ن مانند گراميداشت پانزده شعبان و شب برات و بيست و هشتم صفر در ميان اهل سنت از اهميت خاص برخوردار بود.(59)

وجود بقعه مباركه اى در شمال افغانستان و ناحيه بلخ به نام مرقد امام على بن ابى طالب، كه در ميان اهل سنت به نام روضه شاه ولايت معروف است و در قرن نهم و عصر تيموريان شناسايى و بازسازى گرديد، در طى قرون اخير با همه فراز و فرودهاى فرهنگى، سياسى و جنگ هاى شاهزادگان و تجاوزات خارجى، به عنوان كانون توجه به اهل بيت (عليهم السلام) و محل ذكر فضايل و مصايب خاندان رسالت عمل كرده است و زايران آن عمدتاً اهل سنت بوده اند كه به مناسبت هاى گوناگون به سوى آن روى مى آوردند و با زيارت و دعا در آنجا كسب معنويت كرده اند. همچنين وجود تكايا و حسينيه ها در شهر كابل به نام ازبكان نشانگر ارتباط اين قوم سنى مذهب افغانستان با اهل بيت و عزادارى امام حسين است.(60)

به جز امير عبدالرحمان بدنام كه به مدت سه سال (1883-1880 م) به قتل عام هزاره ها و ساير شيعيان پرداخت و تكايا و حسينيه هاى آنان را تخريب و هر نوع عزادارى را ممنوع و بدعت اعلام كرد، ساير سلاطين افغانستان نسبت به عزادارى و منقبت خوانى شيعيان مخالفت نورزيده اند و از دوران سلطنت امير امان الله خان (1308-1298 ش) به بعد اسناد موجود تاريخى حكايت از حضور شاه و اعوان وى در عزادارى شيعيان كابل در روز عاشورا و يا تمام دهه محرم هر سال دارد.(61)

برخى علما و عرفا و اديبان اهل سنت در سده هاى اخير نيز تلاش هاى ارزنده اى در نشر معارف اهل بيت (عليهم السلام) داشته اند؛ از جمله فيض محمد كاتب (م 1308 ش)، آيت اللّه عزيزالله غزنوى و ديگران كه در نشر معارف اهل بيت رسول خدا و شناسايى انقلاب حسينى نقش ارزشمندى را ايفا كرده اند. شمارى از دانشمندان اهل سنت در مدارس علماى شيعه درس مى خواندند و در مجالس عزادارى و منقبت خوانى آنان نيز شركت مى نمودند.

تاريخ افغانستان گواهى مى دهد هرگاه دخالت هاى بيگانگان در تفرقه مذهبى وجود نداشته است و حاكمان دخالت سوء نكرده اند، اهل سنت و شيعيان در عمل به عقايدشان مشكلى نداشته اند و در مواردى حتى بعضى از عالمان اهل سنت از اموال شخصى خويش زمين و يا ساختمان تكيه خانه براى عزادارى حسينى به شيعيان بخشيده اند.(62)

در شرق افغانستان، كه عمدتاً مركز اهل سنت و جماعت مى باشد، هرگاه دولت آزادى نسبى به مردم داده و زمينه مساعد فراهم شده است، به عزادارى امام حسين پرداخته اند. از جمله اين مراسم، مجالسى است كه در شهر جلال آباد، مركز ولايت ننگرهار برگزار مى شد:

«جلال آباد (شهرى در مشرق افغانستان كه اكثراً سنى نشين و از مراكز مهم مردم شريف پشتو زبان است)، مردم شريف آنجا در ايام عاشورا مجلس بسيار باشكوه برپا مى كردند. از سال هاى 1347 به بعد تا چندين سال قبل از حمله كمونيست ها (1357 ش) اين مراسم ادامه داشت و از تمام ولايت هاى شرقى برادران محترم، اعم از علما (شخصيت هاى مهم سياسى مانند عبدالغفار خان)، دارالحفاظ و دانشجويان و محصلين و صاحب منصبان ملكى و تمام مردم فرهنگ دوست و وحدت خواه در آنجا حاضر بودند... جمعيت خيلى زياد... اكثراً از اهل سنت بودند...»(63)

در كابل، مزارى كه به عنوان زيارتگاه سخى ياد مى شود، مردم اعم از شيعه و سنى در مناسبت هاى مختلف به زيارت آن جمع مى شوند و در ايام عيد نوروز تجمع مردم بيش از ساير اوقات است و «علت آن، اين است كه بين مردم افغانستان مشهور است كه سخى شاه اوليا حضرت على كرم الله وجهه در روز نوروز بر تخت خلافت نشسته است و لذا مردم افغانستان روز نوروز را به اين مناسبت مبارك دانسته و آن را عيد مى گيرند...»(64)

در شهر مزار شريف نيز همه ساله شمار فراوان مردم، كه بيشتر از اهل سنّت مى باشند، در ايام نوروز و آغاز سال نو خورشيدى تجمع مى كنند و با برداشتن پرچم روضه و مزار منسوب به امام على حلول سال جديد را آغاز مى كنند.

