گمراه نمى شوند و هميشه حق در نزد آنهاست .
5. جميع احتياجات دينى مردم در نزد اهل بيت موجود است و هر كس از آنها پيروى نمايد در ضلالت واقع نمى شود و به سعادت حقيقى نايل مى گردد. يعنى اهل بيت از خطا و اشتباه معصومند و به واسطه همين قرينه معلوم مى شود كه : مراد از اهل بيت و عترت ، تمام خويشان و اولاد پيغمبر صلى الله عليه و آله نيست .
بلكه افراد معينى مى باشند كه از جهت علوم دين كامل بوده و خطا و عصيان در ساحت وجودشان راه ندارد و صلاحيت و رهبرى را دارايند، و آنها عبارتند از على بن ابى طالب و يازده فرزندش (124)كه يكى پس از ديگرى به امامت منصوب شدند. چنانچه در روايت نيز به همين معنى تفسير شده است . از باب نمونه : ابن عباس مى گويد به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله گفتم خويشان تو كه دوست داشتن آنها واجب است كيانند؟ فرمود: على و فاطمه و حسن و حسين عليه السلام . (125)
جابر مى گويد: پيغمبر فرمود: خدا ذريه هر پيغمبرى را در صلب خودش قرار داد ولى ذريه مرا در صلب على عليه السلام قرار داد. (126)
بر وجوب تمسك به ثقلين ، در روايات عامه 39 حديث ذكر شده است و در روايات خاصه (يعنى شيعه ) نيز 82 حديث .(127)
1-امام حسن مجتبى عليه السلام  
امام حسن مجتبى عليه السلام و برادرش امام حسين عليه السلام ، فرزندان امير المؤ منين عليه السلام از حضرت فاطمه سلام الله عليه دختر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله هستند. پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بارها مى فرمود كه حسن و حسين فرزندان منند و به پاس حرمت همين كلام ، على عليه السلام به ساير فرزندان خود مى فرمود: شما فرزندان من هستيد و حسن و حسين فرزندان پيغمبر خدايند(128)
امام حسن سال سوم هجرت در مدينه متولد شد (129) هفت سال و چند ماه جد خود را درك نمود و در آغوش مهر آن حضرت به سر برد. پس از رحلت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز، كه با رحلت حضرت فاطمه سلام الله عليه چهل روز تا شش ماه بيشتر فاصله نداشت ، تحت تربيت پدر بزرگوار خود قرار گرفت .
امام حسن عليه السلام پس از شهادت پدر بزرگوار خود، به امر خدا و طبق وصيت آن حضرت ، به امامت رسيد. وى نخست مقام خلافت ظاهرى را نيز در دست داشت و نزديك به شش ماه به اداره امور مسلمين پرداخت . در اين مدت معاويه ، كه دشمن سر سخت على عليه السلام و خاندان او بود و سالها خواب خلافت را مى ديد و در ابتدا به نام خونخواهى خليفه سوم و اخيرا به دعوى صريح خلافت جنگيده بود، به عراق كه مقر خلافت امام حسن عليه السلام بود لشگر كشيد و جنگ را آغاز كرد و از سوى ديگر سرداران سپاه امام حسن عليه السلام را تدريجا با پولهاى گزاف و نويدهاى فريبنده اغوا نمود و لشگريان را بر آن حضرت شورانيد. (130)
در نتيجه ، آن حضرت مجبور به صلح (آتش بس ) شده و خلافت ظاهرى را با شرايطى (به شرط اينكه پس از درگذشت معاويه ، دوباره خلافت به امام حسن عليه السلام برگردد و خاندان شيعيانش از تعرض مصون باشند) به معاويه واگذار نمود. (131)
معاويه به اين ترتيب قدرت و حكومت را قبضه كرد و سپس وارد عراق شده و در يك سخنرانى عمومى رسمى ، شرايط صلح را الغا كرد (132) و در پى آن نيز سختترين فشار و شكنجه را بر اهل بيت و شيعيان ايشان روا داشت .
