ى الله عليه و آله فرمود: اى عمو! سپاس خداودى را كه تو ار هدايت فرمود (25)
مسئله ايمان ابى طالب ، عموى رسول الله صلى الله عليه و آله ، آنچنان در تاريخ اسلامى حساسيت پيدا كرده است كه دانشمندان اسلامى مقالات زيادى را در طول قرون گذشته پيرامون آن تحرير كرده اند.
به برخى از اين كتب اشاره مى كنيم :
1. ايمان ابوطالب ، نوشته : احمد بن قاسم ؛
2. ايمان ابوطالب ، نوشته : ابن طوفان ؛
3. ايمان ابوطالب ، نوشته : شيخ مفيد؛
4. ايمان ابوطالب ، نوشته : ابونعيم بصرى
5. ابوطالب مؤ من قريش ، نوشته : عبد الله خنيزى ؛
و....
پيامبر صلى الله عليه و آله به عمويش عباس پيشنهاد كرد هر يك از فرزندان ابوطالب را نزد خود نگهدارى كند، و بدينگونه ، على عليه السلام - در حاليكه سه ساله بود - به خانه رسول خدا صلى الله عليه و آله منتقل گرديد (26)و در حقيقت به دانشگاهى گام نهاد كه اول را تا سر حد انسانى كاملتر از حد تصور رسانيد.
رحلت ابو طالب عليه السلام روز حزن رسول الله و امير المؤ منين عليه السلام
وفات سيد بصلحاء حضرت ابوطالب عليه السلام روز 26 رجب سال دهم بعثت ، اتفاق افتاد. حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله در مصيبت آن حضرت بگريست و چون جنازه اش را حمل مى كردند آن حضرت ، از پيش روى جنازه او مى رفت و مى فرمود: اى عم بزرگوار، صله رحم كرده اى و در كار من هيچ كوتاهى نكرده اى ، خدا تو را جزاى خير دهد.
بعد از سه روز و به روايتى 35 روز، وفات حضرت خديجه عليه السلام واقع شد و حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله او را با دست خويش در حجون مكه ، دفن كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از وفات حضرت ابوطالب و خديجه عليه السلام چنان غمناك بود، كه از خانه كمتر بيرون مى آمد، و از اين جهت آن سال را عام الحزن نام نهاد. بعد از رحلت حضرت ابوطالب عليه السلام مشركين عرب به دشمنى آن حضرت بيفزودند و به آزار و آن حضرت پرداختند، چنانكه يكى از سفهاى قوم به اغواى آن جماعت روزى مشتى خاك بر سر مبارك رسول خدا صلى الله عليه و آله ريخت و آن حضرت جز صبر چاره اى نداشت . (27)
در خور ذكر است كه دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت در طول تاريخ مرثيه ها و مدايح بسيارى در باره حضرت ابوطالب عليه السلام سروده اند، كه ما براى زينت كتاب يك رباعى از امام المتقين و سيد الموحدين امير المؤ منين عليه السلام را مدح آن حضرت مى آوريم :
اباطالب عصمة المستجبر
و غيث الحول و نور
الظلم لقد هد فقدك اهل الحفاظ
لقد كنت للمصطفى خير عم (28)
امير المؤ منين على عليه السلام در بستر پيامبر صلى الله عليه و آله مى خوابد.
امير المؤ منين عليه السلام ابر مرد جهان اسلام ، پيوسته ملازمت رسول خدا صلى الله عليه و آله را داشت . هنوز جوان بود كه سختترين رنجها را در مكه از دست دشمنان اسلام ديد. همچنانكه شب هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله در بستر پيامبر خوابيد و بزرگترين خطر را به جان خريد تا حضرت محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله بتواند هجرت كند. و اينجا بود كه درباره فداكارى و خلوص امير المؤ منين على بن ابى طالب عليه السلام آيه شريفه نازل شد: و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤ وف بالعباد (29): از گروه مردم ، كسى هست كه از جان خويش در راه تحصيل رضايت خداوند مايه مى گذارد و خداوند بر بندگان خود مهربان است .
