" href="w:text:528.txt">عقيله بنى هاشم</a><a class="text" href="w:text:529.txt">زينب (س) در سرزمين كربـلا</a><a class="text" href="w:text:530.txt">سخنرانى دختر على (ع ) در كوفه</a><a class="text" href="w:text:531.txt">اسرا در مجلس ابن زياد</a><a class="text" href="w:text:532.txt">يزيد سعى مى كند جنايت را به گـردن ابن زيـاد بيندازد</a><a class="text" href="w:text:533.txt">راهى شدن كاروان به سوى مدينه</a><a class="text" href="w:text:534.txt">سخن گفتن حضرت سجاد (ع ) براى مردم</a><a class="text" href="w:text:535.txt">محل دفن حضرت زينب (س)</a><a class="text" href="w:text:536.txt">فرجام جنايتكاران</a><a class="text" href="w:text:537.txt">فهرست منابع و مآخـذ</a><a class="text" href="w:text:538.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : زندگانى حضرت زينب سلام اللّه عليها

نویسنده : دكتر مصطفى اوليائى

منبع : مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنمقدمه دفتر
به نام خدا
((عـاشـورا)) واژه اى اسـت خـاطـره انـگـيـز كـه پـيوسته ، فداكارى ، شجاعت ، جوانمردى ، ايستادگى در برابر بيدادگرى ، پيروى از رهبر و حمايت از دين را به همراه دارد.
((عاشورا)) مشعل فروزانى است كه بر تارك تاريخ ، روشن و پرتلا لؤ مى درخشد.
((عاشورا)) روزى است پرشكوه كه از يادها نمى رود.
روزى است كه دست خزان فراموشى به دامن خاطره هايش ‍ نمى رسد.
روزى است كه ارزشهاى گره خورده با هويّت انسانى انسانها را به نمايش مى گذارد.
روزى است كه فرياد بلند ((هيهات مِنَّا الذِّلَّةَ)) ابرمرد تاريخ حسين بن على عليهماالسّلام را چـونـان پـتـكـى آهـنـيـن بـر سـر سـتـمـگـران تـاريـخ فـرود آورده و طبل رسوايى خون آشامان سلطه گر را در هر زمان و مكان به صدا درمى آورد.
كـلام آخـر، ((عـاشـورا)) روزى اسـت كـه پـيـكـار پـايـان نـاپـذيـر حـق بـر ضـد بـاطـل ، عـدل بـر ضد ستم و ايمان در برابر بى ايمانى و مرگ با عزّت را در برابر ذلّت پذيرى و... به نمايش مى گذارد.
كـتابى كه اكنون در دست شما خواننده گرامى است ، شرح زندگى غمبار، مصيبتهاى طاقت فـرسـا، شـجـاعـت ، صـبـر و بـردبـارى سـفـيـر عـاشورا، پيام آور حماسه سازان كربلا ((حـضـرت زيـنـب عـليـهـاالسـّلام )) اسـت كـه توسط مؤ لف محترم از نو بازنگرى شده و مـطـالبـى بـر آن افـزوده اسـت . امـيـد كـه مـردم نيك انديش جهان از ماجراى سراسر خاطره عاشورا پند گرفته و قهرمانان آزاديخواه آن را الگوى خود قرار دهند.
ايـن دفـتـر، پـس از بـررسـى ، ويرايش ، اصلاح مجدّد، آن را به زيور چاپ آراسته و در اخـتـيـار دوسـتـداران اهل بيت عليهم السّلام قرار مى دهد بدان اميد كه مورد پذيرش حقتعالى قرار گيرد.
در خـاتمه ، از خوانندگان محترم تقاضا داريم هرگونه انتقاد يا پيشنهادى كه دارند به آدرس :
قـم ـ دفتر انتشارات اسلامى
وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قـم
صندوق پستى ((749))،
بخش تحقيق و بررسى فارسى
ارسال دارند.

دفتر انتشارات اسلامى
وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قــم پيشگفتار

