ف، رمزي است در مصيبت وارده بر شما عترت پيغمبرصلي الله عليه وآله و سپس سخناني در اين‏باره به زينب فرمود...

با توجه به مقام و احترامي که دختر اميرمؤمنان در کوفه پيدا کرده بود مي‏توان دريافت که ماجراي اسارت زينب عليها  السلام و بي‏احتراميهاي جنايتکاران بني‏اميه و گماشتگان و دارودسته آنان که نسبت به آن بانوي بزرگوار پس از ماجراي جانگداز کربلا در اين شهر انجام شد تا چه اندازه براي دختر اميرمؤمنان ناگوار و دشوار بود و آن حضرت صبر و شکيبايي شگفت‏انگيزي در برابر اين مصايب سخت از خود نشان داد و به خاطر رضاي خداي سبحان اين ناملايمات و اهانتها را برخود هموار کرد، تا آنجا که وقتي عبيداللَّه بن‏زياد در آن مجلس شوم و مفتضح از وي پرسد: کَيْفَ رَأَيتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخيکِ ؟ [رفتار خدا را نسبت به‏برادرت حسين چگونه ديدي؟] زينب عليها السلام با کمال شهامت و قدرتي که حکايت از نيروي فوق‏العاده ايماني او مي‏کرد در پاسخ آن جنايتکار تاريخ اظهار داشت: ما رَأَيْتُ مِنْهُ اِلّا جَميل [من از خداي تعالي جز نيکي و زيبايي چيزي نديدم]. براستي اگر براي دختر بزرگوار عليعليه السلام و اين بانوي کم نظير اسلام، در تاريخ جز همين يک فضيلت چيز ديگري به يادگار نمانده بود در معرفي عظمت و شخصيّت والاي او کافي بود! اوضاع سياسى و اجتماعى دوران امام حسين عليه السلام
در زمان امام حسين عليه السلام انحراف از اصول و موازين اسلام ، كه از سقيفه شروع شده و در زمان عثمان گسترش يافته بود به اوج خود رسيد، معاويه به كمك كارگزاران ستمگر و يغماگر خود مانند زياد بن ابيه ، عمرو بن عاص ، سمرة بن جندب و... حكومت سلطنتى استبدادى تشكيل داد و چهره اسلام را وارونه ساخت .
اعمال فشار سياسى و اقتصادى در مورد مسلمانان راستين و كشتار و شكنجه و آزار آنان به اضافه احياى تبعيض هاى نژادى و رقابت هاى قبيله اى و به جان هم انداختن آنها و ساخت احاديث دروغين ، از ترفندهاى حكومت نيرنگ ساز معاويه بود كه سبب تضعيف قوا و تحذير افكار مى شد.
بر اثر سياست شوم معاويه ملعون ، شخصيت جامعه اسلامى مسخ و ارزش هاى گوناگون شده بود. با آن كه در زمان او ظلم بسيار بيشتر از زمان خلفا بود و ميزان قتل و تهديد زيادتر و گسترده تر و محروميت مسلمانان از حقوق و ثروت و درآمد خود آشكارتر بود، اما عكس العمل گروهى در برابر رفتار ضد اسلامى معاويه ديده نمى شد و مردم كوركورانه در برابر معاويه ملعون مطيع و فروتن بودند، گاه گاه اعتراض هاى پراكنده اى صورت مى گرفت ، اما به نتيجه نمى رسيد و به صورت يك جنبش عملى و عمومى در نمى آمد.
دو عامل را مى توان مهم ترين مانع قيام و انقلاب امام حسين عليه السلام در زمان حكومت معاويه لعين شمرد:
نخست پيمان صلح امام حسن عليه السلام با معاويه و ديگرى ديندارى ظاهرى معاويه ؛ اما باز هم هيچ يك از اين دو عامل باعث نمى شد كه امام حسين عليه السلام در برابر بدعت ها و بيدادگرى هاى بى شمار معاويه سكوت كند، بلكه تا آنجا كه در توان داشت برابر ظلم هاى معاويه ملعون به مبارزه و مخالفت برمى خاست .شمّه‏اي از فضايل زينب عليها  السلام‏

