الهدى، عدد 2 ذى القعده 1391، قم.
(73) - مجله الهدى، عدد 2 ذى القعده 1391، قم.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:489.xml">مقتل بهلول</a><a class="folder" href="w:html:502.xml">نیاش در عرفات</a><a class="folder" href="w:html:518.xml">نيايش امام حسين (ع) در صحراى عرفات</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:490.txt">درباره کتاب</a><a class="text" href="w:text:491.txt">طليعه سخن</a><a class="text" href="w:text:492.txt">گذرى بر زندگانى شيخ السالكين محمد تقى بهلول گنابادى</a><a class="text" href="w:text:493.txt">فصل اول : روز عاشورا</a><a class="text" href="w:text:494.txt">فصل دوم : برادر و خواهر</a><a class="text" href="w:text:495.txt">فصل سوم : شهادت</a><a class="text" href="w:text:496.txt">فصل چهارم : شام غريبان</a><a class="text" href="w:text:497.txt">فصل پنجم : واقعات كوفه</a><a class="text" href="w:text:498.txt">فصل ششم : واقعات شام</a><a class="text" href="w:text:499.txt">فصل هفتم : بازگشت به مدينه</a><a class="text" href="w:text:500.txt">خاتمة الكتاب</a><a class="text" href="w:text:501.txt">پاورقی</a></body></html>بزرگترين مصيبت
عبدالله بن فضل مى گويد:
به حضرت امام صادق عليه السلام عرض كردم : اى فرزند رسول خدا! به چه علت روز عاشورا روز اندوه و ناله و مصيبت و گريه است ؟ و روز رحلت پيامبر و وداع حضرت زهرا عليهاالسلام با دار فانى و روز شهادت اءميرالمؤ منين عليه السلام و روز مسموم شدن حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام در زارى و مصيبت همانند آن روز نيست ؟
حضرت فرمود: روز مصيبت شهادت امام حسين عليه السلام از تمام روزها بزرگ تر است زيرا اصحاب كسا و آل عبا گرامى ترين خلق نزد خدا بودند و مردم ايشان را با يكديگر مشاهده مى كردند... چون حضرت امام حسين عليه السلام شهيد شد كسى از آل عبا نماند كه مردم خود را با ديدن او تسلى دهند، پس رفتن آن حضرت مانند رفتن همه ايشان بود و ماندن آن حضرت مانند همه ايشان بود، به اين علت ، روز مصيبت آن حضرت بدترين روزهاست .(646)نام کتاب : مقتل بهلول

