ر داد هركدام از لشـگـريـان ابـن سـعـد، مـتـنـاسـب بـا ظـلمـى كه بر حسين عليه السّلام و ياران وفادارش رواداشته بودند به عقوبت برسند و سپس سر از تن آنان جدا كنند. (108)
((مختار)) در اندك مدتى موفق شد دمار از روزگار قاتلين حسين عليه السّلام رآورده ، همه را نـابـود كـند و سرهاى آنان را بار كرده با نامه اى بدين مضمون براى برادر گرامى حضرت سيدالشهداء عليه السّلام ، محمد بن حنفيه بفرستد:
((به دشمنان خدا از هرطرف حمله كردم ،
مـسـبـبـيـن جـريـان كربلا و قاتلين برادر بزرگوارتان را دستگير و به كيفر اعمالشان رسانيدم .
با اين نامه كه تقديم گرديد،
سـر ابن زياد، عمر سعد، شمر بن ذى الجوشن و ساير قاتلين را به خدمت شما فرستادم ...)).
آنگاه حضرت سجاد عليه السّلام نيز در حق مختار دعا كرد. (109)
نـويسنده ((روضة الصفا)) نقل مى كند كه يك مسافر ناشناس ، نامه اى به دست مختار داد و گـفـت : اين نامه را على عليه السّلام به من داده بود كه به تو بدهم اما تاكنون تو را نديدم .مختار،نامه را گرفت و ديد در آن امر شده كه :
((اى مختار!
خون ما را از اهل بغى و طغيان بگير،
بايد كه دل مطمئن دارى و دغدغه و تشويش به خود راه ندهى كه موفق خواهى شد)).
و ايـن نامه وقتى به دست مختار رسيد كه هنوز ترديد داشت قيام كند يا نكند و اين نامه او را نيرو بخشيد.
بـه هـرحال ، خطبه هاى آتشين زينب و ديگران ، كار خود را كرد و دست انتقام از آستين مختار بـه درآمـد و جنايتكاران را به كيفر رسانيد و اين نخستين اثرات قيام حسين عليه السّلام و پيامدهاى سخنان كوبنده حضرت سجاد عليه السّلام و زينب كبرى عليهاالسّلام بود.فهرست منابع و مآخـذ
1 ـ آثارالباقيه ، تاءليف ابوريحان بيرونى ، ترجمه اكبر دانا سرشت .
2 ـ اسدالغابه فى معرفة الصحابه ، تاءليف عزالدين الاثير.
3 ـ اعـيـان الشـيـعـه ، تـاءليـف امـام سـيـد مـحـسـن امـيـن ، بـه تحقيق حسن امين ، دارالتعارف للمطبوعات ـ بيروت .
4 ـ بـانـوى شـجـاع اسـلام ، زيـنـب كـبـرى ، تـاءليف استاد محمد جواد مغنيه ، ترجمه احمد صادقى اردستانى .
5 ـ بحارالانوار، تاءليف علاّ مه مجلسى ، المكتبة الاسلاميه ، تهران ، خيابان بوذرجمهرى .
6 ـ پيام آوران عاشورا، دكتر عطاءاللّه مهاجرانى .
7 ـ تـاريـخ اسـلام ، تـاءليـف دكـتر على اكبر فياض ، از انتشارات كتابفروشى باستان مشهد، چاپ 1339.
8 ـ تـاريخ روضة الصفا، تاءليف ميرمحمد بن سيد برهان الدين خواند شاه ، معروف به ((خـوانـدمـيـر))، كـتـابـفـروشـى خـيـّام ، چـاپـخـانـه پـيـروز، چـاپ فـرورديـن سال 1339 شمسى ، مطابق با 1379 قمرى .
9 ـ تـاريـخ طـبـرى ، يـا تاريخ الرسل والملوك ، تاءليف محمد بن جرير طبرى ، ترجمه پـايـنـده ، از انـتـشـارات بـنـيـاد فـرهـنـگ ايـران ، چـاپ سال 1352 شمسى .
10 ـ تـرجـمه و شرح لهوف ، تاءليف سيد بن طاووس ، ترجمه سيد محمد صحفى ، تحت عنوان ((زندگانى اباعبداللّه الحسين عليه السّلام )) از انتشارات كتابفروشى علمى قــم ، چاپ چهارم ، ديماه 1341.
11 ـ ترجمه الشهيد الخالد الحسين بن على عليهماالسّلام تاءليف استاد حسن احمد لطفى ، ترجمه دانايى ، تحت عنوان ((شهيد جاويد)).
12 ـ تـفـسير الصافى ، تاءليف فيلسوف الفقهاء و فقيه الفلاسفه ، استاد عصر، ملاّ محسن ، ملقب به فيض كاشانى ، متوفاى سنه 1091 هـ ، (چاپ بيروت ) ج 3.
13 ـ حبيب السير، تاءليف خواند مير.
14 ـ حضرت زينب كبرى ، تاءليف عمادالدين حسنى اصفهانى (عمادزاده )
15 ـ روايات تاريخ الاسلام ، تاءليف جرجى زيدان الكامله ـ چاپ بيروت .
