رحوم شيخ مهدى مازندرانى سال 1358 هجرى قمرى در كربلا ايام ماه مبارك رمضان در چند جا منبر مى رفت و آخرين منبرش در رواق حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام بود. مرحوم مازندرانى يك شب فرمودند: هر كسى فردا شب به اينجا يعنى به رواق حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام بيايد، تحفه اى به او خواهم داد. فرداشب ما نيز در آن مجلس حاضر شديم .
ايشان ، توسل و ختمى براى حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام نقل كرد كه انجام آن وقت معين و ساعت و روز مشخصى ندارد. طريقه ختم را اين طور بيان فرمودند: ابتدا 133 مرتبه صلوات بفرستند اللهم صل على محمد و آل محمد، نيز 133 مرتبه بگويد: ياعباس ، ياعباس ، و بعد از آن مجددا 133 مرتبه بگويد: اللهم صل على محمد و آل محمد. و اين عمل را هر روز انجام دهد تا حاجتش برآورده شود.
ناقل مطلب افزودند: من براى برآمدن حاجتى ، بعد از اتمام ماه رمضان مزبور، از همان روز اول شوال اين ختم را شروع كردم ، روز هشتم شوال حاجتم برآورده شد.
خواسته من اين بود: من در كربلا بودم و مادرم در ايران به سر مى برد و مى خواستم وى نيز به كربلا بيايد. حضرت عباس عليه السلام عنايت فرمودند و حاجتم - آمدن مادر به كربلا - روا شد.
11. از بياض خطى موجود در كتابخانه مرحوم آيت الله العظمى آقاى حاج سيد محمدرضا گلپايگانى ره طريقه و ختم توسل به حضرت عباس عليه السلام را اين چنين نوشته است :
از شب جمعه يا شب دوشنبه ، قبل از نماز صبح شروع تا وقت نماز صبح تمام شود، دوازده روز، و هر روز يكصد و سى و سه مرتبه بخواند:
اى ماه بنى هاشم خورشيد لقا عباس
اى نور دل حيدر شمع شهدا عباس
از دست دادن غم دوران من رو به تو آوردم
دست من بيكس گير از بهر خدا عباس
132. ختم مجرب ديگر  
12. آيت الله سيد نورالدين ميلانى فرمودند: مرحوم آيت الله آقاى سيد محمدرضا بروجردى قدس سره ، از علماى بزرگ حوزه علميه كربلا بودند كه اخيرا در مشهد مقدس در جوار حرم مطهر حضرت ثامن الائمه على بن موسى الرضا- عليه آلاف التحيه و الثناء - سكنا گزيده بودند. از ايشان در عداد مراجع ياد مى شد ولى عمرش وفا نكرد.
مرحوم بروجردى ، آن زمان كه در كربلا ساكن بودند، آشتى و حسن رفتار بين عيال و مادرشان به حضرت اباالفضل العباس عليه السلام متوسل مى شوند و نتيجه خوبى مى گيرند، به طورى كه صفا و صميميت كامل بين همسر و مادر ايشان برقرار مى گردد. توسل ايشان به اين نحو بوده است : طبق مشهور 133 بار به عدد نام حضرت اباالفضل العباس عليه السلام ، ذكر يا كاشف الكرب عن وجه الحسين اكشف كربى بحق اخيك الحسين عليه السلام مرحوم اصفهانى ، استاد مرحوم ، استاد مرحوم پدرم ، آيت الله العظمى آقاى سيد محمد هادى ميلانى قدس سره بودند و منزل ما زياد تشريف مى آوردند.
بروز كرامت در وادى البكا
در ديوان ملا عباس شوشترى ، متخلص به شباب (چاپ 1312) آمده است :
چون سال هزار و سيصد و نه
از هجرت ختم انبيا شد
هنگام زوال روز عاشور
كز غم قد آسمان دو تا شد
از بهر زيارتى كه آن روز
مخصوص شهيد كربلا شد
از شيعه جماعتى در اينجا
مشغول زيارت و بكا شد
در حين زيارت ، از همين كوه
اظهار كرامتى به ما شد
از وى قطرات خون پديدار
در ماتم سبط مصطفى شد
يك قطره نه ، بل هزار قطره
يك جا نه ، بل هزار جا شد
زين كوه گذشته بود خونين
هر سنگى از اين زمين جدا شد
شك نيست كه در چنين مقامى
گر از حق اجابت دعا شد
اين رتبه چه ديده شد از اين كوه
در وى بنيان اين بنا شد
بگريست چو خون به شاه مظلوم
موسوم به وادى البكا شد
اين واقع بر (شباب ) واحباب
گر كشف شد از ره صفا شد
133. سقاى دشت كربلا  
حجة الاسلام جناب آقاى سيدحسن صحفى قمى ، از پسر صاحب داروخانه جوهرچى واقع در سرچشمه تهران نقل كرد كه گفت :
مرحوم پدرم به درد چشمى مبتلا شد كه در نتيجه آن بينايى خويش را از دست داد. وى پيش چند دكتر رفت و دو تن از دكترهاى معالجش به وى گفتند بايد عمل كنيد تا چشم شما بهبودى يابد.
