اً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطيراً». (43)

«آن بندگان نيكو به نذر و عهد خود وفا مي‎كنند و از قهر خدا در روزي كه شرّ و سختي‎اش همه اهل محشر را فرا گيرد، مي‎ترسند».

د ـ «وَلِمَنْ خافَ مَقام رَبِّهِ جَنَّتانِ». (44)

«و هر كه از مقام و قهر و كبريايي خدا بترسد، او را دو باغ بهشت خواهد بود(در دنيا و آخرت)».

احاديث

الف ـ مثل اين حديث كه صدوق ـ‎عليه الرحمه‎ـ روايت كرده است كه: از اميرالمؤمنين ـ‎عليه‎السلام‎ـ  سئوال شد:

«اي الناس خيرٌ عندالله عزّوجلّ؟ قال: اخوفهم للّه، واعملهم بالتقوي، و ازهدهم في الدنيا». (45)

«كدام كس از مردم بهتر است نزد خداوند عزّوجلّ؟ فرمود: بيمناكترين آنها از براي خدا و عمل كننده‎ترين آنها به تقوا و زاهدترين آنها در دنيا».

ب ـ و در امالي طوسي با سندي كه متصل به اميرالمؤمنين ـ‎عليه‎السلام‎ـ است روايت شده:

«قال اميرالمؤمنين عليه‎السلام: ان المؤمن لايصبح الا خائفاً و ان كان محسناً، ولايمسي الا خائفاً و ان كان محسنا، لانه بين امرين: بين وقت قد مضي لايدري ما الله صانع به، و بين اجل قد اقترب لايدري ما يصيبه من الهلكات ...». (46)

«اميرالمؤمنين ـ‎عليه السلام‎ـ فرمود: مؤمن صبح نمي‎كند مگر خائف و بيمناك هر چند نيكوكار باشد، و شب نمي‎كند مگر ترسناك اگر چه نيكوكار باشد ...».

ج ـ و در بحارالانوار به نقل از روضة الواعظين از رسول خدا ـ‎صلّي الله عليه و آله‎ـ روايت كرده است كه حضرت فرمود:

«من كان بالله اعرف كان من الله اخوف». (47)

«هر كس بيشتر خداشناس باشد، بيشتر از خدا مي‎ترسد».

بر فضيلت «حشيت» نيز نمونه‎هايي را از آيات و احاديث شريف نقل مي‎كنيم:

آيات:

الف ـ «اَلَمْ تَرَ اَنَّ الله َّنْزَلَ مِنَ السَّماء ماءً فَاَخْرَجنا بِهِ ثَمَرات مُختَلِفاً الوانها وَ مِنَ الجِبالِ جدَدُ بيضٌ وَ حُمْرٌ مُختَلِفٌ اَلْوانُها وَ غرابيبُ سودٌ وَمِنَ الناسِ وَالدَّوّابّ وَ الانعامِ مُختَلِفُ الْوانُهُ كَذلِكَ اِنّما يَخشَي الله مِنْ عِبادِهِ العُلماء اِنّ الله عَزيزٌ غفُورٌ». (48)

«آيا نديدي كه خدا باران را از آسمان فرود آورد و به آن انواع ميوه‎هاي گوناگون و رنگارنگ پديد آورد و در زمين از كوهها، طرق زياد و اصناف و رنگهاي مختلف سفيد و سرخ و سياه خلفت فرمود. و از اصناف مردم و اجناس جنبندگان و حيوانات نيز به رنگهاي مختلف آفريد همين گونه (بندگان هم مختلفند) و از (ميان) اصناف بندگان تنها مردمان دانا مطيع و
خداترسند و خدا البته مقتدر و آمرزنده گناهانست».

ب ـ «انّما تُنْذرُ مَنِ اتَّبَعَ الذَّكرَ وَ خشِي الرّحمن بالغيب فَبَشِرهُ بِمَغفِرة  و اَجْر كَريمِ». (49)

«تو آنان را بترساني و اندرز كني كه پيرو آيات قرآن شده و از (قهر) خداي مهربان در خلوت (پنهان) مي‎ترسند، اينان را به مغفرت خدا و پاداش لطف و كرم او بشارت ده».

ج ـ اِنَّ الذينَ امَنوا و عَمِلوا الصالِحاتِ اُولئكَ هُمْ  خَيْرُ الْبرَيَه». (50)

«آنانكه به خداي يكتا ايمان آوردند و نيكوكار شدند آنها به حقيقت بهترين اهل عالمند».

د ـ جَزاؤهُمْ عنْدَ رَبِّهِمِ جَناتُ عَدْن تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الاَُنْهارِ خالِدينَ فيها اَبَداً رَضِي الله عَنْهُمْ وَرَضوا عَنْه ذلكَ لِمَنْ خَشِي رَبَّه» (51).

«پاداش آنها نزد خدا، باغهاي بهشت عدنست كه نهرها زير درختانش جاريست و در آن بهشت ابد جاودان متنعمند و خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا راضي هستند و اين بهشت، مخصوص كسي است كه از خدا ترسيد».

