نانكه از انتقال از عالم رحم به دنيا چيزي از او كاسته نشد بلكه زمينه ظهور استعدادها و قواي نهفته و غيرمرئي وجود او را فراهم شد.

امامت و رهبري بعد از پيغمبر اكرم (ص)

از جمله امور اعتقادي كه اسلام به آن دعوت كرده است اين است كه بعد از پيغمبر اسلام، رهبري و هدايت او به وسيله امامان و پيشواياني كه دوازده نفرند و در فضايل و صلاحيتهاي اخلاقي و علمي ممتاز و كاملتر از همه بوده و هستند، استمرار مي‎يابد. اگرچه آنها پيغمبر و صاحب وحي نيستند ولي مبيّن دعوت قرآن و نگهبان دين از تحريف هستند. و هم آنان از سوي خدا واجب الاطاعه و صاحب‎الامر مي‎باشند.

اوّلِ اين دوازده نفر شخص دوم عالمِ اسلام؛ حضرت علي بن ابي طالب ـ‎عليه‎السلام‎ـ است. و دوازدهمين آنها حضرت مهدي موعود حجة‎بن الحسن العسكري ـ‎عليهماالسلام‎ـ است كه زنده و از انظار، غايب است و براي اصلاح جهان و برقرار كردن عدل جهاني و تشكيل نظام جهاني اسلام به امر خدا در موقع مقتضي ظهور خواهد كرد.

و از ناحيه عمل و اخلاق مشتمل است بر عاليترين تعاليم و احكام در همه جوانب حيات انساني كه هم اكنون بعد از چهارده قرن، زنده، جامع و كافي است. تعاليم بهداشتي و حفظ الصحه و نهي از فحشا، قمار، ميگساري و ساير محرمات، همه جالب و مصونيت بخش جامعه از بسياري از بيماريها، مفاسد، تجاوزات، دشمنيها، خونريزيها و امنيت آفرين است.

همه اشخاص بي‎غرض و نظر از غير مسلمين كه پيرامون اسلام تحقيق و كاوش نموده‎اند و راجع به تمدن اسلامي و حقوقي كه در اسلام براي انسان و براي زن و مرد مقرر شده و در آن برابري همه در مقابل قوانين و لغو امتيازات نژادي، زباني، جغرافيايي، فقر و توانگري و غيرها رعايت شده است صريحاً به كارسازي احكام و اسلام براي اداره جهان امروز و بعد از امروز، اتفاق دارند.

در اين دين، استعباد، استكبار و استعلا رسماً و صريحاً لغو و ممنوع شده است و همگان را به قرار گرفتن در خط آزادي، برابري، برادري دعوت كرده است كه نمونه‎هايي از اين تعاليم را در اين آيات و احاديث مي‎خوانيد:

«يا اَهْلَ الكِتابِ تَعالَوا الي كَلِمَة سَواء بَيْنَنا و بَينَكُم اَلاّ نَعْبُدَ اِلاّ الله ولا نُشْرِكَ بِهِ شَيئاً ولا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً اَرباباً مِنْ دُونِ الله» (16).

«بگو اي اهل كتاب بياييد از آن كلمه حق كه ميان ما و شما يكسان است (و بر حقّ مي‎دانيم) پيروي كنيم (و آن كلمه اين است) كه بجز خداي يكتا هيچ كسي را نپرستيم و چيزي را شريك او قرار ندهيم و برخي برخي را به جاي خدا به ربوبيّت تعظيم نكنيم (يعني رؤساي مذهب را به پرستش و اختصاصات الهي نرسانيم)».

«اِنَّ اَكرَمَكُمْ عِنْدالله اَتْقاكُمْ (17)»

«بزرگوارترين شما نزد خدا، با تقواترين شماست».

«تِلك الدّارُالاخِرَةُ نَجْعَلُها للدَّينَ لايُريدُونَ عُلُوّاً فِي الاَْرضِ وَلافَساداً والعاقبِةُ للْمُتَّقين» (18).

«ما اين دار (بهشت ابدي) آخرت را براي آنانكه در زمين اراده علوّ و فساد و سركشي ندارند مخصوص گردانيم و حسن عاقبت، خاص پرهيزكاران است».

«اِنَّ الله يأمُرُ بِالعَدلِ وَالاْحْسانِ وَايتاءِ ذِي القربي ويَنهي عَنِ الفَحشاءِ وَالمُنكَرِ وَالبَغي يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذكَّرون» (19).

«همانا خدا (خلق را) فرمان به عدل و احسان مي‎دهد و به بذل و عطا به خويشاوندان امر مي‎كند و از كارهاي زشت و ظلم نهي مي‎كند و به شما از روي مهرباني پند مي‎دهد باشد كه موعظه را بپذيريد (تا سعادت و بهشت ابد يابيد».

