مايل روز افزون مردم به اهل بيت (عليهم السلام) بكاهد. شيبك خان ازبك كه مؤسس اين سلسله به شمار مى رود، نمونه بارز اين تعصب بود. هنگامى كه او براى فتح هرات در رأس لشكرى از ازبكان و ساير جنگجويان خود به دروازه آن شهر رسيد، «اكابر شهل مثل امير جمال الدين محدث و امير غياث الدين محمدبن امير يوسف و شيخ الاسلام هراتى به استقبال شتافتند، در كهدستان با "خان" ملاقات نموده، متوجه شهر شدند، يساولدن پيش مى آمدند و مى گفتند: «مگوييد اللّه و محمد و على يارت باد؛ بگوييد الله و محمد و چهار يار يارت باد."(53)

با توجه به قراين مزبور و ساير گزارش ها، ترديدى در خصومت وى با برگزارى برخى مراسم مرسوم در هرات باقى نمى ماند. با اين همه، عرفاى بزرگ اهل سنت كه از آن ديار سر برآوردند و يا در آنجا باقى ماندند، امام حسين (عليه السلام) را به عنوان نقطه پركار عشق و رمز تداوم حيات اسلام مى دانستند.

يكى از امورى كه بر تداوم علاقه مردم آن سامان به امام حسين (عليه السلام) و تداوم ذكر و عزادارى در آنجا حكايت دارد، رواج فراوان كتاب روضة الشهداء در آن مناطق و نواحى بود و همين اقبال مردمى موجب گرديد تا اين كتاب به زبان ازبكى برگردان شود و ترجمه متعدد آن به تركى نيز نشانه ديگرى بر اين نكته است كه افزون بر شيعيان ترك تبار ايران، ترك هاى آسياى ميانه و مناطق ديگر به آن اثر و مراسم عزادارى اقبال داشته اند؛ زيرا روضة الشهدا كه در سال 908 ق پديد آمد، در قرن دهم و قرون بعدى «چندين بار به تركى ترجمه شده است با نام هاى سعادت نامه در نيمه هاى قرن دهم؛ حديقة السعداء از شاعر برجسته فضولى بغدادى كه همراه با اصلاحات و افزودگى ها انجام شده است. اين حديقه مكرر چاپ شده است. شهدا نامه نيز روايت منظوم تركى روضة الشهداء است. ترجمه تركى آسياى ميانه اى آن نيز از شاعرى كه تخلّص وى صابر است انجام شده و نسخه هاى فراوانى از آن در تاشكند و جاهاى ديگر موجود است...»(54)عزادارى در شبه قاره و جنوب شرق آسيا

علماى اهل سنت به ترجمه مقاتل فارسى و نشر آن اكتفا نكردند. يكى از دانشمندان اهل سنت و از پيروان ابوحنيفه، در سال 1161 ق دست به تأليف مقتل سيدالشهدا زد و آن را قرة العين فى البكاء على الحسين ناميد و در آن ضمن بيان مصايب آن رسول، به ويژه حادثه جانگداز عاشورا، درصدد برآمد تا اين نكته را اثبات نمايد كه برپايى عزادارى و مصيبت دارى مختص شيعيان نيست؛ اهل سنت هم بر آن امام اشك مى ريزند. وى ثواب عزادارى براى امام حسين را مورد تأكيد قرار داده است.

عزادارى سيدالشهدا در نقاط مختلف شبه قاره انجام مى گيرد. شيعيان و اهل سنت هند در شهرهاى كويته، لاهور، كراچى، پاراچنار، حيدرآباد، لكنهو، دهلى، دكن و ساير شهرها و روستاهاى مسلمان نشين به سوگوارى، تهيه نذورات و اطعام مى پردازند. شاعران فارسى زبان، كه از آسياى ميانه، افغانستان و ايران در دوره تيموريان هند به آن سرزمين مهاجرت نموده بودند، عاشورا و سوگوارى آن را زنده نگه داشته اند. در برخى مناطق شبه قاره نه تنها اهل سنت، بلكه هندوان و ساير فرقه هاى غير مسلمان نيز در مراسم عاشورا و عزادارى دهه نخست محرم شركت مى كنند. با حلول ماه محرم، مردم لباس سياه و عزا مى پوشند و لذايذ و سرور را ترك مى كنند، به مساكين و فقرا به اندازه توان غذا و روزانه به طور رايگان به مردم آب سرد و شربت مى دهند، به ياد شهداى كربلا مرقدها و مزاراتى را براى عزادارى و خواندن زيارت نامه مى سازند، روضه خوانان، مصايب امام حسين (عليه السلام) را به زبان فارسى، اردو و ساير زبان هاى محلى مى خوانند و مردم اشك مى ريزند و سينه مى زنند. عزادارى ها عمدتاً در حسينيه ها، تكايا و امام بار[گ]ه ها برگزار مى گردد و هر يك از روزهاى مختلف دهه نخست محرم به بيان مصيبت خاص و ذكر حادثه خاص انقلاب كربلا اختصاص دارد.