عبادت

عبادت‏ بي‏شک بزرگترين وسيله براي تقرّب به‏درگاه پروردگار متعال و وصول به‏مقام قرب و کمال، و بندگي در پيشگاه مقدس اوست و هرکس به‏هر مرتبه و مقامي که رسيد از راه عبادت رسيده است. قرآن کريم نيز در سوره زمر هدف خلقت را عبادت ذکر کرده و مي‏فرمايد: {وَما خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الاِنْسَ اِلاَّ لِيَعْبُدُون} ؛(14) [نيافريدم جن و انس را جز براي آنکه مرا بپرستند!] البته عبادت خدا صرفاً به خواندن چند رکعت نماز و يا انجام برخي عبادت‏هاي بدني و مالي محدود نمي‏شود، بلکه معناي عبادت چنانکه علماي لغت ذکر کرده‏اند غايت خضوع و تسليم و اظهار ذلّت(15) در پيشگاه خداي تعالي است که نماز و روزه و ساير اعمال مصاديقي از آن مفهوم کلي و راهي براي رسيدن به‏آن مقام عالي است که به‏دستور شرع مقدس و رهبران اسلام بايد انجام داد. همچنين بايد دانست که عبادت دو جنبه دارد: جنبه فعل و جنبه ترک، و همان‏گونه که در مداواي يک بيمار پرهيز از برخي غذاها، مهمتر از انجام کارهاي لازم و خوردن دارو است، در باب عبادت و رسيدن به کمال انسانيت و هدف خلقت نيز ترک گناه مهمتر از بجاآوردن و انجام عبادت‏هاي بدني و مالي است. از همين رو در روايات آمده است: اِنَّ اَشَدَّالعِبادَةِ اَلوَرَع (16) يعني سخت‏ترين عبادت‏ها ورع و خودداري از گناه است، يا فرموده‏اند: اَفْضَلُ العِبادَةِ العَفاف (17) يعني بهترين عبادت‏ها پاکدامني و پارسايي است. نيشابوري يکي از مورخان نقل کرده است که: زينب در فصاحت، بلاغت، پارسايي و عبادت همانند پدرش عليعليه السلام و مادرش فاطمه عليها السلام بود (18). از برخي مورخان ديگر نيز نقل شده است که: تهجد و شب زنده‏داري زينب عليها السلام در تمام مدت عمرش ترک نشد از حضرت سجادعليه السلام روايت شده که فرمود: در شب يازدهم محرّم عمه‏ام زينب را ديدم که در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است .(19) مرحوم بيرجندي در کبريت احمر مي‏نويسد: از برخي مقاتل معتبره از امام سجادعليه السلام نقل شده است که فرمود: عمه‏ام زينب با تمام مصيبت‏هايي که بر او وارد شده بود از کربلا تا شام هيچ‏گاه نوافل خود را ترک نکرد. همچنين روايت کرده است که چون امام حسين عليه السلام براي وداع زينب آمد از جمله سخناني که به او گفت اين بود که فرمود: يا اُخْتاه! لا تَنْسِني في نافلةِ اللَّيْل ؛ [خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش نکن.] درباره شب عاشوراي زينب عليها السلام در کتاب مثيرالاحزان از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام نقل شده است: وَ اَمّا عَمَّتي زَيْنَب فَاِنَّها لَمْ تَزَلْ قائِمَةً في تِلْکَ اللَّيلَةِ - أي عاشِرَة مِنَ المُحَرّم - في مِحْرابِها تَسْتَغيثُ‏ اِلي‏ رَبِّها، وَ ما هَدَأَت لَنا عَيْنٌ وَ لاسَکَنَتْ لَنا زَفْرَة . [و اما عمه‏ام زينب، پس وي همچنان در آن شب در جايگاه عبادت خود ايستاده بود و به‏درگاه خداي تعالي استغاثه مي‏کرد و در آن شب چشم هيچ‏يک از ما به خواب نرفت و صداي ناله ما قطع نشد.(20)] حضرت سجادعليه السلام فرمود: اِنَّ عَمَّتي زَيْنَب کانَتْ تُؤَدّي صَلَواتِها مِنْ قِيام، اَلفَرائِضَ وَ النَّوافِلَ، عِنْدَ مَسيرِنا مِنَ الکُوفَةِ اِلَي الشّامِ، وَ في بَعْضِ المَنازِل تُصَلّي مِنْ جُلُوسٍ لِشِدَّةِ الجُوعِ وَ الضَّعْفِ مُنْذُ ثَلاثِ لَيالٍ؛ لاَنَّها کانَتْ تَقْسِمُ ما يُصيبُها مِنَ الطَّعامِ عَلَي الاَطْفالِ، لِاَنَّ القَوْمَ کانُوا يَدْفَعُونَ لِکُلِّ واحِدٍ مِنّارغيفاً واحِداً مِنَ الخُبْزِ فِي اليَوْمِ وَ اللَّيلَة [همانا عمه‏ام زينب همه نمازهاي واجب و مستحب خود را در طول مسيرما از کوفه به شام ايستاده مي‏خواند و در بعضي از منزل‏ها نشسته نماز خواند و اين هم به‏جهت گرسنگي و ضعف او بود، زيرا سه شب بود که غذايي را که