ش بازى كردن است

از حريم كعبه كمتر نيست دشت كربلا *** صد شرف دارد بر آن وادى كه گويند ايمن است...(65)

مولوى تايجوزى نيز با همه باورى كه نسبت به خلافت خلفاى راشدين دارد، آن را با محبت اهل بيت (عليهم السلام) برابر ندانسته و دلگيرى و اندوه خود را از اينكه خلافت به حضرت على در آغاز سپرده نشد، اين گونه بيان مى كند:

و زآن سوى وطن هجرت نمودم *** خلافت از على دانسته بودم...

به تأثير محمد مير اكمل *** خلافت چون به عثمان شد محول

دل خويشان ما را پر زخون كرد *** به خويشاوند خود نعمت فزون كرد.(66)

قصايد و سروده هاى مزبور بخشى از ناله ها و عزاسروده هاى مردم اهل سنت كُرد براى اهل بيت پيامبر (عليهم السلام) و ابراز ارادت به خاندان پاك رسالت مى باشد. اين سروده ها مانند سروده هاى شاعران ساير نقاط جهان اسلام، نشانگر عزادارى مكتوب نخبگان اهل سنت مناطق مزبور از سويى و داشتن زمينه و پيشينه مردمى از سوى ديگر مى باشد و نشان مى دهد كه مردم كرد سنى مذهب داراى چنين گفتار و رفتار بوده اند.(67)عزادارى در قلمرو عثمانى

خلافت عثمانى كه پيش از ظهور تيمور لنگ (807 - 782) در آسياى صغير (تركيه فعلى) استقرار يافته بود، پس از تحمل ضربات اوليه از تيمور، با مشكل چندانى مواجه نشد. پس از مرگ تيمور، بخصوص در اواخر عهد تيموريان، از جهات مختلف توسعه يافت و در قرن يازدهم هجرى همه كشورهاى عربى، بالكان تا اتريش و كشورهاى اسلامى شمال افريقا را تصرف نموده، حكومت سلاجقه روم را تحت عنوان خلافت اسلامى در بخش بزرگ جهان اسلام برپا داشت.

همان گونه كه اشاره شد، كردهاى اهل سنت در تكريم شهادت امام حسين و عزادارى عاشوراى حسينى سابقه طولانى و غنى دارند. به دليل آنكه كردها عمدتاً در قلمرو عثمانى (اعم از عراق، سوريه و تركيه فعلى) مى زيستند، بررسى عزادارى آن ها در واقع عزادارى اهل سنت را در برخى از نقاط قلمرو عثمانى نشان مى دهد؛ چنان كه اين مطلب عزادارى اهل سنت را در امپراتورى صفويه نيز به نمايش مى گذارد. گزارشى ديگر از عراق نشان مى دهد اهل سنت در مراسم عزادارى امام حسين (عليه السلام) از دوره هاى قديم شركت مى جسته اند؛ از جمله درباره شهر ناصريه عراق آمده است: «مردم ناصريه در مجالس عزادارى شيعيان مشاركت مى كنند و در تشكيل هيأت هاى عزادارى آنان سهم مى گيرند و چه بسا برخى از مردم اهل سنت ناصريه خود هيأت مخصوص به خود تشكيل داده، دسته بيرون مى آورند...»(68)

در حلب، از شهرهاى سوريه، مزارى است كه از آن به نام «مشهد الحسين» ياد مى شود و مردم براى آن اوقافى اختصاص داده اند كه از بخشى از آن در روزهاى عاشورا نذورات انجام گرفته، مردم اطعام مى شوند.(69)

در مناطق سنى نشين كشورهاى خليج فارس و ساير كشورهاى عربى، بخصوص اردن و فلسطين، مردم هرچند عزادارى محرم و عاشورا را به روش شيعيان عراق، لبنان و بحرين انجام نمى دهند، اما در روز عاشورا به پختن غذاهاى مخصوص و اطعام ديگران پرداخته، از جشن و سرور پرهيز مى كنند و هر از چندگاه شمار اندك اهل سنت، كه در جوار مساجد و يا تكايا و حسينيه هاى اهل تشيع زندگى مى كنند، در مراسم عزادارى آنان شركت مى نمايند.

