ليهماالسّلام براى خواهر خود زينب ، احترامى خاص ، قايل بوده اند.
وقـتـى حـضرت زينب به زيارت مرقد مطهر رسول خدا مشرف مى شد، حسنين دوطرف او با وقارى مخصوص حركت مى كردند.
چـرا امـام حـسـيـن عـليـه السـّلام بـه او وصـيـت نـكـنـد؟ چـرا جـلو پـاى او بـرنـخـيـزد؟ و حال آنكه قابل احترام و راز نگهدار است ؛ زينبى كه هميشه با خداى خود، در راز و نياز است و هرگز از نيايش باز نمى ايستد و هيچ عاملى نمى تواند باعث شود كه او در كار عبادت ، سـسـتـى كـنـد. او اهل تهجد و شب زنده دارى است تا آنجا كه امام معصوم حضرت سجاد عليه السـّلام ى فـرمـايـد:((عـمـّه ام زيـنـب در سـفـر كـربـلا با آن همه مصايب و مشكلات ، در شب عـاشـورا و يـازدهـم مـحـرم ، حـتـى نماز شب را ترك نكرده و از مناجات و راز و نياز خود با پروردگار، دست نكشيد)). (32)
كار تهجد و شب زنده دارى زينب كبرى عليهاالسّلام تا بدان پايه است كه امام حسين عليه السـّلام وقـتـى بـا او وداع مـى كـنـد، مـى فـرمـايـد:((يـا اُخـتـاه ! لا تـنـسـيـنـى فـى نافلة الليل (33) ، يعنى : خواهرم ! مرا در نماز شب ، فراموش نكن ))
امـّا از صـبـرو نـام بـردبـارى زيـنـب عـليهاالسّلام همين بس كه در روز عاشورا، علاوه بر سـايـر يـاران امـام حـسـيـن عـليـه السـّلام شـاهـد شـهـادت نـوزده تن از عزيزان خود؛ نظير فـرزنـدان ، برادران ، برادرزادگان ، عموزادگان بود و مانند كوه ، استوار باقى ماند. بـسـتـگـان او كـه در كـربـلا بـه مـقـام شـهـادت نـايـل آمـدنـد، بـه قـرار ذيل مى باشند:
1 ـ حضرت على اكبر، فرزند امام حسين عليهماالسّلام .
2 ـ حضرت عبداللّه بن مسلم بن عقيل .
3 ـ حضرت محمد بن عبداللّه بن جعفر،
فرزند شوهر حضرت زينب عليهاالسّلام كه بعضى تصور كرده اند فرزند خود حضرت زيـنـب هـم مـى بـاشـد و حـال آنـكـه مـادرش ‍ ((خـوصـاء)) دخـتـر حـفـصـه از بـكـر بـن وائل است .
4 ـ حضرت عون بن عبداللّه بن جعفر،
كه مادرش حضرت زينب بود.
5 ـ حضرت عبدالرحمن بن عقيل .
6 ـ حضرت جعفر بن عقيل .
7 ـ حضرت عبداللّه اكبر بن عقيل .
8 ـ حضرت محمد بن مسلم بن عقيل .
9 ـ حضرت محمد بن ابى سعيد بن عقيل .
10 ـ حضرت قاسم بن امام حسن عليه السّلام .
11 ـ حضرت ابوبكر بن امام حسن عليه السّلام .
12 ـ حضرت جعفر بن على بن ابى طالب عليه السّلام .
13 ـ حضرت عثمان بن على بن ابى طالب عليه السّلام .
14 ـ حضرت ابوبكر بن على بن ابى طالب عليه السّلام .
15 ـ طفلى كه نام مباركش معلوم نيست ،
وحشتزده از خيمه بيرون آمد و ((هانى بن ثبيت )) ملعون او را شهيد كرد.
16 ـ حضرت ابوالفضل عباس بن على عليه السّلام .
17 ـ حضرت على اصغر بن امام حسين عليه السّلام
تـاريـخ نـويـسان آورده اند وقتى كه در آخرين وداع حضرت امام حسين عليه السّلام خواست على اصغر را در آغوش گيرد حرمله معلون ؛ گلوى آن دُردانه را هدف گرفت .
18 ـ حضرت عبداللّه بن امام حسن عليهماالسّلام .
كـه طـفـلى خـردسـال بـود، وقـتـى ديـد امـام حسين عليه السّلام سخت مجروح شده و دشمنان گـرداگـردش را گـرفـتـه اند، با وجود خردسالى ، بى هيچ سلاحى به كمك عموى خود شـتـافـت ، هـرچه حضرت زينب تلاش كرد تا او را نگهدارد، فايده اى نبخشيد، خود را به امام رسانيد،((ابجر بن كعب )) ملعون كه شمشير كشيده بود تا بر امام وارد آوَرَد، ((عبداللّه )) دسـت خـود را سپر امام قرار داد و دستش قطع شد، او خود را به سينه عمو چسپانيد و امام او را در آغوش گرفت ، در اين حال ، حرمله ملعون با تيرى او را به شهادت رسانيد.
