ث بسيار است. ولي نكته قابل توجه اين است كه: غرض از كسب فيض درك اين حالات شريفه اين است كه حقيقتاً بنده از گناهان خود بيمناك و در مقام جبران گذشته و توبه نصوح و حقيقي باشد والاّ مجرد گريه از ترس گناه با اصرار بر معصيت فايده‎اي ندارد هرچند كمتر ممكن است كه كسي به حال گريه و زاري از خوف گناه برسد و اين حال هيچ تغيير در روش و برنامه‎هاي زشت او ندهد.

راجع به اين كه به مجرد گريه اكتفا نمي‎شود از حضرت زين‎العابدين ـ‎عليه‎السلام‎ـ روايت است كه فرمود:

«ليس الخوف من بكي و جرت دموعه مالم يكن له ورع يحجزه عن معاصي الله وانما ذلك خوف كاذب» (216).

«خوف، گريه كردن و جريان اشك نيست مادام كه براي گريه كننده پارسايي نباشد كه او را از گناهان باز بدارد. اين است و جز اين نيست كهاين خوف (بيورع) خوف دروغ و كاذب است».

با اين توضيحي كه اگر چه ممكن است در نظر بعضي خوانندگان عزيز اطاله كلام شده باشد در بيان فضائل و فوائد گريه از خوف خدا و براي شوق به قرب يشتر مختصر است اجمالاً و به قدر فهم خود متوجه مقام حضوري كه امام مظلوم و سرور شهيدان و رهبر آزاد مردان ـ‎عليه‎السلام‎ـ در درگاه حضرت محبوب حقيقي جلّت عظمته داشته است مي‎شويم؛ مقام و مشهدي كه براي كسي كه در آن اوج معرفت و خداشناسي نباشد وصول به آن ميسر نيست.

اكنون فرازهاي اين بخش را ملاحظه نموده و از صلوات بر پيغمبر ـ‎صلي‎الله عليه وآله وسلّم‎ـ كه امام ـ‎عليه‎السلام‎ـ با اين حال تضرع و بكاء از خدا مي‎خواهد شروع مي‎نماييم.

فضيلت صلوات

يكي از اذكار مهم كه فضيلت بسيار دارد و در قرآن كريم به آن امر شده است، صلوات بر پيغمبر و آل آن حضرت صلوات الله عليهم اجمعين است. كه خداوند در اين آيه كريمه به آن امر فرموده است:

«اِن الله وَمَلائكتَه يُصلُّونَ عَلي‎النَّبي يا اَيُّها الذَّين آمَنوا صَلُّوا عَلَيهِ وَسَلِّمُوا تَسليم» (217).

«به حقيقت كه خدا و ملائكه او صلوات مي‎فرستند بر پيغمبر، اي كساني كه ايمان آورده‎ايد صلوات بفرستيد بر او و تسليم شويد تسليم شدني (خالص و كامل)».

اما راجع به فضيلت صلوات در كتابهاي حديث شيعه و سني روايات بسيار وارد شده است كه علاوه بر تواتر معنوي، تواتر اجمالي آنها نيز ثابت است كه در اينجا چند روايت از جوامع شيعه از طرق اهل بيت ـ‎عليهم‎السلام‎ـ را تيمناً و تبركاً نقل مي‎نماييم:

الف ـ عَن اَبي عَبْدالله عَلَيهِ السلام قالَ: قال رَسُولُ الله صَلّي الله عليه و آله وَسلَّم: مَنْ صَلَّي عَلي صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَمَلائكَتُهُ وَمَنْ شاء فَليُقِلَّ وَمَنْ شاء فَليُكْثِرْهُ» (218).

«حضرت صادق ـ‎عليه‎السلام‎ـ فرمود: رسولخدا ـ‎صلي‎الله عليه وآله وسلّم‎ـ فرمود: هركس بر من صلوات بفرستد، خداوند و ملائكه بر او صلوات مي‎فرستند پس هركس خواست كم صلوات بفرستد و هر كس خواست بسيار بفرستد».

ب ـ «عَنْ اَبي عَبدالله ـ‎عليه‎السلام‎ـ قال: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: قالَ رَسُولُ‎الله صَلَّي الله عَلَيه واله وسَلّم : اِرفَعُوا اَصواتَكُمْ بِالصَّلاةِ عَلَي فَاِنَّها تَذْهَبُ بِالنِّفاقِ» (219).

«حضرت صادق ـ‎عليه‎السلام‎ـ فرمود: رسولخدا ـ‎صلي‎الله عليه وآله وسلّم‎ـ فرمود: صلوات بر من و بر اهل بيت من نفاق را مي‎برد».

د ـ «عَنِ اَحَدِهما ـ عليهماالسلام ـ قال: ما فِي‎الميزان شَيءٌ اَثْقَلُ مِنَ الصَّلاةِ عَلي مُحَمَّد وآل مُحمَّد» (220).

