دالله . و نسل آن حضرت فقط از طريق عبيدالله ادامه يافته است . آنچه گفتيم قول مشهور بود، ولى در كتاب العباس مى خوانيم كه قمر بنى هاشم پنج اولاد بلكه شش اولاد داشته : فضل بن عبيد الله (كه از لبابه بودند) سوم حسن (كه مادرش ‍ ام ولد بوده ، و اين را از كتاب معارف ابن قيتبه و حديقه النسب شيخ فتونى نقل كرده )، چهارم قاسم است كه از بعض كتب مقاتل نقل كرده است و لم يثبت ، پنجم دخترى است كه نام او را هم ذكر نكرده و از حدائق الانس اين را نقل فرموده است ، ششم محمد است كه ابن شهر آشوب او را از شهداى طف شمرده است . بالجمله ، سيد مذكور اعقاب قمر بنى هاشم عليه السلام ، را بطنا بعد بطن ذكر كرده كه تفضيل آن مناسب اين مقام نيست .
از جمله اعقاب قمر بنى هاشم عليه السلام ابويعلى حمزة بن قاسم بن على بن حمزة بن حسن بن عبيدالله بن عباس بن امير المؤ منين عليه السلام است كه در نزديكى حله مدفون بوده ، قبه اى بر سر قبر او وجود دارد و مزارش معروف است و شخصيتى ثقه و جليل القدر بوده است . (166)
فرزندان شهيد قمر بنى هاشم عليه السلام  
محمد و عبد الله از جمله فرزندان قمر بنى هاشم عليه السلام هستند كه به گفته مورخان در كربلا به شهادت رسيده اند. گويند: حضرت ابوالفضل عليه السلام در ميان فرزندان خويش علاقه تامى به محمد داشته ، به حدى كه آن پسر را از خود جدا نمى كرده است ، در عين حال پس از شهادت برادران ، شمشير به كمرش بست و اذن جنگ براى او حاصل نمود و فرمود: اى نور ديده از محنت آباد جهان به سوى خرم آباد جنان رهسپار شو كه ساعتى نمى گذارد به تو ملحق شد. محمد دست عموى خويش ، حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام را بوسيد و با عمه ها وداع كرد و به ميدان شتافت . جنگ او در كتب مقاتل ديده نمى شود. ولى در اين شهر آشوب و ديگران ، محمدبن عباس عليه السلام را در شمار شهداى كربلا آورده اند. قاتل وى نيز عنصرى تبهكار سنگدل از طايفه بنى دارم است كه داغ او را به دل پدرش قمر بنى هاشم عليه السلام گذارد. شهادت اين پسر چهارده يا پانزده ساله ، پدرش را سخت بيازرد.
اعقاب حضرت قمر بنى هاشم عليه السلام  
چنانكه گفتيم ، نسل حضرت عباس عليه السلام از طريق پسرش عبيدالله و نسل عبيدالله نيز از طريق فرزند وى حسن بن عبيدالله امتداد يافته است ، همان گونه كه تبار حسن نيز از طريق پنج پسرش : فضل ، ابراهيم جردقه ، حمزة الاءكبر، عباس و عبد الله ، جريان يافته است ؛ كه ديلا به توضيحاتى در باب هر يك مى پردازيم :
1. فضل بن حسن بن عبيدالله بن عباس بن على عليه السلام  
فضل مردى فضيح ، زبان آور، قوى الايمان ، و بسيار شجاع بود. نسل وى از طريق سه پسرش (جعفر، عباس اكبر، و محمد) امتداد يافته است . يكى از فرزندان محمد بن فضل ، ابوالعباس فضل بن محمد مى باشد كه شخصيتى خطيب و شاعر و اديب بوده و در رثاى ابوالفضل العباس عليه السلام شعرهايى جالب سروده كه در فضل زندگانى ام البنين سلام الله عليه آورديم .
2. ابراهيم جردقه بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام  
او از فقها و ادبا و زهاد است و نسبش از طريق سه پسر به نامهاى حسن محمد و على باقى مانده است : على بن جردقه ، يكى از اسخياى بنى هاشم ، و صاحب جاه بود.
وى ، كه در سنه 264 ق به رحمت حق پيوست ، صاحب نوزده فرزند بود كه يكى از ايشان عبيدالله بن على بن ابراهيم جردقه مى باشد. خطيب بغداد گفته است كه : كنيه او ابو على است و از اهل بغداد است ، به مصر رفت و در آن ديار ساكن شد. نزد او كتبى بوده موسوم به جعفريه كه در آن است فقه اهل بيت و به مذهب شيعه روايت مى كند آن را. وى در سال 312 در مصر وفات كرد.