برايش نوبت زده بودند. شبى كه فردايش بايد عمل مى شد، توسل پيدا مى كند و در خواب به او مى گويد: اين شعر را تكرار كن !
فرزندش مى گفت : يكدفعه ديديم نصف شب از خواب بيدار شده و مى گويد:
سقاى دشت كربلا ابوالفضل
دستهاى تو از تن جدا ابوالفضل
اين ذكر را تكرار كرد تا صبح طالع شد. فردا كه براى عمل نزد دكتر معالجش رفت و دكتر دوباره به معاينه او پرداخته و در باب بيمارى وى بررسى دقيقى به عمل آورد، ديد اثرى از بيمارى در چشم او نمى باشد! با شگفتى از وى پرسيده بود: چه كردى ؟! گفته بود: هيچ ، در خواب به من گفتند: اين ذكر را بگو:
سقاى دشت كربلا ابوالفضل
دستهاى تو از تن جدا ابوالفضل
بيدار شدم ديدم چشم من سالم مى باشد! بلى اين است كرامت حضرت ابوالفضل العباس ‍ عليه السلام . بر منكرين اين گونه كرامات لعنت .
134. زخم محل عمل ، به طور معجزه آسايى بهبود يافت !
حجة الاسلام آقاى شيخ ‌محمد متمسكى از حوزه علميه قم ، طى يادداشتى چنين نوشته اند:
پدرم ، آقاى شيخ ‌هادى بروجردى ، كه از قدماى حوزه علميه قم و از شاگردان مرحوم حاج شيخ ‌عبدالكريم حائرى اعلى الله مقامه مى باشد، در سنه 1341 شمسى مبتلا به پرستات (حبس البول ) گرديده نياز به عمل جراحى پيدا مى كرد و در بيمارستان بازرگانان تهران بسترى گرديد و دكترى به نام دكتر سركيسيان ايشان را عمل كرد. يك هفته بعد از عمل ، بخيه ها را كشيد و ايشان را از بيمارستان مرخص شدند و به قم آمدند و در خانه به استراحت پرداختند، ولى جاى بخيه ها چرك كرد و از محل عمل ، خون و ادرار خارج گشت . هر چه مداوا و پانسمان مى كردند فايده نداشت و باز از محل عمل ، بول و خون و جراحت خارج مى شد. اين جريان تا سه ماه ادامه داشت ، به طورى كه ايشان خانه نشين گشته و از درس و بحث و مسجد محروم شدند. ماه محرم رسيد و بنده براى تبليغ مسافرت كردم . روز چهاردهم محرم بود كه از سفر تبليغ برگشتم ، ديدم ايشان كاملا سالم و براى اقامه نماز به مسجد مى روند. پرسيدم : خوب شديد؟
فرمودند: آرى !
پرسيدم : چگونه ؟!
فرمودند: ابوالفضل العباس عليه السلام مرا شفا داد!
پرسيدم : چطور توسل پيدا كرديد؟
فرمودند: عصر روز تاسوعا بود، تمام اعضاى خانواده به روضه رفته بودند و من يكه و تنها داخل بسترى بودم . خيلى افسوس مى خوردم كه از درس و بحث و مسجد افتاده و خانه نشين شده ام . خيلى غمناك و متاءثر بودم . يكوقت متوجه شدم كه امروز روز تاسوعا و متعلق به اباالفضل العباس عليه السلام است . گفتم خوب است متوسل به آن حضرت بشوم . خلاصه با دلى شكسته و چشمى گريان ، ختم يا كاشف الكرب ... را شروع كردم و 133 مرتبه آن را گفتم ، به طور معجزآسايى زخم محل عمل ، التيام پيدا كرد و ديگر از خون و جراحت اثرى نماند. رفتم حمام خودم را تطهير كردم و به مسجد رفتم ، والحمدلله شفا گرفتم .
135. ختم يا كاشف الكرب را خواند شفا گرفت :  
خطيب بزرگوار، حجة الاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ محمدعلى رسولى اراكى ، در يادداشتهاى خويش به نقل دو كرامت پرداخته اند بترتيب ياد مى كنيم :
1. در تيرماه سال 1368 شمسى مطابق با ذيعقدة الحرام سال 1409 ق ، در بيمارستا