 جنايتكاران صحراى كربلا را به كيفر رسانيدند. در مـديـنـه اگرچه قيام مردم در ((حرّه )) (90) سخت سركوب شد، ولى همه از خواب غفلت بيدار شدند.
بـا يـارى خـداونـد مـنّان ، در مباحث آينده خواهيم ديد كه اثرات خون شهيدان كربلا و خطبه هـاى زيـنـب كـبرى عليهاالسّلام و ديگر افراد اهل بيت ، چگونه ظاهر شد و براى هميشه چه تاءثيرى در عالم از خود به جاى نهاد.محل دفن حضرت زينب (س)
هـمـان طـور كـه در تـاريـخ تـولد حـضـرت زيـنـب عـليـهـاالسـّلام هـم در روز و هـم در سـال تـولد، بـيـن تـاريـخ ‌نـويـسان اختلاف نظر ديده مى شود، در مورد تاريخ وفات و محل دفن پيكر مطهر آن جناب نيز اختلاف ، وجود دارد.
البـتـه بـدان گـونه كه در مورد سال تولد وى از روى قراين ، زمان نزديك به حقيقت را مـى تـوان حـدس زد، در تـاريـخ وفـات آن بـزرگـوار مـى تـوان يـقـيـن حـاصـل كرد كه تا يك سال بعد از واقعه كربلا زنده بوده ؛ چون در اكثر تواريخ ، به ايـن مـطـلب بـه اَشـكـال مـخـتـلف اشـاره رفـتـه اسـت ، ولى در مـورد مـحـل دفـن آن بـزرگـوار، بـه سـادگـى نـمـى تـوان اظـهـار نـظـر كـرد. روى هـمـيـن اصـل ، شـانـزده سـال پـيـش كه اين كتاب را نوشتم و نخستين بار در ((روزنامه زن روز)) مـنـشـتـر شد و بعد به همت دفتر انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قـم مكرر چاپ و منتشر گـرديـد، در مـورد مـحـل دفـن حـضرت زينب ، سكوت اختيار كردم ؛ زيرا نمى خواستم خداى نـخـواسـتـه چـيـزى بـنـويـسـم كـه درسـت نـبـاشـد. از آن تـاريـخ بـه بـعـد، هـمـيـشه به دنبال اين گمشده در فحص و تفحص بوده ام ، لذا سه بار به ((سوريه )) سفر كرده ام و بـارهـا در ((زيـنـبـيـه ))، هـفت كيلومترى دمشق ، به اميد آنكه همانجا مزار اطهرش باشد، به زيـارت پـرداخـتـه ام . در سفرهايى هم كه سعادت زيارت حج نصيبم شده ، سالهايى كه رفـتـن به قبرستان بقيع آزاد بود، تا آنجا كه مقدورم بوده ، نسبت به قبور موجود در آن مـكـان مـقـدس نـيـز جستجو كرده ام ، متاءسفانه ردپايى از مرقد زينب عليهاالسّلام نيافتم . اكـنـون كـه در كـتـاب مـوجود، قرار شد تجديد نظرى كنم ، لازم مى دانم در مورد مكان دفن حضرتش ، اظهار نظرى كرده باشم .
برخى از تاريخ ‌نويسان با كمال اطمينان ، محل دفن وى را ((مدينه منوره )) مى دانند و به خـارج شـدن او از مـديـنه ، بعد از بازگشت از اسارت ، اعتقادى ندارند و هردو مكان منسوب به حضرتش را در مصر و شام مورد ترديد قرار مى دهند. (91)
گروهى ديگر با قاطعيّت ، معتقدند كه محل دفن وى در ((مصر)) است ، چرا كه در آنجا مزار و گنبد و بارگاهى مهم ، به نام ((زينبيه )) وجود دارد كه زيارتگاه مشتاقان حضرتش مى باشد. (92)
گـروه سـوم هـم سـخت بر اين معتقدند كه ((زينبيه اى كه نزديك دمشق در سوريه )) است ، مرقد مطهرش مى باشد.
البته هركدام از اين مورخين ، براى اثبات نظريه خود، دلايلى هم ذكر و نظريات ديگران را رد مـى كـنـنـد؛ مـثـلاً آنـانكه زينبيه شام را مدفن او مى دانند، مى گويند:((زينبيه مصر)) درسـت اسـت كـه در آن ((زيـنـب بـنـت على بن ابيطالب )) است ولى اين ((زينب )) از همسران ديگر آن جناب مى باشد، نه از حضرت زهرا عليهاالسّلام يعنى وى ، خواهر پدرى حضرت زينب كبرى است .
گـروهـى ديـگـر مـى گـويـنـد: او ((زيـنـب بـنـت يحيى )) است . آن دسته هم كه مى پسندند ((زيـنـبيه مصر)) از آن وى باشد، با دلايل فراوان ، رفتن حضرت زينب به شام را رد مى كـنـنـد و مى گويند: با وجود ديدن آن همه مصايب ، امكان نداشته آن حضرت رغبت رفتن به شام را كند.