از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق ـ عليهماالسلامـ روايت است كه فرمود: در ميزان (وترازوي اعمال در قيامت) چيزي سنگين‎تر از صلوات برمحمد و آل محمد نيست».

هـ ـ «عَنْ عبدالسَّلام بن نُعَيْم قالَ: قُلْتُ لابي عبدالله ـ‎عليه‎السلام‎ـ: اِنّي دَخَلتُ البَيتَ وَلَم يَحضُرْني شَيءٌ مِنَ الدُّعاءِ اِلاّ الصَّلاةِ عَلي محمَّد وآل مُحَمَّد فَقالَ: اَما اِنَّه لَمْ يَخرُجْ اَحَدٌ بِاَفضَلَ مِمّا خَرَجْتَ بِهِ» (221).

«عبدالسلام بن نعيم گويد: به امام صادق ـ‎عليه‎السلام‎ـ عرض كردم: من داخل خانه كعبه معظّمه شدم و چيزي از دعا به ذهنم نيامد مگر صلوات بر محمد و آل محمد. فرمود: آگاه باش! كه بيرون نيامده از خانه احدي به عملي كه فاضلتر باشد از آنچه تو به آن بيرون آمدي (يعني صلوات)».

و در خصوص صلوات جهت استجابت دعا در حديث است كه:

«لايَزالُ الدُّعا مَحْجُوباً حَتّي يُصلّي علي مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد» (222).

«دعا در پرده و محجوب است (يعني به استجابت نمي‎رسد) تا دعا كننده صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد».

در روايت ذيل نيز قريب به همين مضمون مي‎باشد:

«عن أبي عَبدالله ـ‎عليه‎السلام‎ـ كُلُّ دُعاء يُدْعَي اللهُ عزَّوَجَلَّ بِهِ مَحجُوبٌ عَنِ السَّماء حتّي يُصَلّي عَلي مُحمَّد وآل مُحَمَّد» (223).

«حضرت صادق ـ‎عليه‎السلام‎ـ فرمود: هردعائي كه خداي عزّوجل بدان خوانده شود از رفتن به آسمان محجوبست تا صلوات بر محمد و آل محمد فرستاده شود».

امام صادق ـ‎عليه‎السلام‎ـ درباره كسي كه سؤال و حاجتي از خداوند دارد دستور فرموده‎اند به اين كه:

«مَنْ كانَت لَهُ الي الله عَزّوَجلَّ حاجةٌ فَليَبْدَأْ بِالصَّلاةِ عَلي مُحمَّد وآلِهِ، ثُمَّ يَسْأَلُ حاجَتَهُ، ثُمَّ يَخْتِمُ بالصَّلاة عَلي مُحَمَّد، فَاِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ اَكْرَمُ مِنْ اَنْ يَقْبَلَ الطَّرفَينِ وَيَدَعَ الوَسَطَ اِذ كانَتِ الصَّلاةُ عَلي مُحَمَّد وآل مُحَمَّد لا تُحجَبُ عَنْهُ» (224).

«هركس حاجتي دارد ابتدا صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، سپس حاجت خود را از خدا بخواهد و دعا به صلوات بر محمد و آل محمد ختم نمايد؛ زيرا خداي عزّوجل كريمتر از اين است كه دو طرف دعا را قبول كند و وسط آن را واگذارد (و به اجابت نرساند) زيرا صلوات بر محمد و آل محمد محجوب نيست (و بدون برخورد به حجابي
بالا رود)».

و اما صيغه صلوات، بر حسب روايات اهل بيت ـ‎عليهم‎السلام‎ـ بايد صلوات بر آل نيز ضميمه باشد و از ترك صلوات بر آل نهي شده است.

در حديثي منقول است كه: حضرت صادق ـ‎عليه‎السلام‎ـ شنيد مردي به خانه كعبه معظّمه آويخته بود و مي‎گفت:

«اللهمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد».

حضرت به او فرمودند:

«يا عَبْدالله لاتَبْتُرها وَلاتَظلِمنا حَقَّنا قُل: اللهمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَاَهْلِ بَيتِهِ».

«اي بنده خدا! صلوات را قطع نكن و به حق ما ستم ننما بگو:

اللهمَّ صَلِّ عَلي مُحمَّد وَاَهْلَ بيْتِهِ».

در تشهد نماز، صلوات بر آل، مثل صلوات بر پيغمبر ـ‎صلي‎الله عليه وآله وسلّم‎ـ از اجزاي نماز است و ترك عمدي آن موجب بطلان نماز مي‎شود. و بديهي است كه در ضمّ صلوات برآل، به هر لفظي كه گفته شود مثل: صلّي الله عليه و آله و يا صلّي الله علي محمد و آله يا الصلاة علي محمد و آله و امثال اين الفاظ كافي است هرچند احتياط در تشهد نماز صلوات به مأثور است و مشهورترين صيغه‎هاي آن:«اللهمَّ صلَّ عَلي مُحمَّد وآلِ مُحَمَّد»

و دعاهاي طولاني كه در آن صلوات به صي