 توان ره صد ساله را در يك شب پيمود.
در بحارالانوار جلد 98 صفحه 54 و 59 آمده است :
((از براى زاير حضرت سيدالشهدا نوشته مى شود صلاة ملائكه و تسبيح و تقديس ايشان تا روز قيامت .))
اين مرتبه مخصوص عبادت مكرمين كه ملائكه الهى هستند، مى باشد.
در روايتى ديگر مى فرمايند:
((كسى كه امام حسين (عليه السلام ) را زيارت كند از براى او حاصل مى شود مراتب عبادت مصطفين كه انبيا هستند.))(7)
همچنين در بحارالانوار جلد 91 صفحه 3 مى فرمايند:
((از براى زاير امام حسين (عليه السلام ) حاصل مى شود مراتب عباد الصالحين و مومنين و متقين و خائفين .))
اين بدان خاطر است كه او بهترين سائر و سالك الى الله بوده است و زيباترين شيوه را جهت فناى فى الله و نهايتا بقاى در معبود و معشوق خويش برگزيد.
و خداوند امتيازات ويژه اى براى آن حضرت قرار داد كه در هيچ كدام از اولياى الهى اين خصوصيت وجود ندارد. به همين خاطر؛ كشتى او بسيار رونده است .
در روايات آمده است كه :
((سجده بر خاك سيدالشهداء حجاب هاى هفتگانه را از ميان برمى دارد.))
نيز زيارت سيدالشهداء افضل از زيارت خانه خدا بيان شده به طورى كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) در حديثى مى فرمايند:
((... يك بار زيارت سيدالشهداء برابر است با نود حج مقبول من پيامبر.))
امام حسين (عليه السلام ) بيت الله حقيقى است و خداوند جميع فضايل كعبه را براى او قرار داده است . عشق به سيدالشهداء عشق به خدا است و عشق حقيقى و سوزاننده به حضرت احديت از سرچشمه ولايت حسين بن على (عليه السلام ) زيباتر شعله ور مى شود.
از اين رو است كه اكثر اولياى الهى از طريق استمداد و توسل به آن حضرت راه طولانى و پرخطر سلوك را به آسانى و سرعت طى مى نمايند.
يكى از عرفاى بزرگ معاصر در اين مورد مى فرمايند:
((همه اهل بيت كشتى نجاتند، اما كشتى امام حسين سريعتر است وقتى كه حركت مى كند ساير كشتى ها كنار مى كشند و راه را براى آن باز مى كنند. حركت امام حسين (عليه السلام ) رو به خدا سريع است تجلى خدا هم به سوى او سريع است راه خدا سخت است اما با امام حسين خيلى آسان و كم كار است . تجلى امام حسين (عليه السلام ) همدوش تجلى خداست . امام حسين نجوا و نهرى بين خدا و خلق است هر كس محاذى او شود او را به بالا مى برد وقتى با امام حسين كارت اصلاح شد، عبادتت هم تمام شد، دنيا هم تمام شد و به جاى اصلى خودت رفته اى .))(8)
همه بزرگان دين به نوعى اين ارادت و عشق فوق العاده خود را به حضرت سيدالشهداء نشان داده اند برخى در قالب اشعار و برخى به صورت خطابه هاى جانسوز و برخى با گريه هاى فراوان .
ذكر نمونه هايى از اين خضوع و خشوع بزرگان دين در برابر حضرت امام حسين (عليه السلام ) مؤ يد اين سخن خواهد بود:
((حضرت آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى (رحمة الله عليه ) دستور مى داد قبل از تدريس ، يك نفر قدرى مصيبت حضرت سيدالشهداء (عليه السلام ) بخواند و سپس درس را شروع مى كرد. همچنين ايشان حتى پس از رسيدن به مرجعيت در خيابان ها در دسته هاى سينه زنى و عزادارى آن حضرت بر سر و سينه مى زد هنگامى كه يكى از نزديكانش ‍ دليل اين توسل و شيفتگى فوق العاده را مى پرسد در جواب مى فرمايد:
((من هر چه دارم از آن حضرت دارم .))(9)
در كتاب سيماى فرزانگان آمده است كه :
((در تمام مدت اقامت حضرت امام خمينى (رحمة الله عليه ) در نجف اشرف جز در موارد استثنايى برنامه زيارت هر شبه ايشان هرگز ترك نشد. در اغلب ايام زيارتى در كنار قبر امام حسين (عليه السلام ) بودند و در هر دهه عاشورا هر روز زيارت عاشوراى معروفه با صد مرتبه سلام و صد مرتبه لعن مى خواندند.))