پس از تجزيه شبه قاره به سه كشور هندوستان، پاكستان و بنگلادش، عزادرى در هر سه كشور ادامه يافت، هرچند در بنگلادش تعداد اندكى شيعه زندگى مى كند، اما سوگوارى براى امام حسين (عليه السلام) در ميان اهل سنت به صورت اطعام مردم در اين روز و تكريم اهل بيت (عليهم السلام) وجود دارد. در كشور هندوستان با آنكه مسلمانان، به ويژه هواداران اهل بيت (عليهم السلام) در اقليت اند و نظام حكومتى هم از ديانت به طور رسمى جداست، روز عاشورا به عنوان تعطيل رسمى مى باشد.(55)

گفتار رهبران استقلال شبه قاره نيز به خوبى نشان مى دهد كه پيام امام حسين و فلسفه شهادت آن حضرت نه تنها به گوش اهل سنت، بلكه هندوان نيز رسيده است. مهاتما گاندى، رهبر استقلال هند، مى گفت: «من براى مردم هند چيز تازه نياورده ام، فقط نتيجه اى را كه از مطالب و تحقيقاتم درباره تاريخ زندگى قهرمان كربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند كردم؛ اگر بخواهيم هند را نجات دهيم، واجب است همان راهى را بپيماييم كه حسين بن على پيمود.(56) جواهر لعل نهرو، نخستين رهبر هندوستان پس از استقلال، نيز شهادت امام حسين و خانواده اش را فاجعه اى ذكر كرده است كه هر سال در ماه محرم از طرف مسلمانان، بخصوص شيعيان تجديد مى گردد و به خاطر آن سوگوارى برپا مى شود.(57)

پورشوتاملاس، از رهبران هندوان كه زمانى رياست كنگره ملى هندوستان را به عهده داشت، تصريح مى كند: «من اهميت برپا داشتن اين خاطره بزرگ تاريخى را مى دانم. اين فداكارى هاى عالى از قبيل شهادت امام حسين (عليه السلام) سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه باقى بماند و ياداورى شود.»(58)

در پاكستان، على رغم تلاش هاى متنوع و گسترده وهابيت، كه به طورمستقيم در قالب «سپاه صحابه» سازمان يافته، عزادارى امام حسينوسوگوارى اباعبداللّه در ميان اهل سنت پابرجاوفراگير مى باشد.

از ميان رهبران اهل سنت، مصلح بزرگ اسلامى علامه محمد اقبال لاهورى (1353-1289 ق) بيش از ديگران به اهميت زنده نگه داشتن محرم و عزادارى امام حسين اهتمام ورزيد و اين موضوع را با قلم و شعر مورد تأكيد قرار داد. او در جاى جاى ديوان شعرخود از امام حسين (عليه السلام) و عشق او به حقيقت و لزوم پيروى از آن حضرت و آموزش آزادى و آزادگى از قيام وى ياد مى كند و سرانجام خود تصريح مى كند نه تنها آزادى بلكه:

رمز قرآن از حسين آموختيم *** زآتش او شعله ها اندوختيم.اهل سنت افغانستان و عزادارى حسينى

خراسان پس از سقوط تيموريان عملا به سه بخش تقسيم شد: قسمت شمال آن مدتى در دست شيبانيان بود، بخش شرق آن به تدريج تحت تصرف ظهيرالدين بابر ميرزا از نوادگان تيمور افتاد و منطقه غرب آن در دست صفويان قرار گرفت.

اسناد تاريخى حكايت از آن دارد كه در شهرهاى عمدتاً سنى نشين خراسان و نواحى مختلف آن، با همه فشارهاى توأم با تعصب و ستم كه شيبانيان بر ضد فرهنگ اهل بيت (عليهم السلام) ايجاد كردند، مردم همانند گذشته به اهل بيت پيامبر (عليهم السلام) وفادار ماندند و در ابعاد ادبى، تاريخى و آيينى، عاشورا را فراموش نكردند؛ چنان كه بعضى از شعاير مشابه آ