 به تعجب مى اندازد و همگى به فوق العادگى او و سخنورى او و سحر بيانش گواهى مى دهند.
جاحظ در كتاب البيان والتبيين از خزيمه اسدى نقل مى كند: پس از شهادت امام حسين وارد كوفه شدم و سخنان پر مغز و شيواى زينب را شنيدم , من ناطق تر و گوينده تر از او زنى رانديدم .
گويا از زبان اميرالمؤمنين على بن ابى طالب سخن مى گفت .
اين شمايل زينب است به طورى كه او را در كربلا ديده ايم , و چنان كه در زمان جوانى اش نمونه اى از فضايل براى مانمايان شده , زيرا مى شنويم كه او در مهربانى و رقت قلب به مادرش و در دانش و پرهيزگارى به پدر مانند بوده .
و چـنـان كـه بعضى از روايات مى گويد: زينب داراى مجلس علمى ارجمندى بوده كه زنانى كه مى خواستند احكام دين رابياموزند, در آن مجلس حاضر مى شده و كسب دانش مى كرده اند.
صفات برجسته اى در زينب جمع بوده كه هيچ يك از زنان عصر او دارا نبوده اند, لذاست كه بانوى خـردمند بنى هاشم گرديد.
ابن عباس كه از او روايت مى كند, مى گويد: بانوى خردمند ما زينب دختر على چنين گفت .
زينب , بدين لقب به طورى معروف شده بود كه وقتى بانوى خردمند مى گفتند, زينب فهيمده مـى شـد.
فـرزندان او به چنين لقبى افتخار مى كردند و به زادگان بانوى خردمند شناخته شده بودند.نام کتاب : گوشه اي از زندگاني امام حسين (ع)