از تفاسير معتبر شيعه و اهل سنت و روايات آنها استفاده مي‎شود كه مراد از «خيرالبريه» اميرالمؤمنين ـ‎عليه‎السلام‎ـ و شيعيان آن حضرت هستند. بنابراين آنها كساني هستند كه صاحب مقام عالي خشيت هستند و اين شيعيانند كه خدا از آنها راضي و آنها نيز از خدا راضي مي‎باشند و فائز به مقام خشيت هستند كه البته اين، مرتبه شيعيان كامل و پيروان صادق اميرالمؤمنين ـ‎عليه‎السلام‎ـ است. و مي‎توان گفت مراتب و درجات رضاي خدا و خشيت از او بر حسب مراتب ايمان و تشيّع و تأسي به آن حضرت متفاوت است. والله هُو العالم.

احاديث:

الف ـ «قال النبي صلّي الله عليه آله : اذا اقشعرَّ قلب المؤمن من خشية الله تحاتت عنه خطاياه كما تتحاتُ من الشجر ورقها». (52)

«هرگاه دل مؤمن از خشيت خدا بلرزد خطاها از او مي‎ريزد چنانكه برگ از درخت مي‎ريزد».

ب ـ «ان الباكين من خشية الله ففي الرفيق الاعلي». (53)

«گريه كنندگان از خشيت خدا در رفيق اعلي مي‎باشند».

ج ـ «لاتبكي يوم القيمة عين بكت من خشية الله و انّ القطرة من دموع العين نطفيء بحاراً من نار». (54)

«چشمي كه از خشيت خدا بگريد، روز قيامت نخواهد گريست و قطره‎اي از اشك چشم، درياهايي از آتش را خاموش مي‎نمايد».

د ـ اميرالمؤمنين ـ‎عليه‎السلام‎ـ در ضمن حديثي خطاب به نوف مي‎فرمايد:

«يانوف! ليس من قطرة فطرت من عين رجل من خشية الله الاّ اطفات بحاراً من النيران انه ليس من رجل اعظم منزلة عندالله تعالي من رجل بكي من خشية الله واحب في الله و ابعض في الله». (55)

يعني: «نيست قطره اشكي از خشيت خدا مگر اينكه درياهايي از آتش را خاموش مي‎نمايد و نيست كسي بزرگتر از حيث رتبه و منزلت از كسي كه از خشيت و ترس از خدا گريه كند و دوست بدارد در راه خدا و دشمن بدارد در راه خدا».

فرق ديگري كه مي‎توان بين خوف و خشيت گفت اين است كه ـ چنانكه خواهيم گفت ـ نبايد خوف و ملاحظه اسباب و عوامل آن از جهاتي كه زمينه ابتلا به غضب و عذاب الهي فراهم مي‎نمايد، موجب يأس، نااميدي و غلبه حال خوف بر رجا و بيم بر اميد شود، در حالي كه آن مرتبه از خوف كه به آن خشيت مي‎گوييم هر چه قويتر باشد، كاملتر است و قوت آن موجب غلبه يأس بر روح و بر رجاء نمي‎شود.

بعد از اين كه منزل خشيت و اهميّت آن دانسته شد كه از منازل مهمه عروج و اتصال به حق تعالي شأنه است، چون اين منزل نيز بر حسب ادراكي كه اهل معرفت از عظمت حق جلّ اسمه دارند مواقف و مراتب و درجات بسيار دارد، لذا در اين دعا نوع اكمل آن كه افراد آن نيز بر حسب همان چيزي كه گفته شد به سبب اختلاف مراتب فضل انواع، اختلاف مرتبه دارند از خدا خواسته مي‎شود و آن خشيتي است كه صاحب آن چنان به درك عظمت و جلال الهي نايل شده و آنچنان معرفتش كامل شده و خشيت حق بر او مستولي شده باشد، مثل آنكه او را (كه هرگز به چشم ظاهر ديده نمي‎شود) مي‎بيند.

نيكبختي و سعادت، بدبختي و شقاوت

يكي از الفاضي كه بيشتر مردم گمان مي‎كنند كه مفهوم و معني آن را دانسته‎اند «نيكبختي و بدبختي، سعادت و شقاوت» است در حالي كه بايد گفت: اكثراً مفهوم آن را نمي‎دانند و به تعريف جامع و كاملي براي آنها نرسيده‎اند. بعضي سعادت و شقاوت را ذاتي شمرده‎اند و گفته‎اند:

گليم بخت كسي را كه بافتند سياه *** به آب زمزم و كوثر سفيد نتوان كرد

و به ظواهر بعضي اخبار مثل:

«اَلشَّقي شَقي في بَطنِ اُمِّهِ وَالسَّعيدُ سَعيدٌ في بَطْنِ اُمِهِ» (56).

استشهاد كرده‎اند. در مقابل آنها بعضي ديگر سعا