نویسنده : شيخ محمد تقى بهلول

تنظيم كننده : حسين محمدى گل تپه

منبع :‌ مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن

طليعه سخن
بسمه تعالى
السلام على ائمه الهدى و مصابيح الدجى و اعلام التقى و ذوى النهى و اولى الحجى و كهف الورى و ورثه الانبياء و المثل الاعلى و الدعوة الحسنى و حجج الله على اهل الدنيا و الاخره و الاولى و رحمه الله و بركاته .
توجه آدم ابوالبشر به شجره ممنوعه كه مثال دنيا بود، او و فرزندانش را مورد خطاب الهى (اهبطوا منها جميعا)(1) قرار داد و آنها را در اسفل السافلين وارد نمود. دنيايى كه مملو از و مزاحمات و نقايص و اعدامات است .
بدينسان انسانى كه در بهترين تقويم خلق شده بود به واسطه تناول از اين شجره كه گاه از آن تعبير به شجره محمد و آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى شود، هبوط كرد و اين به معناى پذيرش امانت عظماى الهى يعنى ولايت محمديه و علويه مى باشد كه موجبات گسترانيده شدن بساط رحمت الهى و اعطاى نعمت وجود از طرف حضرت احديت گرديد.
به اين ترتيب از عالمى سراسر تنزيه و تقديس وارد عالمى سراسر تزاحم و تقصير شديم و ((آدم آورد در اين دير خراب آبادم .))
تا اينجا سخن را تعبير به قوس نزول كرده اند كه انسان حيران سر از جهنم سوزان دنيا در آورد و آنگاه مخاطب به خطاب ملكوتى ((ارجعى الى ربك )) قرار گرفت كه آغاز قوس صعود است .
يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه .(2)
هدف از خلقت جز عبوديت نيست و عبوديت همان رجعت و حمل امانت الهى است . رجعت به جايگاه اولى و فنا شدن در آن اصل حقيقى خود.
رهرو منزل عشقيم و ز سر حد عدم 	  	تا به اقليم وجود اين همه راه آمده ايم
اين سير صعودى ، سير عشق است و مومنان واقعى آنانى هستند كه اين امانت الهيه ولايت را حمل مى نمايند و سرانجام به فى مقعد صدق عند مليك مقتدر(3) مى رسند.
سفر؛ بس طولانى و پرخطر است آن چنان كه صداى انسان كامل ، حضرت مولى الموحدين على ابن ابى طالب (عليه السلام ) با آه و ناله بلند مى شود كه :
آه من قلة الزاد و عظيم المورد و طول الطريق .(4)
انسان محجوب ترين موجود است و به خاطر حجاب ها و واقع شدن در كثرات و اسفل السافلين ، صراط او طولانى ترين صراط و پر از خطرات مهلك و نابودكننده است .
شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين حايل 	  	كجا دانند حال ما سبك بالان ساحل ها
شير در باديه عشق تو روباه شود 	  	آه از اين راه كه در وى خطرى نيست كه نيست
گفته اند كه در اين راه جهت رستن از خطر بايستى به رفيق توسل جست كه ((الرفيق ثم الطريق .))
طى اين مرحله بى همرهى خضر مكن 	  	ظلمات است بترس از خطر گمراهى
آنگاه با دستگيرى و يارى اولياى الهى ، بنده در سايه عبوديت و بندگى از اين نقص ، به عز ربوبى و كمال نايل مى شود.
بهترين رفيقان راه ، انسان هاى كامل مى باشند كه خود دليل راه هستند و مانند فانوس هاى دريايى و كشتى هاى نجات ، مسافران گم گشته در طوفان دنيا را از گرداب حايل نجات مى دهند.
امام معصوم (عليه السلام ) مى فرمايند:
كلنا سفن النجاة و سفينة الحسين (عليه السلام ) اءسرع .(5)
همه ما كشتى هاى نجاتيم و كشتى حسين (عليه السلام ) سريعتر است .
اهل بيت (عليهم السلام ) كشتى هاى نجات و مدد آنانى هستند كه پاى اراده و همتشان در باتلاق دنيا به گل نشسته است . اما كشتى حضرت سيدالشهداء (عليه السلام ) بهتر و سريعتر عمل مى كند.
((او بابى است از ابواب بهشت و كشتى نجات و چراغ هدايت ، هر چند آباء عظام و ابناء كرام او نيز ابواب جنان و كشتى هاى نجات هستند لكن باب آن حضرت وسيع تر و كشتى او به ساحل نزديك تر و استغاثه به نور او سهل تر است همه ايشان پناه خلقند، لكن پناه آن جناب آسان تر و دايره او وسيع تر است .))
از چه رو است كه كشتى سيدالشهدا سريع تر از ساير اهل بيت (عليهم السلام ) است ؟ و چه راز و رمزى در اين نهفته است ؟
راز و رمز اين سرعت در كربلا منطوى است بايد كربلا را شناخت و از مرز عاشورا گذشت و زمان و مكان را در نورديد و خويشتن را در قربانگاه كربلا قربانى نمود.
تا عاشق به رنگ معشوق در نيايد؛ نمى تواند معشوق را بشناسد. معرفت گرانبهاترين گوهر است كه روح را از قفس تاريك دنيا رها نموده و به آسمان هاى نورانى عروج مى دهد تا او با قلب ببيند و بشنود.
گفته شد كه سالك الى الله براى رسيدن به مقام قرب بايستى به مقام عبوديت نايل شود.
يا ايها الناس اعبدوا ربكم الذى خلقكم .(6)
اما عبادت داراى مراحل و مراتبى است كه بايستى منزل به منزل طى شود تا انسان به مقام حقيقت عبوديت برسد.
عبادت مكرمين ، عبادت متقين ، عبادت مخلصين و مخلَصين ، عبادت مصطفين و عبادت زاهدين ، هر كدام مرحله اى از مراحل عبادت هستند كه انسان تا جامع همه اين عبادات نشود، نمى تواند به مقام قرب مطلق نايل گردد.
اين امر مستلزم قدم گذاشتن در وادى هجرت و جهاد با نفس و عمل به تعاليم اسلام با تمام زواياى آن مى باشد كه همتى والا مى طلبد.
حال آن كه خداوند به خاطر سيدالشهداء و نوع شهادت آن امام همام الطاف خاصه اى براى آن جناب قايل شده است . چنان كه در زيارت حضرت ابا عبدالله مقام جميع عبادات فوق الذكر قرار داده شده است .
با عشق به سيدالشهدا است كه م