ام  
نقل شده است كه در روز قيامت حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام مى فرمايد: به فاطمه زهرا سلام الله عليه بگو براى شفاعت و نجات امت چه دارى ؟ على عليه السلام پيام رسول خدا صلى الله عليه و آله را به حضرت فاطمه سلام الله عليه ابلاغ مى كند و فاطمه سلام الله عليه در جواب مى گويد: يا امير المؤ منين كفانا لاحل هذا المقام اليدان المقطوعتان من ابنى العباس .
اى امير مؤ منان ، براى مادر مقام شفاعت ، دو دست بريده پسرم ، عباس ، كافى است . (8)
امام حسين و قمر بنى هاشم عليه السلام  
آن حضرت در عصر تاسوعا به برادر بزرگوارش ، قمر بنى هاشم عليه السلام فرمود:
اركب بنفسى يا اخى ، حتى تسالهم عما جاءهم : برادر، جانم به فدايت ! سوار بر اسب شو و نزد آنان رو و بپرس كه از چه رو بدينجا آمده اند؟. (9)
از اينجا بايد پى به عظمت قمر بنى هاشم عليه السلام برد كه شخصيتى چون حسين بن على عليه السلام ، كه امام على الاطلاق و واسطه فيض بين خالق و عالم ممكنات است از سر لطف ، به وى فدايت شوم مى گويد!
امام زين العابدين و قمر بنى هاشم عليه السلام  
امام چهارم عليه السلام مى فرمايد: و اءن للعباس عند الله تبارك و تعالى لمنزله يغطه بها جميع الشهداء يوم القيامه (10): براى حضرت ابوالفضل عليه السلام در نزد خداوند تبارك و تعالى مقام شامخى است كه همه شهيدان در روز قيامت به حال او غبطه مى خورند. (11)
امام صادق و قمر بنى هاشم عليه السلام  
پيشواى ششم شيعه عليه السلام مى فرمايد:
كان عمنا العباس بن على نافذ البصيرة ، صلب الايمان ، جاهد مع ابى عبدالله و ابلى بلاء احسنا و مضى شهيدا(12): عموى ما، عباس بن على عليه السلام ، بصيرتى نافذ و ايمانى استوار داشت . و همراه برادرش اباعبدالله عليه السلام جهاد كرد و نيكو از امتحان برآمد و به شهادت رسيد.
حضرت بقية الله و قمر بنى هاشم عليه السلام :  
در زيارتنامه منسوب به حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف مى خوانيم :
السلام على العباس بن امير المؤ منين المواسى اخاه بنفسه الآخذ لغده من امسه الفادى له الواقى الساعى اليه بمائه المقطوعة يداه
سلام بر عباس فرزند امير المؤ منين عليه السلام كه جانش را در راه مواسات با برادرش ‍ تقديم نمود، دنيايش را در راه تحصيل آخرت صرف كرد و جانش را براى حفاظت از برادرش قربانى ساخت ...
در اين سلام حضرت بقية الله حجة بن الحسن العسگرى - عجل الله تعالى فرجه الشريف - به چند فضيلت از فضايل حضرت عباس عليه السلام اشاره فرمود است :
1- جانش را نثار برادر كرد.
2- دنيا را وسيله نيل به آخرت قرار داد.
3- نگهبان سپاه و خيام حرم حضرت سيد الشهداء عليه السلام بود و سعى فراوان كرد تا آب را به لب تشنگان برساند.
4- دو دستش در راه جهاد فى سبيل الله قطع شد.
سپس حضرت مى فرمايد: خدا لعنت كند دو قاتل او يزيد بن رقاد و حكيم بن طفيل را. (13)
به دريا پا نهاد و خشك لب بيرون شد از دريا
مروت بين ، جوانمردى نگر، غيرت تماشا كن ؛
از ملاحظه كلمات ائمه اطهار - سلام الله عليهم اجمعين - در باب قمر بنى هاشم عليه السلام ، براى انسان يقين حاصل مى شود كه فرزند رشيد ام البنين سلام الله عليه نزد آن بزرگواران از مقام و منزلت بس بزرگى برخوردار است ، چنانكه كرامات مذكور در بخش ‍ در بخش پايانى كتاب حاضر نيز بروشنى مؤ يد ابن امر مى باشد.
دانشمند محترم ، جناب حجة الاسلام و المسلمين آقاى عطايى خراسانى مى نويسد:
حضرت آية ا... دربندى به حضرت آية ا... شيخ مرتضى انصارى گفت : چون شيعه اماميه شما تقليد مى كنند و فعل شما حجت است ، خوب است هنگام تشرف ، به آستان مقدسه امام عليه السلام را ببوسيد و جبهه بر آن بساييد.