نویسنده : سيد محمد رضا آقاميري 

منبع :‌ مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنتعداد شهداى كربلا
در مورد تعداد شركت كنندگان در قيام كربلا، نقل هاى متفاوتى وجود دارد:
1 - مسعودى
هنگامى كه امام حسين عليه السلام به قادسيه رسيد، حر با او برخورد كرد و حضرت سيدالشهداء عليه السلام در ميان پانصد سوار و يكصد پياده از خاندان و همراهانش به سوى كربلا حركت كرد.
2 - عمار دهنى از حضرت امام باقر عليه السلام
... همراهان امام عليه السلام 45 سوار و يكصد پياده بودند. اين قول ابن نماى حلى و ابن طاووس نيز مى باشد.
3 - حصين بن عبدالرحمان
او از قول سعد بن عبيده ، كه يكى از همراهان ابن سعد در كربلا بوده است مى گويد: سپاه امام حسين عليه السلام را ديدم كه نزديك به يكصد مرد بودند.
4 - ابومخنف از قول ضحاك مشرقى
32 سوار و چهل نفر پياده همراه امام عليه السلام بودند(680) (خوارزمى و شيخ مفيد و ابوحنيفه دينورى نيز همين قول را برگزيده اند).
بعضى از محققان بر اساس رواياتى ، تعداد اصحاب امام حسين عليه السلام را 313 نفر به تعداد اصحاب بدر و اصحاب حضرت مهدى عليه السلام (681) نوشته اند؛ به نظر مى رسد شهدايى كه در ميدان كربلا به شهادت رسيدند، يكصد تن و يا كمى بيشتر از آن بودند.(682)
تعداد شهدا در زيارت ناحيه و رجبيه
زيارت ناحيه (683) شامل 63 اسم و زيارت رجبيه شامل 74 اسم شهداى كربلا مى باشد. از آنجايى كه نام افرادى مثل عقبة بن سمعان در زيارت رجبيه آورده شده ، در حالى كه ايشان از شهداى كربلا نبود، چون عمر بعد از پايان حادثه كربلا، هنگامى كه عقبه دستگير شده بود، تصميم به قتل عقبه گرفت ، اما وقتى كه آگاهى يافت او غلام رباب همسر حضرت امام حسين عليه السلام مى باشد، آزادش كرد و عقبه بعد از آن ، زندگى كرد و به عنوان يكى از گزارشگران اخبار انقلاب كربلا مطرح بود، به خصوص در تاريخ طبرى خيلى از ايشان استناد مى شود، بنابراين نمى توان به زيارت رجبيه به عنوان تنها سند و يا يك سند اساسى توجه كرد.(684)
به نظر مى رسد زيارت ناحيه از اطمينان بيشترى برخوردار است ، چون نام هاى ذكر شده در اين زيارت در منابع و مقاتل و تاريخ ‌هاى ديگر نيز آورده شده است . ولى بسيارى از نام هاى زيارت رجبيه در منابع ديگر مطرح نيستند.
تعداد شهداى بنى هاشم
در تعداد شهداى اهل بيت اختلاف است ، بيشتر تاريخ ‌نويسان 27 نفر گفته اند: هفت نفر از فرزندان عقيل ، سه نفر از فرزندان جعفر طيار، نه نفر از فرزندان حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام ، چهار نفر از فرزندان امام حسن عليه السلام و از فرزندان حضرت امام حسين عليه السلام ، آنچه مشهور است على اكبر و عبدالله كه در كنار حضرت شهيد شده اند و در بعضى ديگر اختلاف است .(685)
در زيارت ناحيه ، از هجده نفر از شهداى اهل بيت عليهم السلام نام برده شده است .(686)
چرا خدا در زمان شهادت سيد الشهدا عليه السلام عذاب نفرستاد؟
در تفسير امام حسن عليه السلام آمده است كه روزى حضرت على بن الحسين عليه السلام قصه آن گروه از بنى اسرائيل را كه در روز شنبه به شكار ماهى پرداختند و خدا آنان را به خوك و ميمون تبديل كرد، بيان نمود آنگاه فرمود: هرگاه خدا گروهى را براى شكار ماهى در روز شنبه اين گونه مجازات كند، پس چگونه خواهد بود نزد خداى تعالى حال گروهى كه فرزندان رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلم را به قتل رساندند و به آن حضرت هتك حرمت نمايند، اگر چه خدا آنان را در دنيا مسخ نكرد، اما آنچه براى آنان در آخرت مهيا كرده است چندين برابر عذاب مسخ است .
مردى از حاضران در آن مجلس به آن جناب عرض كرد: دشمنان اهل بيت مى گويند كه اگر كشتن امام حسين عليه السلام بدتر از شكار ماهى بود، مى بايست خدا آنان را نيز مسخ مى كرد.
حضرت فرمود: گناه شيطان بيش از گناه آن گروهى است كه با فريب گناه كردند اما خدا در دنيا بر بسيارى از آنها عذاب فرستاد و بر شيطان عذاب نفرستاد و او را مهلت داد.
در برابر حكومت هاى الهى سخن گفتن جايز نيست و بسيار است كه از گناهان كم در دنيا بازخواست مى كند و گناهان بسيار را به قيامت وامى گذارد، براى آنكه عذاب آنان شديدتر و حجت بر آنان تمام تر باشد و قائم آل محمّد عليه السلام از آنان و از فرزندانشان انتقام خواهد گرفت .(687)
پرنده هاى پيام رسان شهادت
در روايت وارد است : چون امام حسين عليه السلام را شهيد كردند و بدنش ‍ را در ميان خاك و خون گذاشتند و رفتند، پرنده سفيدى نزد آن جسد شريف آمد و بالش را با خون آن جناب آلود و پرواز كرد و پرندگانى را ديد كه در سايه درختان آراميده اند، گفت : اى پرندگان ! آيا سزاوار است كه شما به شادى و خوشگذرانى مشغول باشيد و امام حسين عليه السلام در زمين كربلا بر روى خاك هاى گرم افتاده باشد؟
آن پرندگان پرواز كردند و به كربلا آمدند و آن بدن بى سر را، كه بى غسل و كفن بر روى خاك ها افتاده بود، ديدند، شيون و ناله آغاز كردند و خود را به خون مطهر او آلودند و هر يك به طرفى پرواز نمودند، از آن جمله پرنده اى به سوى مدينه شتافت و بر قبر حضرت رسول صلّى الله عليه و آله و سلم طواف نمود و در حالى كه خون از پرهاى او مى چكيد فرياد مى كرد: آگاه باشيد امام حسين عليه السلام را كشتند! و پرندگان به دور او جمع شدند و دخترى يهودى به بركت آن خون مطهر كه از بال پرنده بر بدن او چكيد، از بيمارى لاعلاج شفا يافت .(688)پيش درآمدهاى شوم طوفان

مـا خود را در گرداب هاى سهمگين حوادث سياسى كه براى خاندان على رخ ‌داده نمى انداختيم , اگر زينب دور از اين حوادث مى بود و در حجاز مانده , به زندگانى اختصاصى خود ادامه مى داد و تمام كوشش خود را در به دوش كشيدن بارشوهردارى و مادرى به كار مى برد.
ولـى اوضـاع و احـوال , او را بـه مركز حو