ابت كنم بدرستي كساني كه از عبادت من استكبار ميورزند بزودي با كمال ذلت، داخل جهنم خواهند شد. آن نماز (كه دعايش بيشتر است) والله عبادت است، آن نماز به خدا سوگند افضل است، آن به خدا سوگند افضل است آيا آن عبادت نيست؟ آن به خدا سوگند عبادت است، آن به خدا قسم عبادت است...».

و اين حديث را نيز از اميرالمؤمنين ـ‎عليه‎السلام‎ـ بخوانيد كه مي‎فرمايد:

«مَنْ اُعطِي اَربَعاً لم يُحْرَمِ اَربَعاً: مَنْ اُعطِي الدُّعاء لَمْ يُحرَمِ الاِْجابَةَ، وَمَن اُعطِي التَّوبَةَ لَمْ يُحْرَمِ الْقَبُولَ، وَمَنْ اُعطِي الاِستِغفارَ لَمْ يُحْرَمِ المَغفِرَةَ، وَمَنْ اُعطِي الشُّكْرَ لَمْ يُحرَمِ الزِيادَة» (8).

«يعني: به هركس چهار چيز عطا شود، از چهار چيز محروم نمي‎شود: كسي كه دعا به او عطا شود (موفق به دعا گردد) از اجابت محروم نمي‎شود. و كسي كه توبه به او عطا شود (موفق به توبه شود) از قبول توبه محروم نمي‎شود. و كسي كه استغفار به او عطا شود (موفق به طلب مغفرت و آمرزش گناه از خدا شود) از مغفرت و آمرزش محروم نمي‎شود. و كسي كه شكر به او عطا شود، (وموفق به شكر نعمتهاي خدا شود) از زياد شدن نعمت محروم نمي‎شود».

سپس امام ـ‎عليه‎السلام‎ـ مي‎فرمايد: و تصديق اين (گفتار،) كتاب خداست كه:

در مورد اجابت دعا مي‎فرمايد:

«اُدْعُونِي، اَسْتَجِبْ لَكُمْ» (9).

و در مورد استغفار مي‎فرمايد:

«وَمَنْ يَعْمَلْ سوءً اَو يَظلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغفِرِالله يَجِدِالله غَفُوراً رَحيم» (10).

و در مورد سپاسگزاري مي‎فرمايد:

«لَئِن شَكَرْتُم لَأزيدَنَّكُم». (11)

و در مورد قبول شدن توبه مي‎فرمايد:

«اِنَّمَا التَّوبَةُ عَلَي الله لِلَّذينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجِهالَة ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَريب فَاُولئكَ يَتُوبُ الله عَلَيْهِم وَكانَ الله عَليماً حَكيم» (12).

در اينجا و در خاتمه اين مقدمه چند نكته را تذكر مي‎دهيم:

اول اينكه: دعاهايي كه از پيغمبر اكرم ـ‎صلّي الله عليه و آله وسلّم‎ـ و ائمه طاهرين ـ‎ـ‎عليهم‎السلام‎ـ‎ـ رسيده است يكي از منابع بزرگِ علم و معرفت است كه مي‎توان از طريق تأمل در معاني و مضامين آنها به مقامات بلند علم و عرفان، عروج نمود. واقعاً بسياري از اين دعاها را كه در نهايت فصاحت، بلاغت، حسن مضمون، قداست و لطافت معني است بايد از معجزات شمرد؛ زيرا غير از كسي كه علمش لَدُنّي باشد نمي‎تواند اين معاني و حقايق را بيان نمايد. نمونه آنها دعاهاي صحيفه سجاديه معروف به صحيفه كامله و زبور آل محمد و انجيل اهل بيت ـ‎ـ‎عليهم‎السلام‎ـ‎ـ است كه بايد همه مسلمانان به آن افتخار نمايند. چنانكه شرح آن به نام رياض‎السالكين تأليف سيد اجل سيد عليخان نيز از آثار ممتاز، و پرفايده و در نوع خود بي‎نظير است.

همچنين دعاهاي صحيفه ثانيه، صحيفه ثالثه، صحيفه رابعه، صحيفه علويه و ساير دعاهايي كه در كتابهايي مثل: البلد الأمين، مصباح كفعمي و مصباح المتهجد شيخ طوسي و كتابهاي سيدبن طاووس و كتاب دعاي بحارالانوار و كتابهاي ديگر كه همه اينها نه فقط كتاب دعا هستند كه كتاب معرفت و خداشناسي، نبوت و پيغمبرشناسي، امامت و امام‎شناسي، و كتاب اخلاق و آداب هستند.