در كنار توجه اهل سنت افغانستان به فضايل اهل بيت رسول خدا (عليهم السلام) بايد از منقبت خوانى در ميان آنان ياد كرد. آنچه به طور شفاهى از دو سده اخير تاريخ ادبى و اجتماعى افغانستان نقل مى شود، رواج گسترده منقبت خوانى و مداحى در ميان شيعيان و گسترش آن در ميان اهل سنت آن كشور حكايت دارد. مداحان، كه عمدتاً به سادات هزاره تعلق داشتند، در ميان اهل سنت در فصول مختلف و سراسر سال، بخصوص زمستان ها، به مساجد روستاهاى مختلف مى رفتند و با آداب و شيوه ويژه به بيان مناقب پيامبر و اهل بيت آن حضرت مى پرداختند.

يكى از مراسم قديمى براى نشر فضايل اهل بيت و مصايب آنان، خواندن حمله حيدرى بوده است. از قرن دوازدهم كه اين اثر چاپ و وارد افغانستان گرديد، جاى شاهنامه خوانى و حافظ خوانى مرسوم را گرفت و مردم سنى مذهب در مناطق مختلف از جمله شهر غزنى و كابل و قندهار هنگام بيكارى، به ويژه زمستان ها، به خواندن آن مشغول مى شدند. گاهى با توجه به مذمّت موسيقى و خواندن ترانه هاى محلى از سوى علما و يا منع آنان، مردم در محافل عروسى و مسابقات تيراندازى و جشن تولد فرزند و غيره نيز به خواندن فرازهايى از حمله حيدرى اقدام مى نمودند.عزادارى كردهاى سنى مذهب

از اقوام معدودى كه پس از روى كار آمدن صفويه در قرن دهم، بر مذهب خود باقى ماندند، قوم كرد مى باشد كه امروز در استان هاى غربى ايران و عمدتاً در كردستان، سكونت دارند. اين قوم كه داراى اكثريت اهل سنت مى باشد، در شمال ايران، شرق تركيه و شمال سوريه نيز جمعيت قابل توجهى از كشورهاى يادشده را تشكيل مى دهد.

اكراد داراى مذاهب گوناگون مى باشند و شمار اندكى از آنان شيعه و بيشترشان پيرو تسنن و مذهب شافعى بوده و به زبان كردى سخن مى گويند، كه لهجه اى از تبار فارسى به حساب مى آيد. شمار بسيارى از سادات حسينى و حسنى در ميان كردها زندگى مى كنند كه رابطه خودش را با اهل بيت پيامبر از جمله امام حسين (عليه السلام) قطع نكرده اند و على رغم داشتن مذهب تسنن به عاشورا و سوگوارى در محرم وفادار مانده اند.

كردها، به ويژه در كردستان، با آغاز ماه محرم به احترام امام حسين (عليه السلام)، مجالس عروسى و مراسم جشن را تعطيل مى كنند. زنان كرد از اول تا پايان محرم، سرمه به چشم نمى زنند و در شهر سنندج (مركز كردستان) مردم در شب عاشورا به مقبره امام زاده پير عمر مى روند و تا پاسى از شب با روشن كردن شمع به دعا و ذكر مى پردازند. برخى كردها در ماه محرم به نذر و نوشتن شكايات به حضرت ابوالفضل و توسل به آن حضرت اشتغال دارند.

ادبيات مردم كرد نيز آيينه دلدادگى آنان به اهل بيت رسول خدا (صلّى الله عليه وآله) و ياداور ريشه داشتن محبت اين خاندان از جمله عزادارى براى امام حسين (عليه السلام) در ميان آنان است. يكى از شاعران دلسوخته اهل بيت (عليهم السلام) رضا طالبانى كركوكى است كه براى سيدالشهداء چنين سوگ سروده اى به جاى گذاشته است:

لافت از عشق حسين است و سرت بر گردن است *** عشق بازى سر به ميدان وفا افكندن است

گر هوا خواه حسينى ترك سر كن چون حسين *** شرط اين ميدان به خون خو