3. حمزة الاكبر بن حسن بن عبيد الله بن عباس عليه السلام  
وى مكنى به ابى القاسم و شيسه به حضرت امير المؤ منين عليه السلام بود، ماءمون به خط خود نوشت كه به حمزة بن حسن ، شبيه اميرالمؤ منين عليه السلام ، صد هزار درهم عطا شود. و از اولاد اوست محمد بن على بن حمزه ، نزيل بصره ، كه از حضرت امام رضا عليه السلام و غير آن حضرت نقل حديث كرده ، و مردى عالم و شاعر بوده است . خطيب بغدادى در تاريخ خود گفته است : ابو عبدالله محمد بن على بن حمزة بن حسن بن عبيدالله بن عباس بن اميرالمؤ منين عليه السلام يكى از ادبا و شعرا بوده كه از پدرش و نيز از عبدالصمد به موسى هاشمى و غير ايشان نقل روايت مى كند. چنانكه و روايت كرده از عبدالصمد به اسناد خود از عبد الله عباس كه گفت : هر گاه حق تعالى غضب كرد به خلق خود و تعجيل نفرمود از براى ايشان به عذابى مانند باد و عذابهاى ديگرى كه هلاك فرمود به آن عذابها امتها را، خلق مى فرمايد براى ايشان خلقى را كه نمى شناسند خدا را كه عذاب كند ايشان را. و نيز از بنى حمزه است ابو محمد قاسم بن حمزة الاءكبر كه در يمن مى زيسته و شخصى عظيم القدر بوده و جمالى بى نهايت داشته . و نيز از بنى حمزه است ابويعلى حمزة بن قاسم بن على بن حمزة الاءكبر ثقه جليل القدر كه شيخ نجاشى و ديگران از او به نيكى ياد كرده و قبرش در نزديكى حله است . شيخ نجاشى در رجال خود فرموده است : حمزة بن قاسم بن على بن حمزة بن حسين بن عبيدالله بن عباس بن امير المؤ منين عليه السلام ابويعلى ، ثقه جليل القدر، از اصحاب حديث بسيار نقل مى كرد، او را كتابى است در ذكر كسانى كه روايت كرده اند از جعفر محمد عليه السلام . نيز از كلمات علما و اساتيد معلوم مى شود كه وى از علماى غيبت صغرى ، و معاصر با والد صدوق ، على بن بابويه رضوان تعالى عليهم اجمعين بوده است . در باب شخصيت والاى علمى و معنوى او باز هم در آينده توضيح خواهيم داد.
4. عباس ين حسن عبيدالله بن عباس عليه السلام :  
وى مكنى به ابى الفضل و خطيبى فصيح و شاعرى بليغ بوده و در نزد هارون الرشيد مقام و مكانتى داشته است .
ابو نصر بخارى گويد: ما راءى هاشمى اءعذب لسانا منه يا اءغضب لسانا منه .
و خطيب بغدادى آورده است : ابوالفضل عباس بن حسين ، برادر محمد و عبيدالله و فضل و حمزه است ، و او از اهل مدينه است . در ايام هارون الرشيد به بغداد آمد: در آنجا به مصاحبت هارون پرداخت و بعد از هارون نيز مصاحب ماءمون شد، مردى عالم و شاعر و فصيح بود. بيشتر علويين او را اشعر اولاد ابوطالب دانسته اند. سپس خطيب به سند خود از فضل بن محمدبن فضل روايت مى كند كه گفت : عمويم ، عباس ، فرمود كه راءى تو گنجايش هر چيزى را ندارد، پس تهيه كن آن را براى چيزهاى مهم ؛ و مال تو بى نياز نمى كند تمام مردم را، پس آن مخصوص اهل فضل و اهل حق قرار ده ؛ و كرامتت كفايت نمى كند عامه مردم را، پس آن را تنها متوجه اهل فضل نما.
نسل علاس بن حسن مذكور از چهار پسر مى باشد: احمد و عبيدالله و على و عبد الله . و ابو نصر بخارى گفته كه نسل وى تنها از طريق عبد الله بن عباس است نه از غير آن . و اين عبدالله بن عباس ، شاعرى فصيح بود و ماءمون وى را بر ديگران مقدم مى داشت و به وى شيخ بن شيخ مى گفت . (167) و چون وفات كرد و ماءمون خبردار شد، گفت اءترى الناس مثل يا بعدك يابن عباس سپس جنازه او را تشييع كرد. عبد الله پسرى به نام حمزه دارد كه اولادش در طب