«ولا تَسْتوي الْحَسَنةُ وَلاالسَّيئةُ اِدفَعْ بِالَّتي هِي اَحْسَنُ (20)»

و (بدانكه) هرگز نيكي و بدي در جهان يكسان نيست، هميشه بدي خلق را به بهترين عمل پاداش ده».

از حضرت رسول خدا ـ‎صلّي الله عليه و آله وسلّم‎ـ منقول است كه مي‎فرمايد:

«لافَضل لعربي علي عجمي ولا لابيض علي اسود».

«خصلتان ليس فوقهما من البر شيء الايمان بالله والنفع لعبادالله وخصلتان ليس فوقهما من الشر شيء الشرك بالله والضر لعباد الله» (21).

در بخش پرستش خدا و عبادات، اين دين بر اساس خلوص نيّت و يكتاپرستي، دستورات عبادي مهم آن در درجه اول «نماز» است و سپس روزه و حج و برنامه‎هاي ديگر كه در عين عبادت بودن، همه اينها متضمن تعليمات تربيتي، اجتماعي، سياسي، تجلّيگاه برادري، برابري، وحدت اسلامي و انساني است. وبالخصوص نسبت به نماز در قرآن مجيد تأكيد بسيار شده است كه بايد شخص مسلمان اين رابطه خود را با خدا حفظ نمايد و در واقع در اوقات نماز به حضور خداوند متعال مشرف شود.

آيات قرآن كريم و هزارها حديث در زمينه تعاليم متعاليه و دستورات سازنده مكتب، بسيار است و پيرامون هريك از اين مطالب عقيدتي و عملي، صدها بلكه بيشتر كتابهاي علمي، اجتماعي، اخلاقي حقوقي سياسي نوشته شده است. و كتابهاي تفسير قرآن مجيد با آن همه حجم كه در مجلدات متعدد نوشته شده و كتابهايي كه در شرح احاديث شريفه است كتابهاي فقه، اخلاق و سيره همه و همه پيرامون اين مطالب و مطالب عاليه ديگر است. و هرگونه توضيحات كافي براي برنامه زندگي بشري در اين كتابها داده شده است. و مخصوصاً در كتابهاي دعا به زبان دعا در كاملترين مدرسه تربيتي اسلام وارد مي‎شويم و در اين مدرسه است كه انسانهاي ممتاز، پاك و مخلص، تربيت و ساخته مي‎شوند.

خداوند ـ ان شاءالله ـ همه گروندگان به اسلام را بر آن ثابت بدارد و الزام و تعهد ما را در عمل به تعاليم، كامل فرمايد و همه افراد بشر را به اين دين مبين و صراط المستقيم كه نجات دهنده انسان معاصر از حيرت و سرگرداني، فساد و فحشاء، بي‎رحمي و بي‎ايماني است هدايت فرمايد.

اكنون پس از اين بيان كوتاه در جهان‎بيني اسلامي با اولين بخش از دعاي شريف عرفه، خود را آشنا مي‎سازيم.

امام ـ‎عليه الصلاة والسلام‎ـ دعا را به حمد و سپاس خدا آغاز مي‎كند به اينكه هر حمد و سپاس يا جنس حمد و يا حق حمد و يا حمد حق از براي خدا (الله) است و از اين كه الله را به صفاتي كه پس از آن بيان فرموده توصيف مي‎كند، دانسته مي‎شود كه «الله» اسم است براي ذات اقدسي كه متصف به تمام صفات كمال است كه از آن جمله صفت وحدت، يگانگي، يكتايي و منزّه از تمام نقايص و عيوب و هر نوع فقر و احتياج و نياز است.

بنابراين، اين اسم (الله) غير از آن ذات يگانه و يكتا، مسمايي ندارد و اطلاق آن بر هرچه غير از او باشد خودبخود بي‎مورد و بي‎مسمي و غير قابل تصديق است؛ زيرا هيچ‎كس را غير از او ـ هركس كه باشد ـ نمي‎توان به صفت يگانگي و نداشتن جزء و يكتايي و بي‎همتايي معرفي كرد.

علي هذا اين صفاتي كه امام شهيد و سيدالشهدا ـ‎عليه‎السلام‎ـ براي خدا بيان مي‎فرمايد فقط به او اختصاص خواهد داشت و احدي غير از خدا صلاحيت توصيف شدن به اين صفات را ندارد هركس كه باشد. اما اين صفات عبارتند از:

1 ـ «ليس لِقَضائهِ دافِعٌ».

الله، آن است كه براي حكم و قضاي او دفع كننده‎اي نيست.

احدي نيست كه بتواند حكم آن ذات جامع جميع صفات كمال را دفع ك