دوم اينكه: هرچند دعا به هرزبان و هربيان كه باشد دعاست و براي آن الفاظ خاصّي معين نشده است و هركس مي‎تواند به قدر معرفت خود و بدون واسطه كسي با خداي خود، رابطه دعايي برقرار نمايد و حوايج خود را به زبان خودش از خدا بخواهد و هيچ آداب و ترتيبي نجويد، وهرچه دلِ تنگش مي‎خواهد بگويد. ولي دعا خواندن با دعاهايي كه از اهل بيت ـ‎ـ‎عليهم‎السلام‎ـ‎ـ رسيده است افضل و كاملتر است و از نقص و خطابهايي كوتاه و نارسا منزّه است.

آنها كه در اوج مقام معرفت قرار دارند مي‎فهمند كه بايد خدا را چگونه خواند و چگونه مخاطب قرار داد و چه حوايجي را از او طلبيد. كسي كه جهل‎هاي مختلف او را احاطه كرده است چگونه مي‎تواند چنانكه شايسته است در محضر خدا زبان به سخن باز نمايد.

سوم اينكه: دعا، مجرد خواندن خدا و با خدا سخن گفتن است و شرط آن دانستن حاجت يا بيان حاجت نيست. فوائد و بركات مهمي كه بر آن مرتب مي‎شود، بر همان سخن گفتن با خدا و خدا را به اسماءالحسني خواندن و نعمتهايش را برشمردن و ستايش او و نيايش، تضرّع و تذلل نمودن نيز مرتب مي‎شود. چنانكه در دعا نيز شرط نيست كه براي مقاصد اخروي باشد بلكه براي مقاصد مشروعه دنيوي نيز باشد باز دعاست. و مستحب است كه همه چيز را و حتي ـ بر حسب بعض روايات ـ نمك طعام را از خدا بخواهد.

چهارم اينكه: براي كمال دعا، شرايط و آدابي است كه در كتابهاي دعا ذكر كرده‎اند. چنانكه براي استجابت دعا نيز موانعي است كه بايد برطرف شود كه از آن جمله: حرام بودن لقمه و غذا، ترك صله رحم و امور ديگر است. چنانكه دردعاست:

«اللهمَّ اغْفِر لَنا الذُّنوبَ الَّتي تَحْبِسُ الدُّعاء»

خدايا! ببخش بر ما گناهاني را كه حبس مي‎كند دعا را».

كه از آن معلوم مي‎شود اقتضاي دعا براي اجابت از بين نمي‎رود ولي تأثير آن حبس مي‎شود تا وقتي كه گناهي را كه مانع استجابت بوده است با توبه و اداي حقوق ذوي‎الحقوق و قضاي آنچه بايد انجام شود، تدارك نمايد.

شرايط استجابت دعا نيز اقسامي دارد، بعض اوقات شريفه، اماكن مقدسه، مواقع و مواقف و امور ديگر تأثير دعا را سريع مي‎سازد كه تفاصيل آنها به طور مبسوط و مشروح در كتابهاي دعا مذكور است و با مراجعه به تأليفات بزرگان از حقايق عالي و مقاصد مهمه‎اي كه از دعا منظور است آگاه شويد. و در مواقع توجه و دعا، اين حقير مسكين و بسيار، بسيار محتاج به مغفرت و رحمت خدا و پدر و مادرم را فراموش نفرماييد.

پنجم اينكه: اگرچه بايد همه چيز را از خدا خواست ولي اگر مطلب و حاجت، امري باشد كه با اسباب عادي فراهم مي‎شود و فراهم كردن آن براي شخص ميسر است، اكتفا به دعا صحيح نيست بايد اسبابي را كه خداي مسبب‎الاسباب براي آن مقرر و مقدّر كرده است فراهم كرد و در عين حال از او هم تأثير اسباب را التماس نمود. چنانكه در داستان آنكه در محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله ناقه خود را رها كرد و گفت: توكل بر خدا كردم، رسيده است كه آن حضرت به او فرمود:

«اِعْقِلْها وَتَوَكَّل»

يعني زانوي شتر را ببند و توكل كن».

البته در مواردي هم كه دست شخص از اسباب امري كوتاه است نبايد نااميد شود و دست از دعا و طلب حاجت از خدا برندارد و در دعا اصرار و الحاح نمايد و لهجه صادق و راست داشته باشد. مثلاً كسي كه براي حوايج مسلمانان دعا مي‎كند يا حاجت شخصي كسي را از او مي‎خواهد بايد درخواستش جدي و واقعي باشد. اگر خداوند امكان انجام اين حوايج و خدمات نوعي يا شخصي را به او عطا كرده باشد و او از بذل امكانات خود امساك نموده و بخل بورزد و با اين كه مي‎تواند از گرفتاران دستگيري نمايد، براي آنها دعا كند، معلوم است كه در دعا صادق نيست و مثل تشنه‎اي است كه آب در دستش باشد و آن را نياشامد و دعا كند كه خ