پس از آن نيز همراه برخى از دختران رسول خدا صلى الله عليه و آله و ياران راستين آن حضرت از بيراهه به سوى مدينه حركت كرد و با پاى خون آلود، كه آماج خارها گشته بود، وارد شهر گرديد و به ديدار محبوب نايل شد.
در اوايل هجرت با حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليه ، دختر گرامى رسول الله صلى الله عليه و آله ، ازدواج كرد، و خورشيد 28 صفر سال 11 هجرى غروب نكرده بود كه در سن 33 سالگى شاهد رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله گرديد و به عظيمترين سوگ تاريخ نشست .
مع الاءسف ، با اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله حضرتش را در پايان حجة الوداع در غدير خم به مقام خلافت نصب كرده بود، ولى با تشكيل شوراى آن چنانى ... در سقيفه كنارش گذاشتند.
در دوران تاخت و تاز غاصبين خلافت ، از عرصه حكومت خارج گرديد و در عين حغال قطب معنوى جامعه و گشاينده طلسم مشكلات و معضلات سياسى و اجتماعى امت بود، و در كنار آن از آموزش و پرورش مستمندان نيز غفلت نداشت . او در كنار پيامبر معمار اسلام بود و اكنون مهندس انسان سازى شده بود: ابن عباس ، عمار ياسر، ابوذر غفارى ، صعصعه ، مالك اشتر، و دهها مسلمان فرهيخته و مجاهد آن عصر، از ثمرات همين دوره انزواى آن حضرتند.
امير المؤ منين على عليه السلام ، پس از پيامبر صلى الله عليه و آله ، نخستين كسى است كه دانشگاه استدلال و برهان را در پهنه فرهنگ اسلامى تاءسيس كرد و معارف الهى را تدوين نمود. بريا حفظ الفاظ و ظاهر قرآن ادبيات را شكل داد و دستور زبان را بنيان نهاد و در تمامى علوم زمان دانشمندترين فرد بود.
در ساده زيستى ، به گونه بينواترين فرد زندگى مى كرد. تنها رهبرى است كه سطح زندگيش ‍ از تمام افراد كشور پائينتر بوده است . در تغذيه جسم ، از نان جو خشكيده استفاده مى كرد و در مقام سجده حق ، گاه چون چوب خشكيده بر زمين نقش مى بست .
سيماى امير المؤ منين على عليه السلام در قرآن و حديث  
در اينجا باز ناچار به اشاره اكتفا مى كنم و از تفضيل در مى گذرم :
مطابق آنچه در جلد دوم كتاب دلائل الصدق آمده ، صد فصل (30) از قرآن مجيد، بر حسب مآخذ و مدارك قابل استناد و احتجاج بر غير شيعه ، در شاءن على عليه السلام نازل شده و ناظر به مقامات و كمالات آن حضرت است .
ذيلا ده فصل از آن صد فصل را انتخاب كرده ايم كه مى خوانيم :
1- انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا و الذين يقيمون الصلاة و يؤ تون الزكاة و هم راكعون (31)در باره اتفاق اميرالمؤ منين عليه السلام در حال ركوع .
2- يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس اى الله لا يهدى القوم الكافرين (32)، درباره نصب اميرالمؤ منين به مقام خلافت .
3- انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطره كم تطهيرا (33) دليل عصمت امير المؤ منين عليه السلام از هرگونه خطا و گناه .
4- قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى و من يقترف حسنة نزد له فيها حسنا ان الله غفور شكور (34)، دليل وجوب دوستى با امير المؤ منين عليه السلام .
5- و من الناس من يشرى نفسه ابتعاء مرضات الله و الله رؤ وف بالعباد (35)، دليل فداكارى و از خود گذشتگى و خلوص امير المؤ منين عليه السلام .
6- فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل لعنت الله على الكاذبين (36)، دليل آنكه على عليه السلام به منزله جان رسول خداست .
7- هل اتى على الانسان حين من الدهر لم يكن شيئا مذكورا... و كان سعيكم مشكورا (37)، در باره اطعام امير المؤ منين عليه السلام به مسكيم و يتيم و اسير، و بهره مندى وى در جهان ديگر از نعمات بهشتى .
8- اليوم اءكملت لكم دينكم و اءتممت عليكم نعمت