16 ـ ريـاحـيـن الشـريـعه ، در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ، تاءليف آقاى شيخ ذبيح اللّه مـحـلاتـى (مـنـظـور بـانـوان دانـشـمـند است )، از انتشارات دارالكتب الاسلاميه ، بازار سلطانى تهران .
17 ـ زنـدگـانـى حـضرت ابى عبداللّه الحسين عليه السّلام ، اقتباس و نگارش عمادالدين حـسـيـنـى اصـفهانى ، مشهور به ((عمادزاده ))، از انتشارات شركت سهامى طبع كتاب ، چاپ سال 1337 شمسى ، 1377 قمرى .
18 ـ سـخـنـان حـضـرت سـيـدالشـهـداء عـليـه السـّلام تـرجـمـه جـواد فـاضـل ، از انـتـشـارات كـتـابـفـروشـى و چـاپـخـانـه عـلى اكـبـر عـلمـى ، تـاريـخ چاپ ، سـال 1339 تـهـران . اصـل كـتـاب ، تـاءليف جناب مصطفى محسن موسوى حائرى است كه ((بلاغة الحسين )) نام داشته .
19 ـ سـر مطهر در دير راهب ، تاءليف مرحوم عبدالحسين آيتى ، ناشر و مدير روزنامه آيين اسـلام (جزوه اى است در مورد تمثال مبارك سر مطهر حضرت سيدالشهداء عليه السّلام كه مرحوم آيتى از روى سياه قلم منسوب به راهب تهيه كرده اند و همراه عكس مى باشد)
20 ـ شـهـيـد صـدر بـر بـلنـداى انـديشه و جهاد، تاءليف مصطفى قلى زاده ، از انتشارات سازمان تبليغات اسلامى .
21 ـ قرآن مجيد.
22 ـ كـامـل بـهـائى ، تـاءليـف حـسـن بـن عـلى بـن مـحمد، مشهور به عمادالدين طبرى ، مكتب مرتضوى ، بازار بين الحرمين ، پاساژ مهتاش .
23 ـ الكامل ، تاريخ بزرگ اسلام ، تاءليف عزالدين على بن اثير، ترجمه عباس خليلى ، تصحيح سادات ناصرى و ديگرى از انتشارات شركت سهامى چاپ و انتشار كتب ايران .
24 ـ لغتنامه دهخدا.
25 ـ مختارنامه (چاپ سنگى )
26 ـ مـرد نـامـتـنـاهـى ، تاءليف حسن صدر، مؤ سسه چاپ و انتشار اميركبير، رمضان 1379 هجرى قمرى ، اسفند 1338 هجرى شمسى .
27 ـ مروج الذهب مسعودى ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، از انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران ، 1347.
28 ـ المـصـبـاح ، تاءليف كفعمى فى ادعية والصلوات والزيارات والحراز والعوذات ، مؤ سسة الاعلمى ـ بيروت .
29 ـ المـلهـوف على قتلى الطفوف ، تاءليف سيد بن طاووس (اين كتاب به نامهاى ديگرى نيز معروف است از جمله ((اللهوف )))
30 ـ مناقب اهل البيت ، تاءليف حيدرعلى بن محمد شروانى .
31 ـ متنهى الا مال ، تاءليف حاج شيخ عباس محدث قمى ، سازمان انتشارات جاويد.
32 ـ وقـعـة الطـف ، تـاءليـف ابـى مـخنف لوط بن يحيى ، متوفاى 158 هـ. ق ، تحقيق شيخ مـحـمـد هـادى يـوسفى غروى ، مؤ سسه دفتر انتشارات اسلامى ، وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قــم .
33 ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، تاءليف سپهر، به تصحيح محمد باقر بهبودى ، از انتشارات كتابفروشى اسلاميه ، چاپ سال 1398 هجرى قمرى .
34 ـ نـهـج البـلاغـه ، تـرجـمـه و شـرح حـاج سـيـد عـلينقى فيض الاسلام ، به خط طاهر خوشنويس ، 1326 شمسى ، تهران ، چاپخانه آفتاب .
((پايان ))1ـ ((اسـمـاء بـنـت عـميس )) ابتدا همسر ((جعفر طيّار)) بود و براى او سه پسر به نـامـهـاى ((عـبداللّه ، عون و محمَّد)) آورد و چون ((جعفر طيّار)) در ((جنگ موته )) به شهادت رسـيـد، هـمسر ((ابوبكر)) شد و ((محمَّد بن ابوبكر)) را از او به دنيا آورد. بعد از فوت ابوبكر نيز همسر ((على بن ابيطالب (ع ))) گرديد. (رياحين الشريعه ، ج 2، ص 304. ناسخ التواريخ )
از على عليه السّلام هم داراى پسرى به نام ((يحيى )) شد (بانوى شجاع ، زينب كبرى ، ص 75)
مـحـمَّد بـن ابـوبـكـر در خـانـه عـلى بـزرگ شـد و از جـمـله يـاران او گـرديـد. در ((جـنـگ جـمـل و صـفـين )) به يارى امام خويش با 