امام حسن عليه السلام در تمام مدت امامت خود، كه ده سال طول كشيد، در نهايت شدت اختناق زندگى كرد و هيچ گونه امنيتى حتى در داخل خانه خود نداشت و بالاءخره نيز در سال پنجاه هجرى ، با تحريك معاويه ، به دست همسر خود به نام جعده دختر اشعث بن قيس در سن 47 سالگى مسموم و شهيد گشت (133)و رد قبرستان بقيع به خاك سپرده شد. آرامگاه آن حضرت مدتهاى زيادى گنبد و بارگاه داشت تا اينكه آل سعود جنايتكار حمله نمود و گنبد و بارگاه ائمه بقيع را ويران ساخته ، و فعلا كه تاريخ 1416 هجرى قمرى . مى باشد امامان معصوم عليه السلام در بقيع حتى سايه بان هم ندارند.
امام حسن عليه السلام در كمالات انسانى ، يادگار پدر نمونه كامل جد بزرگوار خود بود تا پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در قيد حيات بود، او و برادرش در دامن آن حضرت جاى داشتند و رسول اكرم صلى الله عليه و آله گاهى آنان را بر دوش خود سوار مى كرد.
عامه و خاصه ، از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت كرده اند كه درباره حسن و حسين عليه السلام فرمود: اين دو فرزند من ، امام مى باشند؛ خواه دست به قيام زنند و خواه بنشينند (134)
(كنايه است از قيام بر ضد قدرتهاى جور، و يا تسالم و آتش بس مصلحتى با آنان ) و روايات بسيارى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و اميرالمؤ منين على عليه السلام در اعلام امامت آن حضرت بعد از پدر بزرگوارش ، وارد شده كه در كتب مربوطه آمده است .
2. امام حسين عليه السلام  
امام حسين (سيدالشهدا) فرزند دوم على عليه السلام از فاطمه سلام الله عليه دختر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مى باشد كه در سال چهارم هجرى در مدينه متولد شده است . آن حضرت پس از شهادت برادر خود، امام حسن مجتبى عليه السلام ، به امر خدا و طبق وصيت وى ، به امامت رسيد.(135)
امام حسين عليه السلام ده سال امامت كرد و تمام اين مدت را، به استثناى (تقريبا) شش ‍ ماه آخر آن ، در دوران خلافت معاويه گذارند. حضرتش در سخت ترين شرايط ناگوارترين احوال مى زيست و اختناق سياسى و فرهنگى در عصر وى بيداد مى كرد، زيرا گذشته از اينكه مقررات و قوانين دينى اعتبار خود را از دست داده و خواسته هاى حكومت خودكامه جايگزين فرامين خدا و رسول شده بود، و گذشته از اينكه معاويه و دستياران او از هيچ فرصتى براى خورد كردن و از ميان بردن اهل بيت و شيعيانشان و محو نمودن نام على و آل على عليه السلام دريغ نمى كردند، معاويه در صدد تثبيت اساس خلافت فرزند خود، يزيد، برآمده بود و چون گروهى از مردم آزاده ، به واسطه بى بند و بارى يزيد، از اين امر خشنود نبودند، معاويه براى جلوگيرى از ظهور هر گونه مخالفت ، به سختگيريها بيشتر و تازه ترى دست زده بود.
امام حسين عليه السلام خواه ناخواه مجبور به تحمل و مشتقات اين روزگار تاريك بود و بر هر گونه شكنجه و آزار روحى از ناحيه معاويه و دستياران وى صبر مى كرد تا زمان مساعد براى قيامى كه مشيت بالغه الهى از ازل بريا وى رقم زده بود فرا رسد. در اواسط سال شصت هجرى معاويه در گذشت و پسرش يزيد به جاى پدر نشست . (136)
بيعت ، يك سنت عربى بود كه در كارهاى مهم مانند سلطنت و امارت اجرا مى شد. زير دستان و بويژه سرشناسان قوم ، به نشانه موافقت و اطاعت از سلطان يا امير خويش ، به وى دست بيعت مى دادند و مخالفت آنان با وى ، بعد از بيعت ، عار و ننگ شمرده مى شد و مانند تخلف از عهود قطعى ، جرمى مسلم محسوب مى گشت . در سيره پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز بيعت ، فى الجمله ، يعنى در جايى كه با اختيار انجام مى يافت ، اعتبار داشت .
معاويه نيز، از معاريف قوم ، براى يزيد بيعت گرفته بود، ولى متعرض حال امام حسين عليه السلام نشده و به آن حضرت تكليف بيعت ننموده بود و حتى به يزيد وصيت كرده بود (137)كه اگر حسين بن على عليه السلام از بيعت با وى سر باز 