هر به خواهرش زينب (س ) وصيت كرد و هر گونه دانشى كه از حضرت سجاد (ع ) بروز مى كرد، به حضرت زينب (س ) نسبت داده مى شد تا بدين گونه جان حضرت سجاد (ع ) محفوظ بماند...(29)

زينب ، چشمه علم لدنى

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
در مقام علم و يقين ، چنان كه علم امام لدنى است ، نه كتابى و تحصيلى رشته علمى كه خداى عالم به قلب خاتم الانبياء و دودمانش انداخت كه در قرآن مى فرمايد: ((از نزد خود به او علم داديم )) به على (ع ) و حسن و حسين داد به زينب هم عنايت فرمود.
مجلله زينب (س ) از همان ابتدايى كه خداوند او را آفريد، روح لطيفش را چشمه علمى از همان علم لدنى قرار داد. اينها كوچك و بزرگ ندارند.(30)

آرامش كنار برادر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
محبت و علاقه زينب (س ) از همان دوران كودكى ، به امام حسين (ع ) به قدرى سرشار بود، كه نمى توان آن را وصف كرد. او همواره مى خواست در كنار برادرش حسين (ع ) باشد و رخسار زيباى حسين (ع ) را بنگرد، با او انس و الفت داشته باشد. اين محبت عجيب و سرشار از مهر و خلوص ، موجب تعجب حضرت زهرا (س ) شد، راز آن را نمى دانست ، تا آنكه روزى اين موضوع را با پدرش در ميان گذاشت و پرسيد: ((پدرجان ! از محبتى كه ميان زينب (س ) و حسين (ع ) است ، شگفت زده شده ام ، به طورى كه زينب (س ) لحظه اى بدون ديدار حسين (ع ) قرار ندارد، اگر ساعتى بوى حسين (ع ) را استشمام نكند جانش به لب مى رسد.)) پيامبر (ص ) با شنيدن اين سخن ، دگرگون شد و اشك از چشمانش ‍ سرازير گشت و آهى از سينه پرسوزش بر كشيد و خطاب به دخترش زهرا(س ) فرمود: ((اى نور چشمم ! اين دختر همراه حسين (ع ) به كربلا مى رود، در رنجها و سختيهاى مصايب حسين (ع ) شريك خواهد بود.))(31)

درجه محبت زينب به حسين (ع )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
به نوشته بعضى مورخان ، درجه محبت زينب (س ) به امام حسين (ع ) به گونه اى بود كه هر روز چند بار به ديدار حسين (ع ) مى پرداخت ، سپس نماز مى خواند. در روز عاشورا دو نوجوانش ‍ محمد و عون را نزد حسين (ع ) آورد و عرض كرد: ((جدم ابراهيم خليل (ع ) از درگاه خدا قربانى را قبول فرمود، تو نيز اين قربانى را از من بپذير، اگر چنين نبود كه جهاد و جنگ براى زنان روا نيست ، در هر لحظه هزار جان فداى جانان مى كردم ، هر ساعت هزار شهادت را مى طلبيدم .(32)

نگاه به حسين (ع )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
علامه جزايرى در كتاب ((الخصائص الزينبيه )) مى نويسد:
وقتى كه حضرت زينب (س ) شير خواه و در گهواره بود، هر گاه برادرش حسين (ع ) از نظر او غايب مى شد، گريه مى كرد و بى قرارى مى نمود. هنگامى كه ديده اش به جمال دل آراى حسين (ع ) مى افتاد، خوشحال و خندان مى شد. وقتى كه بزرگ شد، هنگام نماز قبل از اقامه ،
نخست به چهره حسين (ع ) نگاه مى كرد و بعد نماز مى خواند(33)

عبادت زينب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
علامه شيخ شريف جواهرى در كتاب ((مثيرالاحزان )) آورده كه فاطمه دختر امام حسين (ع ) گويد: عمه زينب (س ) در آن شب (شب دهم محرم ) در محراب عبادتش ايستاده دعا مى خواند و به خدا استغاثه مى كرد، آن شد ديدگان هيچ يك از ما به خواب نرفت و آه و ناله اش فرو ننشست .(34)