به نام چاشنى بخش زبانها 	حلاوت بخش معنى در بيانها

پـايـيـز سـال 1359 شـمـسـى ، جـهـت حـضـور در جـبـهـه نـبـرد حـق عـليـه باطل ، به خوزستان رفته بودم ، بنا به سفارش رياست وقت صدا و سيماى مركز اهواز، بـه مـنـظـور گـرفـتـن درس مـقـاومت از رفتار بزرگان تاريخ اسلام ، مطالبى پيرامون بـخـشـى از زندگى پيام آور خون شهيدان كربلا، اسوه صبر و مقاومت حضرت زينب كبرى عليهاالسّلام را به رشته تحرير درآوردم و چند روزى از راديو ((اهواز)) پخش ‍ شد.
سـال بـعـد هـم از 21 آذر 1360 تـا 26 ديـمـاه هـمـيـن سال به مدت شش هفته آن را در ((مجله زن روز)) منتشر كردم . تشويق بعضى از بزرگان مـوجـب شـد كـه اين مطالب را پس از بازنگرى در اختيار ((دفتر انتشارات اسلامى وابسته بـجـامـعـه مـحـتـرم مدرّسين حوزه علميه قم )) قرار دهم . لطف دست اندركاران و توجه خاص ‍ حـضرت زينب عليهاالسّلام موجب گرديد كه على رغم خردى و ناچيزى نويسنده ، به خاطر عـظـمـت مـوضـوع و شخصيت حضرت زينب عليهاالسّلام اين بضاعت مزجات مورد توجه قرار گـيـرد و تـا هـشـت بار تجديد چاپ گردد. اخيراً بعضى از بزرگان امر فرمودند براى چـاپ بـعـدى مناسب مى نمايد كه تجديد نظرى روى آن انجام گيرد، لذادر حدتوان خويش ،اين كار را انجام دادم حال تا چه قبول افتدو چه در نظرآيد؟
خدايا! تو شاهدى كه در نگارش اين مطالب ، انگيزه من چه بوده است ، اگر انگيزه رضاى تو بوده ؟ تو اى خداى بزرگ و مهربان ! اين كتاب را به امضاى مبارك وليعصر ـ روحى فـداه ـ و ديـگـر ذوات مـقـدسه برسان و آن را ذخيره آخرتم قرار ده ، باشد كه اين مس كم ارزش را گـوشـه چـشـمـى از مـعـصومين با كيمياى نام حضرت زينب عليهاالسّلام طلا كند و مورد قبول افتد:

آنانكه كه خاك را به نظر كيميا كنند 	آيا شود كه گوشه چشمى به ما كنند؟

نيازمند رحمت الهى مصطفى اوليائى
6/5/1375
عقيله بنى هاشم
((زينب كبرى ))، عقيله بنى هاشم ، سوّمين فرزند حضرت امير المؤ منين على بن ابيطالب و حـضـرت فـاطـمـه زهـرا عـليـهـمـاالسـّلام اسـت كـه در روز پـنـجـم جـمـادى الاول سـال پـنجم يا ششم هجرى ، در مدينه طيبه ديده به جهان گشود و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نام ((زينب )) را براى وى برگزيد.
اوتـازه بـه سـن پـنـج يـا شـش سـالگـى رسـيـده بـودكـه جـدبـزرگـوارش ‍ رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و پس از اندك فاصله اى ، مادر ارجمند و گرانمايه اش فاطمه زهرا ـ سلام اللّه عليها ـ را از دست داد.
اگـر چـه تـنـهـا انـدك زمانى سعادت درك حضور اين دو بزرگوار را داشت امّا در همين مدت كـوتـاه كه آغاز شكل گيرى شخصيت او بود، از پرتو تابناك انوار طيبه آن دو معصوم ، سرمايه گرانبهايى براى آينده خويش كسب كرد.
وى از آن پس ، تا هنگامى كه سن 35 سالگى را پشت سر نهاد، از تربيت و مصاحبت پدر والامـقـام خويش ، على مرتضى عليه السّلام برخوردار بود و در اين مدت ، با تمام وجود، شـاهـد خـانـه نـشـيـنـى و مـظـلومـيـت آن مـردى بـود كـه از آغـاز دعـوت رسول اسلام تا لحظه رحلت آن پيامبر راستين ، شب و روز پروانه وار، گرد شمع وجود محمّدى صلّى اللّه عليه و آله ر طواف بود و براى نشر آئين او، صادقانه تلاش مى كرد.
زيـنـب ـ سلام اللّه عليها ـ به چشم خود مى ديد تنها كسى كه شايستگى و لياقت جانشينى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را داشت ، چگونه به ناحق خانه نشين شد و چه رنجهايى را تـحـمـل كـرد، از اينكه مى ديد اسلام از مسير اصلى خود، رفته رفته منحرف مى شود و پـدرش ((عـلى )) از ايـن بـابـت ، بـسـيـار نـاراحـت مى باشد، ولى به خاطر جلوگيرى از تـفرقه و اختلاف ، دم فرو بسته است و درد دل خويش را فقط با چاه مى گويد، زينب نيز رنج مى برد.
آرى او، نـامـلايـمـاتـى را كـه بعد از رحلت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بر بزرگ زن اسـلام ، مـادر گـرامـيـش فـاطـمـه زهـرا وارد شد، همه و همه را لمس كرد و آنچه در مدت 25 سـال خـانه نشينى پدر ارجمندش را رنج مى داد با تمام وجود احساس مى كرد. در تمام اين مـدت ، او درس مى آموخت . او نه تنها در مكتب پدر با فرهنگ و معارف اسلام واقعى آشنا م