 گردد.
حضرت زينب : اى برادر! مصيبت شما بزرگتر است يا مصيبت حضرت زكريا؟
حضرت امام حسين : اى خواهرم ! زكريا را دفن كردند، اما بدن مرا زير سم اسبان قرار مى دهند.
حضرت زينب : اى برادر! مصيبت شما در مقام مقايسه با مصيبت حضرت يحيى چگونه است ؟
حضرت امام حسين : اى خواهرم ! اگر چه سر يحيى را از طريق ظلم و ستم بريدند اما بستگانش را اسير نكردند، ولى اهل و عيالم را بعد از شهادتم اسير خواهند كرد.
حضرت زينب : اى برادر! مصيبت شما نسبت به ايوب چگونه است ؟
حضرت امام حسين : اى خواهرم ! زخمهاى ايوب مرهم پذير شد و خوب گرديد، امام زخمهاى من خوب نخواهد شد.(48)

سؤ ال زينب از پدر در لحظه آخر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
حضرت زينب (س ) مى گويد: هنگامى كه پدرم على (ع ) بر اثر ضربت ابن ملجم بسترى گرديد، نشانه هاى مرگ را در رخسار آن حضرت ديدم ، به او عرض كردم : ام ايمن به من چنين و چنان حديث كرد (كه پنج تن در يك جا جمع بودند و پيامبر (ص ) ناگهان غمگين شد و علت غم را پرسيدند، جريان شهادت حضرت زهرا (س ) و على (ع ) و حسن و حسين (ع ) را شرح داد) مى خواهم از شما آن را بشنوم .
امام على (ع ) فرمود: دخترم ! حديث ام ايمن صحيح است ، گويا تو و دختران رسول خدا (ص ) را مى نگرم كه به صورت اسير با كمال پريشانى وارد اين شهر (كوفه ) مى كنند، به گونه اى كه ترس آن داريد كه مردم به سرعت شما را بقاپند ((فصبرا صبرا...)).
((صبر و استقامت كنيد، سوگند به خداوندى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، در آن روز در سراسر روى زمين ولى خدا غير از شما و دوستان و شيعيان شما، وجود ندارد، رسول خدا (ص ) به ما چنين خبر داد و فرمود: در اين هنگام ابليس با بچه ها و اعوان خود در سراسر زمين سير مى كنند، و ابليس به آنها مى گويد: ((اى گروه شيطانها، ما انتقام آدم (ع ) از فرزندانش گرفتيم ، و در هلاكت آنها سعى بليغ كرديم ، بكوشيد تا مردم را نسبت به آنها به تريد و شك بيندازيد و مردم را به دشمنى آنها وادار نماييد...))(49)

تعبير خواب زينب (س ) توسط پيامبر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
به هنگام رحلت رسول خدا (ص ) اميرالمؤ منين (ع ) و فاطمه زهرا(س ) هر دو خوابى ديدند كه دليل بر فوت رسول خدا بود، از اين رو شروع به گريه و زارى كردند. زينب (س ) نزد رسول خدا(ص ) آمده گفت : ((اى جد بزرگوار! ديشب در خواب ديدم كه بادى سياه وزيدن گرفت و دنيا را تيره و تار ساخت ، تاريكى همه جا را فرا گرفت و مرا از سويى به سوى ديگر مى برد. درخت تنومندى را ديدم و از شدت وزش باد به آن درخت چسبيدم . آن باد درخت را از جاى كند و بر زمين انداخت . بعد به شاخه بعد به شاخه بزرگى از شاخه هاى آن درخت آويختم ، آن را نيز كند. به شاخه اى ديگر چسبيدم ، آن نيز شكست . به يكى از دو شاخه فرعى آن چسبيدم ، آن نيز شكست . در اين حال از خواب بيدار شدم .))
رسول خدا (ص ) در حالى كه مى گريست ، خطاب به زينب فرمود: ((آن درخت جد تواست و شاخه نخستين مادرت فاطمه است ، دومى پدرت على و آن دو شاخه ديگر، برادرانت ، حسنين مى باشند كه دنيا با فقدان آنان سياه مى گردد، تو در ماتم آنان لباس ‍ سياه به تن خواهى كرد.))(50)

فرزندان حضرت زينب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
سبط بن جوزى در ((تذكرة الخواص )) گويد: عبدالله بن جعفر را فرزندان متعدد بوده است . از آن جمله ، على و عون الاكبر و محمد و عباس و ام كلثوم مى باشند كه مادر آنان حضرت زينب (س ) بوده است .(51)