گـروه ديگرى نيز بر اين عقيده اند كه بعد از ((واقعه حرّه )) و نهب و غارت و كشتار مردم مـديـنـه در سـال 63 هـجـرى ، جـناب ((عبداللّه بن جعفر)) شوهر حضرت زينب عليهاالسّلام وقـتـى ديـد كـه جـنـاب ، سـخت متاءلم است و از سويى در مدينه هم وبا و طاعون پيدا شده بـود، بـا خانواده خويش به ييلاقى كه در شام داشت ، رفت . حضرت زينب در آنجا مريض شـد و در هـفـت كـيـلومـتـرى دمـشـق ، در هـمان ييلاق كه اكنون ((زينبيّه )) است ، از دنيا رفت و همانجا به خاك سپرده شد. (93)
گـروهـى هم كه ((مدينه )) را محل دفن مى پسندند، مى گويند: او بعد از ((واقعه دلخراش كـربـلا)) و ورود بـه مـديـنه ، مدت زيادى زندگى نكرده و از مدينه هم خارج نشده است و مخفى بودن قبرش را هم نظير اختفاى قبر مادرش حضرت زهرا عليهاالسّلام مى دانند.
امـا آنـچـه در ايـن مـيـان جـالب مـى نـمايد اينكه همان طور كه خود او در سخنانش به يزيد فـرمـود:((تـو نـمى توانى نام و آوازه ما را محو و نابود كنى ))، عظمت مقام اين خاندان تا بـدان پايه است كه مردم هر مكانى مى كوشند آنان را به خود منصوب و نزديك جلوه دهند. امروز، سه محل به نام مزار حضرت زينب حدس زده مى شود كه دو مكان از آنها را روزانه ، صدها و هزاران نفر، تبركا زيارت مى كنند، ولى از يزيد و پدرش معاويه ، اثرى نيست . و ((مقام راءس الحسين )) را كودكان خردسال بوسه ارادت مى زنند و جايى را كه روزى امام سجاد عليه السّلام در آنجا سخنرانى كرده ، محترم داشته ، نگهدارى مى كنند و آثار مجد و عـظـمـت خـانـدان رسـالت ، هـر روز بـيـشـتـر از روز قبل است .
مـن بسيار علاقه مند بودم كه بتوانم ثابت كنم مرقد مطهر وى ، زينبيه اطراف دمشق است ، ولى هنوز در اظهار نظر قطعى خود، ترديد دارم ، لذا اى خواننده عزيز! تو هركدام از اين سـه مـكـان را كـه مـى خـواهـى مـزار مـطـهـرش بـدان ؛ زيـرا ((بـُعـْد منزل نبود در سفر روحانى )).فرجام جنايتكاران
در صـفـحـات گـذشـتـه ديـديـم كه بعد از شهادت حسين عليه السّلام و ياران فداكارش ، اهـل بـيـت طـهارت عليهم السّلام را به حالت اسيرى از كربلا به كوفه و سپس به شام بـردنـد و بـعـد از آزادى ، از طـريـق كربلا، راهى مدينه شدند و در اين سفر، تنى چند از بازماندگان خاندان رسالت از جمله حضرت سجاد عليه السّلام و زينب كبرى عليهاالسّلام جـهـت افـشـاى مـظـالم بـنـى امـيـه و بـيـدارى مـردم ، خـطـبـه هـاى آتـشـينى ايراد فرمودند. حال خوب است بررسى كنيم و به داورى بنشينيم كه اين كاروان ، رسالت خود را چگونه بـه انـجـام رسانيد؟ و بويژه نقش حضرت زينب كبرى عليهاالسّلام چگونه بود؟ آيا زينب عليهاالسّلام توانست ماءموريتى را كه در آن برهه خاص به عهده اش گذاشته شده بود، بـه خـوبـى انـجـام دهـد؟ و آيـا او فـقـط از كـربـلا بـه شـام و از شـام بـه مـديـنـه همراه بـازمـانـدگـان اهـل بيت ، سفرى غم انگيز و سراسر رنج و زحمت را سپرى كرد و با ايراد چـنـد خطبه به طور موقت ، مردم چند شهر را متاءثر كرد و همين ؟ يا اينكه عظمت رسالت او بيشتر از اينهاست .
بايد گفت كه زينب عليهاالسّلام اين پيامبر خون شهيدان ، ادامه دهنده راه حسين عليه السّلام در احـيـاى اسـلام اسـت . زيـنـب عـليـهاالسّلام نشان داد كه زن مى تواند به موازات مرد، در سـازنـدگى جامعه ، نقشى داشته باشد. و اين ويژگى از آن اسلام است كه هميشه زنهاى بزرگى در كنار مردان بزرگ تاريخ اسل