انه تيره‏انديشى است ، نه روشنفكرى! علامت جاهليت است نه تمدّن!

مى‏گويى نه؟ به طومار كسانى نگاه كن كه پس از رسوايى وبى‏آبرويى ، با دو دست پشيمانى بر سرِ غفلت خويش مى زنند و بر جهالت خود لعنت مى‏فرستند .

كسى كه از - جماعت رسوا - نگريزد - رسواى جماعت - مى‏شود!

آنكه ايمان را به لقمه‏اى نان مى‏فروشد،

آنكه يوسفِ زيبايى را با چند سكّه قلب عوض مى‏كند،

آنكه - كودك عفاف - را جلوى صدها گرگ گرسنه مى‏برد و به تماشا مى‏گذارد، روزى هم - پشت ديوار ندامت - اشك حسرت بر دامن پشيمانى خواهد ريخت، در آخرت هم به آتش بى‏پروايى خود خواهد سوخت .

از اول كه جامه عفاف، سفيد وشفاف است، نبايد گذاشت چركابه گناه بر آن بپاشد .

از اول بايد مواظب بود اين كاسه چينى نشكند واين جام بلورين تَرَك بر ندارد .

از اول نبايد به پاى بيگانه ، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد ، كه بوته‏هاى نورسِ عصمت را لگدمال كند .

ولى ... گريه بى‏حاصل است و بى‏ثمر ، وقتى كه شاخه شكست وگل چيده شد!!

پايان<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:624.txt">درباره کتاب</a><a class="text" href="w:text:625.txt">پيشگفتار </a><a class="folder" href="w:html:626.xml">بخش اول : آشنايى با پدر و مادر و خاندان قمر بنى هاشم عليه السلام </a><a class="folder" href="w:html:638.xml">بخش دوم : زندگينامه حضرت قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام </a><a class="folder" href="w:html:650.xml">بخش سوم : كرامات قمر بنى هاشم عليه السلام </a><a class="text" href="w:text:675.txt">كريمه اهل بيت عليهم السلام ختامه مسك </a><a class="folder" href="w:html:676.xml">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام جلد اول
شامل : (240) كرامت از آن حضرت نسبت به : شيعيان ،اهل سنت ، مسيحيان ، كليميان و زرتشتيان