علاقه به نماز شب

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
حضرت زينب (س ) در عبادت نسخه مادر خود حضرت زهرا (س ) بود و در تمام شبها تهجد و و تلاوت قرآن را به جا مى آورد.
و بعضى از صاحبان فضل گفته اند حضرت زينب (س ) براى رضاى خدا در تمام تهجد و عبادت شب را ترك نكرد حتى شب يازدهم از ماه محرم .
همچنين از امام زين العابدين (ع ) نقل شده كه ديدم در همان شب يازدهم محرم نماز را نشسته مى خواند.(35)

نماز شب در شب عاشورا

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
از فاطمه صغرى ، دختر امام حسين (ع ) روايت شده كه مى فرمود:
((اما عمتى زينب فانها لم تزل قائمة فى تلك الليلة ، اى العاشرة من المحرم فى محرابها))؛ عمه ام زينب در شب دهم محرم تا به صبح در محراب عبادتش به نماز ايستاده بود.(36)

نماز نشسته

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
برخى از پژوهشگران روايت كرده اند كه حضرت زين العابدين (ع ) فرمود: ((عمه ام زينب در تمام طول مسافرت از كوفه به شام نمازهاى واجب و نوافلش را ايستاده مى خواند و در يكى از منازل ، ديدم نشسته مى خواند، علت اين كار را پرسيدم . پاسخ داد: به خاطر شدت گرسنگى و ضعف ، سه شبانه روز است كه ديگر نمى توانم ايستاده نماز بخوانم (زيرا حضرت غذاى خود را بين كودكان تقسيم مى كرد) به خاطر اينكه دشمن به هر كدام از ما، در شبانه روز فقط يك قرص نان مى داد.))
هر گاه انسان به دقت به حالات آن حضرت نگاه كند و توجه و انقطاع او را به خداوند متعال ببيند، در عصمت آن حضرت ترديدى به خود راه نمى دهد و يقين مى كند كه آن حضرت از همان زنان پارسايى است كه تمام حركات و سكنات خود را وقف خداوند متعال نموده اند و از همين رهگذر به جايگاه رفيع و درجات بلندى كه از درجات پيامبران و اوصيا حكايت مى كند، رسيده است .(37)

التماس دعا از زينب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
حضرت امام حسين (ع ) در آخرين وداع خود با خواهرش زينب (س ) فرمود: ((خواهرم ! هنگام نماز شب ، مرا فراموش ‍ نكن )).(38)

ارشاد كوفيان در زمان حيات على (ع )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
در طراز المذهب از بحر المصائب روايت مى كند:
پس از آنكه اميرالمؤ منين (ع ) به شهر كوفه آمد و آنجا را محل حكمرانى خود قرار داد، اندك اندك مردم آن شهر از فضل و كمال علمى و عرفانى زينب باخبر شدند. از اين رو، زنان توسط مردان خود، به اميرالمؤ منين (ع ) پيام فرستادند: ((شنيده ايم حضرت زينب (س ) محدثه ، عامله و دومين فاطمه است كه مانند مادرش ‍ فاطمه و از همه جهانيان برتر است . اگر شما اجازه فرماييد فردا كه عيد است در جشن ما شركت نمايد از سخنانش بهره مند گرديم )).
اميرالمؤ منين (ع ) با درخواست مردم كوفه موافقت فرمود. فرداى آن روز زينب (س ) در جشن بانوان كوفه شركت كرد و تنها سخنران آن جلسه بود كه با استقبال شگفت انگيزى از سوى زنان و شركت كنندگان روبه رو شد.

پاسخ به مسائل دينى

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
از شيخ صدوق محمد بن بابويه روايت شده كه زينب (س ) نايب خاص امام حسين (ع ) بود و مردم نيز در رابطه با مسائل حلال و حرام به آن حضرت مراجعه مى كردند تا زمانى كه امام زين العابدين (ع ) از بيمارى شفا يافت .(39)

سفارش پيامبر درباره زينب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
بعد از تولد زينب (س ) پيامبر (ص ) فرمود تا نوزاد را به نزدش ‍ بياورند. آن گاه او را بوسيد و در آغوش گرفت و نام او را زينب (س ) گذاشت و سپس فرمود: به شما سفارش مى كنم ، و اين سفارش مرا حاضران به غايبان برسانند ((اين دختر را احترام كنند كه همانند خديجه كبرى (س ) است ))(40)

تجليل على (ع ) از زينب

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
زينب (س ) در مدت عمرش هفت بار مسافرت كرد. فقط سفر اول راحت و در كمال خوشى بود و آن وقتى بود كه اميرالمؤ منين (ع ) از مدينه به قصد كوفه ح