ب سخن مى گفت ، گويى على سخن مى گفت )).
38ـ زندگانى حضرت ابى عبداللّه الحسين عليه السّلام ، ج 2، ص 145.
39ـ الملهوف على قتلى الطفوف ، ص 191.
40ـ زنـدگـانـى حـضـرت ابـى عبداللّه الحسين عليه السّلام ، ج 2، ص 146. امام حـسـيـن عليه السّلام به ((حسن مثنى )) مى فرمايد:((...اخترتُ لك فاطمة فهى اكثرها شبها بـامـى فـاطـمـه بـنـت رسـول اللّه صـلّى اللّه عـليـه و آله وامـّا فـى الدّيـن تـقـوم الليـل كـله وتصوم النّهار ...))، زندگانى حضرت ابى عبداللّه الحسين عليه السّلام ، ج 2، ص 156.
41ـ ناسخ ‌التواريخ ،جلدسوم از جلد ششم ، ص 42 به بعد ترجمه لهوف ،ص 93 به بعد.
42ـ الملهوف على قتلى الطفوف ، ص 194 به بعد. بحارالانوار، ج 45، ص 112. ناسخ ‌التواريخ ، جلد سوم از جلد ششم ، ص ‍ 48.
43ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، جـلد سـوم از جـلد شـشـم ، ص 49 بـه بـعـد. مـنـتـهى الا مـال ، ج 1، ص 486 بـه بـعـد. تـرجـمـه لهـوف ، ص 97 بـه بـعـد.المـلهـوف على قتلى الطفوف ، ص 199 به بعد. بحارالانوار، ج 45، ص 112.
44ـ سوره كهف ، آيه 9.
45ـ حبيب السّير، جزء اول از مجلد دوم ، ص 59. بحارالا نوار، ج 45، ص 121.
46ـ وقعة الطف ، ص 260 به بعد.
47ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، جـلد سـوم از جـلد شـشـم ، ص 60 بـه بـعـد. مـنـتـهى الا مـال ، ج 1، ص 486 بـه بـعد. ((ابن اثير)) نيز از گفتگوى حضرت زينب عليهاالسّلام و هـمـچـنـيـن امـام سـجـاد عـليـه السـّلام بـا ابـن زيـاد در ايـن مجلس ، سخن به ميان آورده است (كـامل ، ج 5، ص 194 به بعد. روضة الصفا، ج 3، ص 172. ترجمه تاريخ طبرى ، ج 7، ص 3066. الملهوف على قتلى الطفوف ، ص 201 به بعد)
48ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، جـلد سـوم از جـلد شـشـم ، ص 63 بـه بـعـد. مـنـتـهى الا مـال ، ج 1، ص 489. كـامـل ابـن اثـيـر، ج 5، ص 194 به بعد. روضة الصفا، ج 3، ص 173. تـرجـمـه لهـوف ، ص 101. تـاريـخ طـبـرى ، ج 7، ص 369. المـلهـوف على قتلى الطفوف ، ص 202. كامل ابن اثير، ج 3، ص 435.
49ـ كامل ابن اثير، ج 5، ص 196. ناسخ ‌التواريخ ، جلد سوم از جلد ششم ، ص 65 بـه بـعـد. مـنـتـهـى الا مـال ، ج 1، ص 490. روضـة الصفا، ج 3، ص 174. به بعد: زندگانى شهيد جاويدان ، ترجمه : الشهيد الخالد الحسين (ع )، ص 96 به بعد. ترجمه لهوف ، ص 101 به بعد. بحارالانوار، ج 45، ص 119.
50ـ نـاسـخ ‌التـواريخ ، جلد سوم از جلد ششم ، ص 67 به بعد. مختارنامه (چاپ سـنـگـى ) ص 203 بـه بـعـد.المـلهـوف ، ص 203 بـه بعد. وقعة الطف ، ص 265. حبيب السير، جزء اول از مجلد دوّم ، ص 59. كامل ابن اثير، ج 3، ص 436.
51ـ ناسخ ‌التواريخ ، جلد سوم از جلد ششم ، ص 73.
52ـ جـزوه مـربـوط بـه سـر مـطهر كه به وسيله مدير روزنامه آئين اسلام انتشار يافته و نوشته مرحوم عبدالحسين آيتى است .
53ـ مـنـتـهـى الا مـال ، ج 1، ص 447 بـه بعد. جزوه مربوط به سر مطهر در دير راهب .
54ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، جـلد سـوم از جـلد شـشـم ، ص 143 بـه بـعـد. منتهى الا مال ، ج 1، ص 508 به بعد.
55ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، جـلد سـوم از جـلد شـشـم ، ص 141 كـامـل ابـن اثـيـر، ج 5، ص 199 (گـويـد: زنـان يـزيـد و دختران معاويه ، ضجه و زارى كردند) ترجمه لهوف ، ص 113. الملهوف على قتلى الطفوف ، ص 213. وقعة الطف ، ص 269.
56ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، جـلد سـوم از جـلد شـشـم ، ص 140. مـنـتـهـى الا مـال ، ج 1، ص 509. كامل ابن اثير، ج 5، ص 198. تاريخ طبرى نيز در جلد هفتم صفحه 3079 از اعـتـراض ((ابـوبـرزه اسـلمـى )) نـسـبـت بـه عـمـل يـزيـد سخن به ميان آورده مى نويسد: ابوبرزه اسلمى گفت : چرا با چوبت به دهان ((حـسـيـن )) مـى زنـى ، به خدا قسم چوب تو به جايى مى خورد كه بارها ديده ام پيغمبر صـلّى اللّه عـليـه و آله لب بـر آن مى نهاد. اى يزيد! به روز رستاخيز مى آيى و شفيع تو ابن زياد است و اين ، روز رستاخير مى آيد و شفيع او محمد صلّى اللّه عليه و آله است . گويد آنگاه برخاست و رفت . ولى در ترجمه لهوف ، صفحه 113 آمده كه ((ابوبرزه )) را كـشـان كـشـان از مجلس بيرون كردند. وقعة الطف ، ص 269. بحارالانوار، ج 45، ص ‍ 133.
