 را گوارايافته اند و خود را به رنج وسختى مى اندازند, كه گناهى كه در كشتن امام شهيد مرتكب شده اند زنده بماند و فراموش نشود.
گـمـان نـدارم تاريخ چنين غمى سراغ داشته باشد كه اين اندازه طول كشيده باشد و بيش از ده قـرن ادامـه پـيـدا كـند, بدون آن كه در آن اندك سستى رخ دهد.
مرثيه هاى شهداى كربلا همان سرودهايى است كه عراقى ها در مجالس حزن خودساليانه در روز عاشورا مى خوانند و شاعر سخن سـنـجشان همان كسى است كه حزنشان را بر مى انگيزاند, و آتش افروخته در دل هاشان را نيرويى تازه مى بخشد: - اى كـسـى كه خبر كشته شدگان طف را مى دهى , اين خبر را هميشه بده , تا در شب هاى دراز, آتـش دل گريه كنندگان رابيفروزى , ذكر آن هارا در كربلا از سر بگير كه دلم از شدت سوزش و غم هم چون طومار درهم مى پيچد.
- بگذار ديدگانم پس از اشك خون ببارد, زيرا شمردن اين مصايب , اشك را خون مى كند.
شاعر تواناى آن ها كسى است كه براى شنيدنشان مصيبت را با سوزشى سخت تر از سر مى گيرد, و داسـتـان دسـته كوچك با ايمانى كه مرگ را بر كناره گيرى از حق و حقيقت مقدم داشتند, بيان مى كند.
- با دل هايى كه از تشنگى مى سوخت به خاك رفتند و جز با تير مرگ لب تر نكردند.
- و مؤثرترين سرودشان ياد شهدا و گريه بر كودكان يتيم آن ها باشد.
- چه كودكانى كه ازآنان كشته شدند و چه مادرانى كه بيوه شده و داغ ديدند.
- از آغوش كشتار بپرس كه چه شيرخوارى را شير داد؟ ولى پستانى كه در دهان شيرخوار گذارد, پيكان تير بود.
آرى او زيـنـب بـود, كـه از كـشـتـه شدن برادر شهيدش سرگذشتى جاويدان بر پا كرد و از روز شهادتش ماتمى ساليانه ازرنج و درد تشكيل داد.
زينب , بانوى خردمند بنى هاشم در تاريخ اسلام و انسانيت چنين بود.
قـهـرمانى بود كه توانست از برادر شهيد بزرگوارش خون خواهى كند و تيشه هايى بسيار مؤثر بر ريشه سلطنت بنى اميه مسلط سازد و جريان تاريخ را عوض كند.
در شنبه نوزدهم صفر 1370 ق برابر هفدهم آبان ماه 1331 در منزل حجة الاسلام آقاى شيخ محمد نقى صادق دام ظله اين ترجمه پايان افتاد.
شهر نبطيه , كشور لبنان , سيد رضا صدر 
1- نـظام , دانشمند بزرگ اهل سنت گويد: روز بيعت ابوبكر, عمر آن قدر به شكم فاطمه بزد تاآن كه فاطمه سقط جنين كرد.(ملل ونحل شهرستانى ,مسئله يازدهم از اقوال نظام ). ابن ابى الحديد نيز اين سخن را ازاستاد بزرگ خود ابو جعفر نقيب نقل مى كند. (شرح نهج البلاغه , ج 14, ص 193) و نـيزابن شهرآشوب از كتاب معارف ابن قتيبه نقل مى كند: محسن فرزند زهرا در اثر فشار قنفذ عـدوى تـلـف شد. (مناقب , ج 5, ص 113) و نيزفقيه الحرمين مفتى العراقين صدرالحفاظ محدث شـام مـحـمـدبـن يـوسف گنجى شافعى ازابن قتيبه نقل مى كند: پس ازوفات رسول خدا (ص ) فـاطـمـه محسن را سقط كرد (كفاية الطالب , ص 413). بنابراين , محسن از زينب كوچك تر بوده وولادت زينب پيش از محسن بوده است . نـكـته قابل توجه آن كه من دسترسى به نسخه هاى خطى وقديمى كتاب ابن قتيبه پيدانكردم ولى دركـتـاب مـعـارفـى كه درسال 1353 قمرى درمصر به چاپ رسيده است در جايى كه نام محسن را مـى بـرد, چنين چيزى نيست ؟ پس اين پرسش پيش مى آيد: آياهنگام چاپ خيانتى شده ؟ زيرا اين دو دانشمند بزرگ شيعه وسنى دروغ نمى گويند, مخصوصا ابن شهرآشوب كه معارف را با پنج واسطه از خود ابن قتيبه روايت مى كند. بنابراين , نسخه مصححه مقروة برمشايخ , نزد او بوده است . اگـر بـگـويـيـم چيزى كه سبب شد كه چند روز پس از وفات رسول خدا(ص ) محسن سقط شود وهـمـان سبب شد كه عده اى از مورخان اهل سنت سقطمحسن را در نقل هاى خود سقط كنند و ايـن ظـلـم جان سوز را ناديده بگيرند, همان سبب شد كه هنگام چاپ كتاب معارف درمصر براى بارسوم نيزمحسن را سقط كنند, گزافه نگفته ايم .(مترجم )
2- عتبه و معتب پسران ابولهب , شوهران رقيه و ام كلثوم بودند و بعد از اسلام به قصد آزردن رسول خـدا(ص ) هـمـسران خود را ترك گفتند و آن دو رايكى پس از ديگرى عثمان بگرفت و هر دو زير دسـت عـثـمـان جـان سـپـردند. دانشمندان , در اين كه اين سه خواهر, دختران پيغمبر بودند يا ربيبه هاى آن حضرت , اختلاف دارند.(مترجم )
3- پـس از مـسـلـمان شدن ابوالعاص و هجرتش به مدينه , رسول خدا(ص ) همسرش زينب را به او برگردانيد. مدت جدايى اين دوهمسر, دوسال بود.مسند احمد, ج 1, ص 351. (مترجم )
4- كنيه يا لقب هريك از همسران رسول خدا(ص ) ام المؤمنين (مادر مؤمنان ) وجمع آن امهات المؤمنين مى شود.