پرستارى مادر

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
روزهايى بر حضرت فاطمه زهرا (س ) گذشت كه بر اساس ‍ دردهاى فراوان از جمله : شكسته شدن پهلو، ورم بازو، صورت سيلى خورده و سقط جنين ، حدود90 روز بسترى بود. ناگفته پيداست كه چنين بيمارى نياز به پرستار دارد، لذا حضرت زينب در سن 5 سالگى از مادر پذيرايى و پرستارى مى كرد و متاءسفانه طولى نكشيد كه به فراق مادر مبتلا گرديد.(52)

القاب حضرت زينب (س )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
عالمه غير معلمه : داناى نياموخته
فهمة غير مفهمه : فهميده بى آموزگار
كعبة الرزايا: قبله رنجها.
نائبة الزهراء: جانشين و نماينده حضرت زهرا (س )
نائبة الحسين : جانشين و نماينده حضرت حسين (ع )
مليكة الدنيا: ملكه جان ، شهبانوى گيتى .
عقيلة النساء: خردمند بانوان .
عديلة الخامس من اهل الكساء: همتاى پنجمين نفر از اهل كساء.
شريكة الشهيد: انباز شهيد.
كفيلة السجاد: سرپرست حضرت سجاد.
ناموس رواق العظمه : ناموس حريم عظمت و كبريايى .
سية العقائل : بانوى بانوان خردمند.
سر ابيها: راز پدرش على (ع )
سلالة الولاية : فشرده و خلاصه و چكيده ولايت .
وليدة الفصاحة : زاده شيوا سخنى .
شقيقة الحسن : دلسوز و غمخوار حضرت حسن (ع ).
عقيلى خدر الرسالة : خردمند پرده نشينان رسالت .
رضيعة ثدى الولاية : كسى كه از پستان ولايت شير خورده .
بليغة : سخنور رسا.
فصيحة : سخنور گويا.
صديقة الصغرى : راستگوى كوچك (در مقابل صديقه كبرى ).
الموثقة : بانوى مورد اطمينان .
عقيلة الطالبين : بانوى خردمند از خاندان حضرت ابوطالب (و در بين طالبيان ).
الفاضلة : بانوى با فضيلت .
الكاملة : بانوى تام و كامل .
عابدة آل على : پارساى خاندان على
عقلية الوحى : بانوى خردمند وحى
شمسة قلادة الجلالة : خورشيد منظومه بزرگوارى و شكوه .
نجمة سماء النبالة : ستاره آسمان شرف و كرامت .
المعصومة الصغرى : پاك و مطهره كوچك .
قرينة النوائب : همدم و همراه ناگوارى ها.
محبوبة المصطفى : مورد محبت و محبوب حضرت رسول (ص ).
قرة عين المرتضى : نور چشم حضرت على (ع ).
صابرة محتسبة : پايدارى كننده به حساب خداوند براى خداوند.
عقيلة النبوة : بانوى خردمند پيامبرى .
ربة خدر القدس : پرونده پرده نشينان پاكى و تقديس .
قبلة البرايا: كعبه آفريدگان .
رضيعة الوحى : كسى كه از پستان وحى شير مكيده است .
باب حطة الخطايا: دروازه آمرزش گناهان .
حفرة على و فاطمه : مركز جمع آورى دوستى و محبت على (ع ) و فاطمه (س ).
ربيعة الفضل : پيش زاده فضيلت و برترى .
بطلة كربلاء: قهرمان كربلا.
عظيمة بلواها: بانويى كه امتحانش بس بزرگ بود.
عقلية القريش : بانوى خردمند از قريش .
الباكية : بانوى گريان .
سليلة الزهراء: چكيده و خلاصه حضرت زهرا (س ).
امنية الله : امانت دار الهى .
آية من آيات الله : نشانى از نشانه هاى خداوند.
مظلومة و حيدة : ستمديده بى كس .(53) حضرت زينب (س ) در سوگ پيامبر، على ، فاطمه و حسن (ع )
زينب در سوگ جدش رسول خدا (ص )

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
پيامبر اسلام (ص ) زينب را بسيار دوست مى داشت ، زيرا سيماى او ياد آور خديجه (س ) بود و نامش يادآور دختر شهيدش .
رسول خدا (ص ) مى دانست كه اين بانوى كوچك در آينده سنگ صبور اهل بيت خواهد شد و زخمهاى دل اميرالمؤ منين (ع ) را مرهم خواهد بود. از اين رو، علاقه خاصى به او داشت .
مى توان گفت كه روزهاى خوشى و عزت زينب (س ) در دوران جدش پيامبر خدا (ص ) بود، چرا كه بعدا گرفتار فراق و سوگ عزيزان و شاهد تهاجم به خانه ولايت شد.
زينب پنج سال بيشتر نداشت كه جدش رسول خدا در آستانه مرگ قرار گرفت . او فرزندانش را فرا خوا