شيخ فرمود: من آستان و عتبه مقدسه حضرت ابى الفضل العباس عليه السلام را مى بوسم ، تا چه رسد به آستان مقدس حضرت ابى الفضل العباس عليه السلام را مى بوسم چون محل قدمهاى زائرين آن بزرگوار است تا چه رسد به اينكه آستان و عتبه ابوالفضل عليه السلام فرزند على عليه السلام باشد.
آرى ، مردان با ايمان و روشن ضمير، جان در راه امام عليه السلام دادند، مانند كميلها، قنبرها، رشيدها، حبيبها، مسلمها، عابسها، و آن همه شهداى را فضيلت و حقيقت ، چگونه مى شود فرزندان همان پدران ، و شاگردان همان مكتب ، حبت از بوسيدن و جبهه سايى بر دربار آنان خوددارى كنند و گوش به ياوه سرايى اين ياوه سرايان دهند كه مى گويند: شرك است ، بت پرستى است ! با اينكه معنى شرك و بت پرستى و كفر را نفهميده و خود، هم مشركند و هم بت پرست و هم كافر!. (14)
مجتهد بزرگ شيعه و عتبه عباس بن على عليه السلام را مى بوسد  
مؤ لف اسرار الشهاده مى نويسد:
آيت تحقيق ، پيشواى سالكان راه حق ، مجدد مذهب در قرن دوازدهم ، آيت الله العظمى محمدباقر بهبهانى ره (متوفى سال 1205 ه‍ ق ) (15) در رواق شرقى حرم حضرت امام حسين عليه السلام پايين پاى شهداى عاشورا، دفن شد. اين شخصيت بزرگ جهان تشيع چون داخل حرم حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام مى شد، درگاه حرم را همانند حمر سيد الشهدا امام حسين صلوات الله عليه مى بوسيد (16). و شيوه اين عالم متبحر، برهانى است براى هر كه خواهان حق باشد كه به طورى كه در قرآن كريم سوره يونس آيه 36 آمده است كه : افمن يهدى الى الحق احق ان يتبع امن لايهدى الا ان يهدى فما لكم كيف تحكمون يعنى : پس آيا آنكه به حق هدايت مى كند شايسته تر است كه از او پيروى شود يا آنكه ره نمى پويد مگر آنكه هدايت گردد! و چگونه چنين قضاوت باطل براى بتها مى كنيد (كه آنقدر بيخرد و نادانيد). (17)
حال ديگر با خوانندگان محترم و جوانمردان آزاده ، نه قلم بدستان و خطيبان مزدور و بى تقوى و گستاخ ، كه درك اين همه عظمت بر ايشان مشكل است ، و احيانا كر و كور و گنگ هستند...
در چند سال اخير، برخى قلمهاى وهابى زده و مزدور استعمار دانسته يا ندانسته ، به مكتب وحى و امامت جسارتها كرده اند. امثال اين كوردلان ، در گذشته تاريخ نيز بوده اند؛ آرى ، شب پرگان مرده ، ولى آقتاب درخشان مانده و همچنان نور افشانى مى كند. اميد است كه شب پرستان عصر ما، اين مطالب را خوانده ، به خود آيند و توبه كنند تا گرفتار غضب الهى در دنيا و آخرت نگردند.
كتاب حاضر در سه بخش تنظيم شده است :
بخش اول : آشنايى با پدر، مادر، و خاندان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام .
بخش دوم : مرورى بر زندگانى افتخار آفرين عبد صالح خدا، پرچمدار كربلا، حضرت قمر بنى هاشم عليه السلام .
بخش سوم : كرامات حضرت قمر بنى هاشم عليه السلام نسبت به شيعيان ، اهل سنت ، مسيحيان ، يهوديان و زردشتيان ، كه 240 عدد از انها در كتاب حاضر و بقيه در جلد دوم خواهد آمد، ان شاء الله تعالى .
در خور ذكر است كه ، براى حفظ وحدت يكپارچگى نثر كتاب ، مطالب منقول از مآخذ گوناگون (جز آنچه در ميان گيومه قرار دارد) با حفظ كامل معنا و مضمون ، تلخيص يا ويرايش شده است .
اميد است اين اثر كوچك مورد قبول حضرت بقية الله الاءعظم حجة بن الحسن العسكرى عجل الله تعالى فرجه الشريف قرار گيرد، آمين رب العالمين .
ان اريد الا 