الت از سوي خداوند «تحريم خمر» را ابلاغ و مردم را از آن منع كرد، از آن زمان تا حال چهارده قرن است كه اين تحريم در بين صدها ميليون مسلمان، در هر عصر و زمان محترم است و اكثريت قريب به اتفاق مسلمانان در تمام عالم از مَي نوشي و ميگساري به شدت اجتناب مي‎نمايند با اين كه بسياري از آنها از ضررها و زيانهاي مسكرات ناآگاه و بي‎اطلاعند. در اثر اين حكم كه فقط در حال حاضر به وسيله پليس باطني اجرا مي‎شود، همه ساله با قياس به كشورهايي كه ميگساري در آنها رايج و آزاد است و مسلماً دهها هزار تلفات مي‎دهد، بيش از صدهزار نفر انسان از مرگ حتمي نجات مي‎يابند.

و در پايان سخنش مي‎گويد: پس بياييد همه بر محمّد ـ‎صلّي الله عليه و آله وسلّم‎ـ درود بفرستيم».

اين اثر ايمان به خداي عالم و قادر است كه هيچ قوّه ديگر در كنترل غرايز بشر جاي آن را نمي‎گيرد و حتي معلومات و اطلاع كامل از ضررهاي ميخوارگي نيز در پرهيز دادن افراد از آن مؤثر نمي‎شود.

و همان اهل اطلاع اگر بيشتر از ديگران مصرف نكنند كمتر مصرف نمي‎نمايند چنانكه مدتي قبل در يكي از روزنامه‎ها خواندم كه شخصي را در آمريكا به جرم تخلف از نظامات رانندگي در حال مستي دستگير و تحت تعقيب قرار دادند در موقع رسيدگي معلوم شد كه اين شخصِ بد مست، رئيس انجمن مبارزه با مسكرات است!.

صفات خدا عين ذات اوست

نكته‎اي كه در اينجا لازم به يادآوري است اين است كه: صفت علم خدا عين ذات اوست و خداوند از صفات حقيقيّه زايد بر ذات ـ كه انسان و ملائكه آن چنان هستند ـ منزّه و مبرّا است. بنابراين سخن گفتن در حقيقت علم الهي، سخن از حقيقت ذات باريتعالي و فضولي است كه از آن نهي شده است چون محيط، محاط نخواهد شد و مخلوق بر كنه خالق راه نخواهند برد.

فلاسفه راجع به حقيقت علم به معني اعم و علم باريتعالي سخن بسيار گفته و اقوال مختلف كه به ده قول مي‎رسد در آن گفته‎اند و راهي را كه نبايد پيمود و نمي‎توان پيمود به گمان خود پيموده‎اند! تعالي الله عما يقولونه علواً كبيراً:

«كلّما ميّز تموه باوهامكم في ادق معانيه فهو مخلوق مصنوع مثلكم مردود اليكم والباري تعالي واهب الحيوة و مقدر الموت و لعل النمل الصغار تتوهم ان للّه تعالي زبانيتين اي قرنين فانهما كمالها و تتصور ان عدمها نقصان لمن لايكونان له ولعل حال كثير من العقلاء كذلك فيما يصفون الله تعالي به» (186).

و همچنين در حديث است كه:

«ايّاكم والتفكر في الله ولكن اذا اردتم ان تنظروا الي عظمته فانظروا الي عظيم خلقه» (187).

راجع به علم خدا از جهت احاطه و سعه آن، بيانات، خطبه‎ها و دعاهاي مأثوره از اهل بيت ـ‎عليهم‎السلام‎ـ بسيار است كه اگر جمع‎آوري شود شايد كتابهاي زيادي فراهم شود.

امام ـ‎عليه‎السلام‎ـ در پايان اين چند جمله كه به علم خدا مربوط مي‎شود در حالي كه وجودش مشحون به درك عظمت و سعه علم و حلم باريتعالي جلت عظمته است زبان به تسبيح مي‎گشايد و خدا را به پاكي و بلندي رتبه مي‎ستايد و عرض مي‎كند:

«سُبحانَكَ وَتَعالَيْتَ عَمّا يَقُولُ الظالِمُونَ عُلُوّاً كَبيراً...».

«پاك و منزّهي تو از هر نقص و عيب، جهل و عجز، و بلند و برتري تو از آنچه ستمكاران مي‎گويند (188) برتري بزرگ. تسبيح گواهي مي‎دهند بر پاكي و تنزّه تو از نقايص، آسمانها و زمينها و آنچه در بين آنهاست. و نيست چيزي مگر اين كه تسبيح مي‎گويد يا تسبيح مي‎كند تو را به حمد و سپاس تو (كه محتمل است مراد اين باشد كه لازمه حمد و سپاس خدا و ثنا بر او به صفات جماليّه و جلاليّه و اقرار به كمال او، تسبيح، شهادت، گواهي واقرار به پاكي و تقدّس حضرت باري از هر نقص و ناتمامي است) پس تنها براي توست حمد و سپاس و مجد و بلندِي مقام اي صاحب جلال و اكرام و فضل و انعام و نعمتهاي بزرگ و تويي بخشنده كريم، رؤوف و مهربان».