((مرحوم آيت الله بروجردى فرموده اند: دورانى كه در بروجرد بودم ، يك وقت چشمانم كم نور شده و به شدت درد مى كرد، تا اين كه روز عاشورا هنگامى كه دسته هاى عزادارى در شهر به راه افتاده بودند. من مقدارى گل از روى سر يكى از بچه هاى عزادار دسته - كه به علامت عزادارى گل به سر خود ماليده بود - برداشتم و به چشمان خود كشيدم ، فورا چشمانم ديد و نور خود را باز يافت و دردش تمام شد.))
همچنين معروف است كه آقا محمد باقر معروف به وحيد بهبهانى زمانى كه براى زيارت به حرم سيدالشهداء مشرف مى شد، اول آستان كفش كن آن جناب را مى بوسيد و روى مبارك و محاسن شريف خود را بدان مى ماليد؛ پس از آن با خضوع و خشوع و رقت قلب به اندرون حرم مشرف مى شد و زيارت مى كرد و در مصيبت حضرت امام حسين (عليه السلام ) كمال احترام را مراعات مى فرمود.))(10)
شاها من ار به عرش رسانم سرير فضل 	  	مملوك آن جنابم و مسكين اين درم
گر بر كنم دل از تو و بردارم از تو مهر 	  	آن مهر بر كه افكنم آن دل كجا برم ؟
نامم ز كارخانه عشاق ، محو باد 	  	گر جز محبت تو بود ذكر ديگرم
اى عاشقان كوى تو، از ذره بيشتر 	  	من كى رسم به وصل تو، كز ذره كمترم
شيخ السالكين و جمال المتقين آيت معظم حق ؛ حضرت شيخ محمد تقى بهلول اعلى الله مقامه نيز از جمله عارفانى است كه عشق و علاقه او به اهل بيت عصمت و طهارت على الخصوص حضرت امام حسين (عليه السلام ) شهره عام و خاص است .
او با سرودن اشعار بسيار زياد و جانسوز در ذكر مصائب اهل بيت (عليهم السلام ) همواره اين عشق و ارادت را بيان نموده است .
معظم له آنچنان عاشق سيدالشهداء هست كه چون نام آن حضرت برده مى شد، بى اختيار اشك در چشمانش حلقه مى زد و با سوز و گدازى خاص ‍ شعر مى خواند و گريه مى كرد. شبى بعد از اقامه نماز شب در حالى كه به شدت گريه مى كرد، غزلى شورانگيز در مورد حضرت اباعبدالله خواند و فرمود:
چيزى به تو بگويم كه سعادت دنيا و آخرتت در آن است و آن اين كه چهل مرتبه در هر سحر بگويى :
اللهم العن اءول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له على ذلك اءللهم العن العصابة التى جاهدت الحسين و شايعت و بايعت و تابعت على قتله اءللهم العنهم جميعا.
معظم له ذكر فوق را مى خواند و گريه مى كرد. من در تعجب بودم كه چگونه انسانى با صد و اندى سن و سال اين چنين مانند مادر جوان مرده گريه مى كند و اشعارى كه از اعماق جان او و از سرچشمه دل نشاءت يافته و نشان از عشقى است كه از قلبى تراوش مى كند كه در رثاى سرور شهيدان تپيدنى خوش دارد.
حسين حسين حسين نمى زند حسين حسين حسين مى كند.
از آنجايى كه زبان شعر در بيان حقايق ، كاربردى ظريف و دقيق دارد و اثربخشى آن در نفوس بسيار مى باشد اهل بيت (عليهم السلام ) مرثيه خوانان و شاعران را در ذكر مصايب امام حسين (عليه السلام ) تشويق و ترغيب مى كردند.
روايت زير شاهد بر اين معناست :
ابو عماره مى گويد: ((امام صادق (عليه السلام ) به من فرمود: در مصيبت حسين شعرى بخوان من خواندم حضرت گريست ، به خدا قسم به دنبال هم مى خواندم و حضرت گريه مى كرد تا جايى كه از داخل خانه صداى گريه شنيدم ، پس فرمود:
اى اباعماره ، هر كس شعرى براى امام حسين (عليه السلام ) بخواند و پنجاه نفر را بگرياند، بهشت براى اوست و هر كس شعرى بخواند و سى نفر را بگرياند، بهشت براى اوست و هر كس شعرى را بخواند و بيست نفر را بگرياند، بهشت براى اوست و هر كس براى حسين شعرى 