عظيم كربلا و قيام ماندگار امام حسين نه تنها در ميان اهل سنت، بلكه در انديشه و خامه برخى متفكران غير مسلمان نيز راه يافت و در شعاع بيشتر و جهانى به پالايش عواطف و هدايت افكار و باورها پيش رفت.آسياى ميانه و عزادارى سيدالشهدا

در قرن دهم، ماوراءالنهر (آسياى ميانه) به دست شيبانيان افتاد. اين سلسله ازبك كه نسبت به تشيع و شيعيان نگاه مثبت و سازنده نداشت، تلاش كرد تا از ت