19 ـ سـرور و سالار شهداء حضرت امام حسين عليه السّلام (34)
زيـنب كبرى ، پيكر تمام اين عزيزان را ديد، حتى بر جريان شهادت برخى از آنان ناظر بود و اجساد مطهر آنان را مشاهده كرد كه چگونه در زيرپاى ستوران كوبيده شد اما مقاومت و پـايـدارى ازخـود نـشـان داد، خـيـمـه هـاى آتـش گـرفـتـه ، اطـفـال مـضـطـرب و پـريشان ، حوادث كوبنده ، مصايب سنگين ، هيچيك نتوانست بر صبر و شـكـيـبـايـى و تـحمل و توان و طاقت او فايق آيد چرا كه او مانند پدرش على عليه السّلام جامع اضداد بود.
بلى زينب عليهاالسّلام دانشمند، اهل زهد و تقوا و تهجد، گشاده زبان و سخنور، دلير و با شـهـامـت ، رشـيـد و نترس ، خردمند و دورانديش ، تيزبين و موقع شناس ، كاردان و كارآمد، مـهـربـان و بـا عاطفه ، مقاوم و استوار، مرد ميدان شكيبايى ، هنرمند و اديب ، پرستار، رهبر با ايمان و خلاصه ، آن بود كه بايد مى بود.
اجـازه مـى خـواهـم در ايـنـجا شعرى را كه روز يكشنبه 10/8/1371 مطابق با پنجم جمادى الاول 1413 به مناسبت تولد حضرتش سروده ام بياورم ؛ زيرا با زبان نثر نمى توانم آنچه احساس مى كنم ، نگارش نمايم .
زينب (س )
به ياد آن همه غمهاى زينب
غمى جانكاه بر جانم نشسته
بدانسان مى بسوزاند دلم را
كه گوئى استخوانم را شكسته
بسان عقربى جراره اين غم
چنان بر تار و پودم مى زند نيش
چـنـانـم مـى گـزد زنـبـور حـسـرت
كـه غافل گشته ام از بودن خويش
يزيد آزاد و زينب در اسارت
همى وارونه بينم بختها را
جفاى نى لب و دندان خورشيد
چه زهرآلود نوشى ناگوارا
گرفتار شغالى ، بچه شيرى
به دام ديو و دد فرزند قرآن
چه درد افزا بود در كام افعى
كه هردم مى مكد از شيره جان
تمام تار و پودم مى بلرزد
چو ياد آرم ز درد و رنج زينب
لهيب و شعله اين درد كارى
بسوزد پيكرم در آتش تب
كـه بـود آن زن كـه زنـيـب بـود نـامـش ؟
زنـى چـون كـوه و كـوهـى همچو پولاد
سـپـهـدارى ، رشـيـدى ، اسـتـوارى
مـقـاوم در قبال ظلم و بيداد
زنى در پايدارى ، مرد ميدان
زنى نه ، در صبورى ، شيرمردى
زنى مرد آفرين اندر شهامت
على وارى محمدگونه فردى
هنرمندى ، اديبى ، كوه عزمى
سخن سازى ، خطيبى ، كاردانى
پرستار و زن شب زنده دارى
زعيم و رهنماى كاروانى
پرستار دل شبهاى تاريك
زنى در اوج اعلاى رشادت
كلامش آتشين ، كوبنده ، قاطع
على گونه خطيبى در فصاحت
به هنگام سخن بر قلب دشمن
كلامش برتر از هر تيغ و خنجر
زبانش بر قلوب آل سفيان
چو در بدر و احد شمشير حيدر
زنى داراى حلم و صبر و ايمان
و هر چيزى كه باشد افتخارى
زهرگونه صفات خوب و عالى
درين زن بود، آرى ، آرى آرى
مظهر رضـا
ميلاد زينب است و پرستار كربلا
ميلاد نور ديده سلطان اتقيا
ميلاد حلم ، اسوه صبر و مقاومت
ميلاد عزم شير زنى مظهر رضاعذاب قاتلان امام حسين عليه السلام در روز قيامت
از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلم فرمود: چون روز قيامت شود براى فاطمه زهرا گنبدى از نور نصب مى شود. امام حسين عليه السلام ، در حالى كه سر خويش را به دست گرفته به سوى آن گنبد مى آيد، چون چشم حضرت زهرا عليهاالسلام بر آن منظره مى افتد، چنان ناله مى زند كه تمام فرشتگان مقرب الهى و پيغمبران مرسل كه آنجا جمع اند به حال حضرت فاطمه عليهاالسلام مى گريند. پس ‍ خداوند امام حسين عليه السلام را براى حضرت فاطمه عليهاالسلام در زيباترين صورت جلوه دهد و بى سر از كشندگان خود انتقام مى گيرد. پس ‍ خداوند همه كشندگان آن حضرت و 