تاءليف : على ربانى خلخالى

منبع : مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنپيشگفتار 
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و صلى الله على محمد و آله الطاهرين و لعنة الله على اعدئهم اجمعين من الجن و الانس و من الاولين و الآخرين .
قال الله اعظيم فى الكتابه الكريم : يا ايها امنوا اتقوا الله و ابتعوا اليه الوسيله ...
اى اهل ايمان از خدا بترسيد و وسيله اى براى تقرب به او بجوييد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد.
و بعد، كتاب حاضر، كه با نام چهره درخشان قمر بنى هاشم حضرت ابوالفضل العباس ‍ عليه السلام در مقابل شما قرار دارد، زندگينامه شخصيتى مى باشد كه قلم از وصفش عاجز است ؛ قلمى كه از جانب هستى بخش حمايت مى شود. معبود بشر، خداى بزرگ ، قلم را گرامى مى دارد و در آغاز سوره نون از قرآن مجيدش ، به عظمت قلم و شكوه آثار آن سوگند مى خورد:
ن و القلم و ما يسطرون (1) ما انت بنعمة ربك بمجنون
قسم به نون كه نور و ناصر يا لوح نور خداست ، و قسم به قلم و آنچه تا ابد در لوح محفوظ خواهد نگاشت كه تو به لطف و رحمت پروردگارت (عقل كامل و نعمت نبوت يافته اى و) هرگز مجنون نيستى .
هر قومى در محيطى كه قلم و صاحبدلان را گرامى داشت ، آن قوم و ملت ، شكست ناپذير خواهد بود. وقتى قلم در محيطى انحراف نيافت و آن را گرامى داشتند، آزادى و حقيقت در آن محيط كشته نمى گردد؛ و وقتى حقيقت و آزادى از بين نرفت توطئه ها به وجود نمى آيد عصيان و طغيان ديده نمى شود، فساد رونق نمى گيرد، و نارضايى به وجود نمى آيد.
هر گاه قلم به ميدان مجاهدت كشيده شده ، به سود جامعه ، به سود ملت ، به سود اكثريت ، به سود مذهب ، و به سود همه بوده و همه فاتح از مبارزه در آمده است . البته نه قلمهاى مزدور. قلم پيروز است اگر اجير نشود. (2)
قلم آزاده و مدافع حريم اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام ارزنده ترين ميراث بشريت است .
با اشاره اجمالى كه به اهميت قلم شد، بايد گفت : قلم ، با تمام عظمتش ، از وصف اين شخصيت الهى و آسمانى عاجز است . براى شناخت اين اسوه تقوى ، جهان بشريت بايد كنگره هاى ابوالفضل عليه السلام شناسى برگزار كند. چه ، به عقيده شيعه و متفكرين اسلامى و فرزانگان آزاده ، پس از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و حضرات معصومين عليه السلام او يكى از عالمترين ، فقيه ترين ، فرزانه ترين ، شجاعترين ، و سخاوتمندترين افرادى است كه تاريخ اسلام ، بلكه تاريخ جهان ، به خود ديده است .
فقيه و عالم اهل بيت عليه السلام  
مسلم است كه حضرت ابوالفضل - سلام الله عليه - از اكابر و افاضل فقها و علماى اهل بيت بوده ، و معلوم است كسى كه در پرتو آفتاب ولايت ، و در مدرسه امامت حضرت على بن ابى طالب عليه السلام و حضرت امام حسن و حضرت امام حسين عليه السلام تربيت شده و كسب علم و نورانيت نموده است ، درك مقام و مرتبه فضل او براى ما ميسر نيست .
يك دهن خواهم به پهناى فلك
تا بگويم وصف آن رشگ ملك
بلكه وى عالم ربانى و داراى علم لدنى بوده است . در روايتى از معصومين عليه السلام در شاءن آن حضرت آمده است كه : انه زق العلم زقا زفه اى اطمعه . يعنى آن حضرت در كودكى (از پدر بزرگوار خويش ) علم آموخت ، آن گونه كه كبوتر بچه خود را غذا مى دهد و آب مى خوراند، و هم يعنى آن حضرت چشيده است علم را چشيدنى . (3)
عبد صالح  
آن بزرگوار تن به شهادت داد و دست از يارى برادر، كه حامل و مدافع حقيقت دين بود، برنداشت . پس او براستى عبد صالح بوده است . بنابراين خوب است نماز گزاران توجه داشته باشند كه در سلام نماز وقتى مى گويند: السلام علينا و على عباد الله الصاحين سلام به آن حضرت هم داده و مى دهند، از هر كجا كه باشند.
از رئيس مذهب شيعه ، حضرت امام جعفر صادق عليه السلام دستور رسيده است كه در زيارتنامه آن بزرگوار بخوانيم :
السلام عليك ايها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله و لامير المؤ منين و الحسن و الحسين صلى الله عليه و آله (4)
سلام بر تو اى بنده شايسته خدا، و مطيع امر خدا و رسول او، و مطيع امير المؤ منين و حضرت حسن و حسين صلوات الله و سلامه عليهم .
متن زيارتنامه فوق در آينده خواهد آمد.
امير المؤ منين عليه السلام دست فرزند را مى بوسد!  
پس از ولادت حضرت قمر بنى هاشم عليه السلام ام البنين سلام الله عليه قنداقه او را به دست امير المومنين عليه السلام داد كه با اذان و اقامه در گوش وى ، از همان آغاز حق ببيند و حق بشنود.
حضرت عباس در گوش راست فرزند اذان ، و در گوش چپش اقامه گفت و نام او را به نام عمويش عباس ، عباس نهاد.
ثم قبل يديه و استعبر و بكى . (5)
سپس دستهاى او را بوسيد و قطرات اشك به صورت نازنينش جارى شد و فرمود: گويا مى بينم اين دستها يوم الطف در كنار شريعه فرات در راه يارى برادرش حسين عليه السلام از بدن جدا خواهد شد.
و از اينجاست كه گفته اند: مى توان دست فرزند را، از سر عطوفت و شفقت ، بوسيد.
چنانچه وارد است رسول خدا صلى الله عليه و آله دست دخترش ، حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليه ، را مى بوسيد (6) و وى را به جاى خود مى نشانيد. و از اينجا كثرت عطوفت شاه ولايت ، امير المؤ منين على بن ابى طالب عليه السلام مظلوم تاريخ ، نسبت به اين مولود بزرگوار معلوم مى شود (7)
فاطمه زهرا سلام الله عليه و دستهاى بريده عباس عليه السل