57ـ جده معاويه و يكى از زنان معروف جاهليت است .
58ـ نـاسخ ‌التواريخ ، جلد سوم از جلد ششم ، ص 136. زندگانى حضرت ابى عبداللّه الحسين ،ج 2،ص 192 حبيب السّير، جزءاوّل از مجلد دوم ، ص 60. بحارالانوار، ج 45، ص 133.
59ـ فـرمـوده حـضـرت زيـنـب عـليـهـاالسـّلام بـه سـخـن رسـول خـدا صـلّى اللّه عـليـه و آله اشـاره دارد كـه در روز فـتـح مـكـه ، سـال هـشـتـم هـجرى ، كفار قريشِ مقهور اسلام را با عفو و گذشت ، مورد بخشش قرار داده ، فرمودند:((اذهبوا وانتم الطلقاء)) كه از آن جمله اند ((ابوسفيان و هند)).
60ـ منتهى الا مال ، ج 1، ص 519 به بعد. زندگانى حضرت ابى عبداللّه الحسين عـليه السّلام ، ج 2، ص 194 به بعد. ترجمه لهوف ، ص 114 به بعد. اعيان الشيعه ، ج 1، ص 616. حـبـيـب السـّيـر، جـزء اوّل از مجلد دوّم ، ص 60. بحارالانوار، ج 45، ص 133.
61ـ منتهى الا مال ، ج 1، ص 522. ترجمه لهوف ، ص ‍ 119.
62ـ در صـفـحـه 287 كـامـل بـهـائى آمـده كـه در واقـعـه كـربـلا حـضرت امام زين العـابـديـن عـليه السّلام 22 ساله و حضرت امام باقر عليه السّلام چهارساله بوده است مـرحـوم مـجـلسـى تـولد امـام بـاقـر عـليـه السـّلام را روز جـمـعـه ، اول رجب يا سوم صفر سال 57 هجرى مى داند (بحارالانوار، ج 46، ص 212)
63ـ منتهى الا مال ، ج 1، ص 522؛ بايد خاطرنشان كرد كه اين اعتراض در اين سن كم ، با چنين استدلالى ، فقط از معصوم ساخته است و لاغير.
64ـ مـنـتهى الا مال ، ج 1، ص 512. ناسخ ‌التواريخ ، جلد سوم از جلد ششم ، ص 141 و 142. كـامـل ابـن اثـيـر، ج 5، ص 200. تـرجـمـه لهـوف ، ص 119 بـه بـعـد. بحارالانوار، ج 45، ص 136.
65ـ مـنـتهى الا مال ، ج 1، ص 512. ناسخ ‌التواريخ ، جلد سوم از جلد ششم ، ص 141 و 142، ترجمه لهوف ، ص 123.
66ـ مـنـتهى الا مال ، ج 1، ص 512. ناسخ ‌التواريخ ، جلد سوم از جلد ششم ، ص 141 و 142، ترجمه لهوف ، ص 123.
67ـ بحارالانوار، ج 45، ص 137.
68ـ مـكانى كه امام سجاد عليه السّلام در آنجا بر منبر سخن گفته است اگرچه آن مـنـبر از بين رفته ، ولى جاى آن را در مسجد اموى دمشق ، منبرى ساخته و نگهدارى مى كنند، اين مكان ، نزديك مزار حضرت يحيى عليه السّلام است .
69ـ نـاسـخ ‌التـواريـخ ، جـلد سـوم از جـلد شـشـم ، ص 169. كامل ابن اثير، ج 5، ص 202.
70ـ لهوف ، سيد بن طاووس ، ترجمه سيد احمد فهرى زنجانى ، ص 195.
71ـ المـصـبـاح كـفـعمى ، ص 648. الملهوف على قتلى الطفوف ، ص 225 ترجمه آثارالباقيه بيرونى ، ص 454. بحارالانوار، ج 45، ص 146.
72ـ بحارالانوار، ج 45، ص 146. زندگانى ابى عبداللّه الحسين عليه السّلام ، ج 2، ص 218. 73ـ بـحـارالانـوار، ج 45، ص 146. مـنـتـهـى الا مال ، ج 1، ص ‍ 525.
74ـ زندگانى حضرت ابى عبداللّه الحسين عليه السّلام ج 2، ص 176 به بعد.
75ـ بانوى شجاع ، زينب كبرى ، ص 209 به بعد.
76ـ منتهى الا مال ، ج 1، ص 445 ـ 446.
77ـ منتهى الا مال ، ج 1، ص 445 ـ 446.
78ـ آثـارالبـاقيه ابوريحان بيرونى ، ص 454.
79ـ وقتى به زيارت قـبـر ((حـجر بن عدى )) و يارانش به ((مرج العذرى )) در سى و چند كيلومترى دمشق رفته بـودم ، راهـنـمـاى كـاروان مـى گـفت از اينجا تا كربلا 480 كيلومتر است و بعيد هم نيست ، ولى مـن بـ