يكى از فرقه هاى تصوف اهل سنت در قلمرو عثمانى، كه در آسياى صغير و بالكان به خاندان پيامبر بيش از ساير فرقه ها و مردم اهل سنت، ارادت مىورزند، فرقه بكتاشيه است. پيروان اين فرقه على رغم مبارزات كمال مصطفى آتاترك (پدر تركيه جديد) بر ضد مذهب و سكولار نمودن جامعه تركيه، از هر فرصت مناسب براى اظهار ارادت و توسل به اهل بيت (عليهم السلام) از جمله عزادارى براى امام حسين (عليه السلام) استفاده مى كنند و مجالسى را مخفيانه در منازل خود برگزار مى نمايند. آنان روابطشان را با عتبات مشرفه عراق و ايران نيز حفظ نموده، با فراهم شدن كمترين زمينه به زيارت مشاهد مشرفه مى شتابند.(70)

از شاعران بكتاشى مطالب و اشعارى بر جاى مانده است كه به روشنى تأثر آنان را از حادثه عاشورا و باورشان را نسبت به اهل بيت (عليهم السلام) به ويژه امام حسين (عليه السلام) نشان مى دهد.شمال افريقا

در مصر و ساير نقاط شمال افريقا با سقوط دولت فاطميان و دستور ايوبيان مبنى بر منع تعزيه دارى عاشورا و يا حتى جشن گرفتن، عزادارى مردم در روز عاشوراى هر سال فراموش نشد و مردم اهل سنت نيز همچون شيعيان، مقام رأس الحسين، و سيده زينب را به عنوان مركز تجمعشان براى ياد امام حسين و ذكر فضايل و مصايب اهل بيت (عليهم السلام) انتخاب مى كردند و از مناطق دور و نزديك بدان نقاط سرازير مى شدند. در قرن دهم از جمله آثارى كه حكايت از تأثر روحى اهل سنت مصر، به ويژه عالمان بزرگ آن دارد، آثار سيوطى، به ويژه تاريخ الخلفا مى باشد. سيوطى (م 911) كه همزمان با سقوط تيموريان از دنيا رفته است، در اثر ياد شده هنگام بيان حادثه عاشورا تصريح مى كند كه قلب من تحمل ياداورى جزئيات فاجعه كربلا را ندارد. آن گاه به آثار خارق العاده شهادت امام حسين (عليه السلام) و جنايت يزيد در حق آل رسول مى پردازد و موارد گوناگون را درباره معجزات شهادت امام حسين و نيز مقام رفيع امام حسين نزد پيامبر بزرگ اسلام را بيان مى دارد. وى داستان انتقال اسارت بار اهل بيت (عليهم السلام) و بازماندگان شهداى كربلا را به كوفه و شام آورده، بسيارى از جنايات ابن زياد و يزيد و طرفداران آنان را در زمان حضور اهل بيت (عليهم السلام) در آن شهرها گزارش كرده و هرگونه اكرام اهل بيت (عليهم السلام) از سوى يزيد را رد نموده است.(71)

يكى از نويسندگان مغرب (مراكش) درباره عظمت دهه اول محرم در آن كشور مى نويسد: «در اين ماه زندگى اجتماعى تغيير محسوسى مى يابد و مردم آن بى تفاوتى و زندگى متعارف هميشگى را ندارند و بيشتر به محاسبه نفس و حيات دينى خود مى پردازند. مردم منقلب هستند و به طور طبيعى آرايش و حتى خانه تكانى و فرش شستن را تجويز نمى كنند. ساز و آواز تقريباً قطع مى شود و مردم لباس عزا بر تن مى كنند.»(72)

مرحوم علامه سيدمحسن امين نيز كه در سال 1321 ق به مصر سفر كرده است، وضعيت عزادارى مردم مصر و علاقه آنان به اهل بيت را همچون عراقى ها شمرده است.(73)(1) - سبط ابن جوزى، تذكرة الخواص، تحقيق بحرالعلوم، تهران، نينوى، ص 250 / مسند احمد، ج 4، ص 127و 126 / ذخائر العقبى، ص 164و 146 / تاريخ دمشق، ص 168.
(2) - تذكرة الخواص، ص 250 / ابن حجر العسقلانى، تهذيب التهذيب، ج 2، بيروت، دارالفكر، ص 300 / ابوبكر الهيثمى، مجمع الزوايد، ج 9، بيروت، دارالكتاب العربى، 1402، ص 187.
(3) - محمدبن عبدالله الحاكم النيسابورى، المستدرك على الصحيحين، ج 4، بيروت، دارالكتب العلميه، 1411، ص 440 / احمدبن عبدالله الشافعى، ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القربى، بيروت، دارالمعرفة، ص 8ـ147 / ابوالقاسم سليمان ابواحمد الطبرى، المعجم الكبير، ج 3، بيروت، داراحياء التراث العربى، ص 109.
(4) - محمدبن عبدالله الحاكم النيسابورى، المستدرك على الصحيحين، ج 5، بيروت، دارالكتب العلميه، ص 165.
(5) - المستدرك على الصحيحين، ج 4، ص 439 / خطيب بغدادى، تاريخ بغ