پس از اين ثنا و تسبيح و اقرار به نعمتهاي خدا، از خدا سؤال مي‎نمايد و به اينگونه عرض حاجت مي‎كند:

«اللهمَّ أوسِعْ عَلَي من رزقِك الحَلالِ وَعافِني في بَدني وَ ديني وَآمِنْ خَوفي وَ اَعْتِق رَقَبَتي مِن النّار».

در اين جمله از خدا وسعت روزي حلال و عافيت در بدن و دين و امان از خوف و بيم و آزادي از آتش درخواست مي‎نمايد. معلوم است كه هر كدام از اين حوايج از حاجتهاي مهم ديني و دنيوي است.

رزق حلال

وسعت رزق حلال و اصل روزي حلال موضوعي است كه در شرع به آن اهميّت بسيار داده شده و بخش مهمي از فقه مربوط به احكام حلال و حرام خوردنيها و نوشيدنيها و كسبهاي حرام و مباح و اينگونه مسائل است.

در روايت است از حضرت باقر ـ‎عليه‎السلام‎ـ كه رسول خدا ـ‎صلي الله عليه وآله وسلّم‎ـ فرمود:

«العبادة سبعون جزءاً افضلها طلب الحلال» (189).

«طلب روزي حلال از عبادات مهمه و موجب اجر بسيار است».

حتي در حديثي از حضرت صادق ـ‎عليه‎السلام‎ـ است كه:

«الكاد علي عياله كالمجاهد في سبيل‎الله» (190).

و همچنين از حضرت صادق ـ‎عليه‎السلام‎ـ است كه:

«انّ الله عزّوجلّ يحبّ المحترف الامين» (191).

خوردن غذاي حلال علاوه بر اين كه شرعاً مسؤوليت ندارد در حسن نيت و پاكي باطن انسان اثر وضعي دارد. چنانكه لقمه حرام نيز آثار سوء دارد.

يكي از اموري كه از آن انسان مورد سؤال قرار مي‎گيرد امر «مال» است كه از كجا كسب كرده و در چه راهي صرف نموده است. چنانكه در حديثي كه شيعه و اهل سنّت روايت كرده‎اند از رسول خدا صلي الله‎عليه وآلهوسلّم روايت است كه فرمود:

«لا تَزول قد ما عبد يوم القيامة حتي يسئل عن أربع: عن عمره فيما افناه، و عن جسده فيما ابلاه، و عن ماله فيما انفقه و من اين اكتسبه، و عن حبّنا اهل (192) البيت (193)»

و همچنين در حديث است كه:

«ترك لقمة الحرام احب الي الله من صلاة الفي ركعة تطوع» (194).

عافيت دين و بدن

يكي ديگر از حوايجي كه در اين جمله از دعا خواسته شده عافيت در بدن و دين است كه هر دو داراي اهمّيت بسيارند و به هم ارتباط دارند و اگر كسي هردو را داشته باشد سعادت دنياو آخرت را دارا شده است.

عافيت در بدن عبارت از تندرستي و سلامتي از بيماريها و نقصهاي عضوي و كمال استواي خلقت و آفرينش است كه از نعتمهاي بزرگ خداست كه با توجه به انواع و اقسام امراض، سلامتي از هر يك از آنها نعمتي جداگانه به شمار مي‎رود. و غالب مردم از شكر اين نعمتها غافلند چون از خود نعمت غافلند. يا اصلاً آن را نمي‎شناسند؛ زيرا اطلاع بر اين نعمتها نياز به اطلاع وافي و كامل در علوم متعدده دارد كه همه مربوط به جسم انسان از گوشت، پوست، استخوان، رگ، پيه، خون، مفاصل، سلولها، اعضا و جوارح ظاهره و باطنه مي‎باشد كه به فرض اينكه كسي از اين همه علوم مطلع باشد چون اين علوم كامل نشده است باز هم از شناخت نعمتهاي خدا در اين رابطه و شكر آنها قاصر است.

انسانها بيشتر وقتي گرفتار مرض و دردي مي‎شوند قدر نعمت و سلامتي از آن بيماري و درد را مي‎شناسند و در همان حال به سلامتي از ميليونها مرض ديگر كه به آن مبتلا نيستند توجه ندارند. و همان‎طور كه گفته شده است:

«ال