5- علق (96) آيه 1 ـ 5 .
6- رسـول خدا(ص ) پيش از آن كه نزد خديجه بيايد, مى دانست كه از طرف خدا براى كارى بزرگ برانگيخته شده است . (مترجم )
7- در بعضى از تواريخ , عتبه ومعتب ناميده شده اند. (مترجم )
8- مقاتل الطالبيين , ص 5, مكتبة الحيدريه فى النجف .
9- مسد (111).
10- نـويسنده از اين صحابى رسول خدا, شيخ تعبير كرده كه ظاهرا در اين جا مراد پيرمرد باشد, زيـرا مـعـنـاهاى ديگر شيخ در اين وقت براو سازگارنيست . اتفاقا او در اين وقت پيرمرد هم نبوده , چون عمرش بيشتر از پنجاه نبوده است . (مترجم )
11- كامل ابن اثير, ج3 , ص 303.
12- گويا زمان خلفاى راشدين باشد نه زمان پيغمبر(ص ). (مترجم )
13- احـتـمـال دارد كه سلمان بن ربيعه باهلى باشد, زيرا او فرمانده سپاه بوده است و از كامل ابن اثير بر مى آيد كه سلمان فارسى نيز در اين جنگ (جنگ بلنجر) شركت كرده است . (مترجم )
14- از سـخـن ابـن عـباس چنين برمى آيد كه رسول خدا(ص ) در خانه فاطمه زهرا دفن گرديده است . امالى صدوق , مجلس 92. (مترجم )
15- آل عمران (3) آيه 144.
16- بـلـكـه سـرمـبـارك در دامـان پـدر زيـنب مى افتد,زيرا سررسول خدا در سينه على بود كه از دنـيـارفت .راجع به وفات پيامبر(ص ) به منابع زير مراجعه شود:نهج البلاغه عبده , ص 197 و 208, مـسـنـداحمد, ج 6, ص 300, مستدرك حاكم , ج 3, ص 139, تلخيص مستدرك ذهبى , چاپ شده ذيل مستدرك , ص 138,كفاية الطالب گنجى , ص 133 و 134, كنزالعمال , ج 4, ص 55, ح 1106 و 1107 و 1108 و 113, شرح نهج البلاغه , ابن ابى الحديد, ج2 , ص 562 و 591,تاريخ يعقوبى , ج 2, ص 103, تاريخ ابوالفداء, ج 1, ص 156. علامه بزرگ و محقق عالى مقام ابن شهر آشوب مازندرانى نيز اين مطلب را از صحيح دار قطنى و فـضـائل الـصـحابه سمعانى نقل مى كند. امام الحرمين ومفتى العراقين گنجى نيز آن را از مسند ابويعلى نقل مى كند.(مترجم )
17- يـا بـه دوپارچه كفن مى شود. كنزالعمال , ج 4, ص 54, ح 1124 و 1125 و 1130, امالى صدوق , مجلس 92. (مترجم )
18- الامـامة و السياسة , تحقيق طه الزينى , ج 1, ص 19ـ20, امام المتقين , عبدالرحمن الشرقاوى , ج1 , ص 70.
19- هم براى مرگ پدر و هم از بى وفايى اصحاب .
20- قـبر فاطمه (ع ) معلوم نيست در چه جايى هست و مدفون شدنش در بقيع كاملا مورد ترديد است واين يكى از اسرار الهى است .(مترجم )
21- در بحارالانوار, ج 42, ص 92, محياة و در اعيان الشيعة , محباه ذكر شده است .
22- از تحقيق در تواريخ به دست مى آيد كه فرمانده اول جعفر بوده و سپس زيد.(مترجم )
23- بـعـضـى از مـورخـان مـعتبر نقل كرده اند كه نخستين فرماندهى كه از طرف پيغمبر تعيين شـده بود, جعفر بود و زيدبن حارثه فرمانده دوم بود. از اشعارعباس بن مرداس كه در مرثيه 