خل بهشت مى شوند.
506. كرامت از هزاران كرامت از كريمه اهل بيت عليهم السلام حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام دختر امام موسى بن جعفر عليه السلام
1. بشارت به موفقيت عمل جراحى  
اين جانب على ربانى خلخالى ، يكى از كرامتهايى كه براى ام الزوجه ام رخ داده در ذيل مى آورم :
ام الزوجه اين جانب در سال 1346 شمسى چشمش آب مرواريد آورده و در بيمارستان نكويى قم عمل جراحى بسترى شده بود، ولى از عمل بسيار هراسناك بود، چون دكترها گفته بودند ما تعهد نمى كنيم كه معالجه چشم وى نتيجه نداشته باشد.
او به حضرت معصومه عليهاالسلام متوسل مى شود، خوابش مى برد، در عالم رؤ يا مى بيند كه سه تن بانوى مجلله از داخل ضريح بيرون آمدند، يكى از آنان انگشتر عقيقى به او داده و او را مورد تفقد قرار مى دهد و مى فرمايد: اصلا نگران نباش ، فردا صبح عمل چشم به راحتى و موفقيت انجام مى پذيرد. پس از بيدارى خوابش را به همسرش ، مرحوم حجة الاسلام والمسلمين آقاى سيدمحمد موسويان خوئينى زنجانى قدس ‍ سره (متوفاى 1/1/59 شمسى )، بازگو مى كند، و او براى عيالش توضيح مى دهد كه غير از فاطمه معصومه سلام الله عليها، چند تن ديگر از بانوان اهل بيت عليهم السلام داخل ضريح مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام به خاك سپرده شده اند.
آنچه در اين رؤ يا جالب توجه است اين است كه او هرگز نشنيده بود كه در ميان ضريح حضرت مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام بانوان ديگرى نيز آرميده اند.
2. يا فاطمة اشفعى لنا فى الجنة !(364) 
بار ديگر، شباناهان ، هنگامى كه ديدگان غفلت زده محو تماشاى ظلمت خود گرديده بود، دست فياض الهى از آستين كريمه اهل بيت به در آمد و چراغى به روشنى خورشيد ولايت ، فرا روى عاشقان دلسوخته برافروخت .
سخن از گذشته هاى دور نمى باشد، بلكه حقيقتى است محقق در شب جمعه 23/2/73؛ آن زمان كه ديگر درهاى عالم مادى بسته مى شود و تنها چشم اميد به قدرت بى انتهاست كه چاره ساز مى گردد. سخن از لطف و كرامت و مهربانى و محبت است .
آرى بار ديگر، جمعه شب ، شاهد گشوده شدن خزائن غيب گشتيم و نزول رحمت الهى . آن كه مورد عنايت قرار گرفت ، مسافرى بود از راه دور؛ مسافرى كه بعد مسافت را قبل از حركتش طى كرده بود و در عين دورى ، بسيار نزديك بود.
آرى ، او دخترى چهارده ساله ، از اهالى روستاى شوط ماكو، از شهرهاى آذربايجان . در گفتگويى مختصر، شرحى از بى نهايت هستى را برايمان بازگو نموده اينچنين آغاز كرد:
رقيه امان الله پور هستم ، از اهالى شوط ماكو. چهار ماه پيش بر اثر يك نوع سرماخوردگى از هر دو پا فلج شدم . خانواده ام مرا به بيمارستانهاى مختلف در شهرهاى ماكو، خوى و تبريز بردند، ولى پزشكان پس از عكسبردارى و انجام آزمايشات - همگى - از درمانم عاجز شدند و من ديگر نتوانستم پاهايم را حركت دهم . تا اينكه چهارشنبه (21/2/73) در عالم رؤ يا ديدم كه خانمى سفيدپوش ، سوار بر اسبى سفيد، به طرف من آمدند و فرمودند: چرا از همان ابتداى بيمارى ، به قم پيش من نيامدى تا شفايت دهم ؟.
با اضطراب از خواب پريدم و جريان خواب را با عمو و عمه ام در ميان گذاشتم و آنها نيز بلافاصله مقدمات سفر به قم را فراهم آوردند. لذا روز جمعه (23/2/73) ساعت 30/7 دقيقه بعدازظهر به حرم مطهر مشرف شديم . پس از نماز، مشغول خواندن زيارتنامه شدم كه ناگهان صداى همان خانمى كه در خواب ديده بودم به گوشم رسيد كه : بلند شو راه برو، كه شفايت دادم ! من ابتدا توجهى نكردم و باز مجددا همان صدا با همان الفاظ تكرار شد. اين بار به خود حركتى دادم و مشاهده كردم كه قادر به حركت مى باشم و مورد لطف آن بى بى دو عالم قرار گرفته ام !
اين بود مشتى از خروار الطاف بيشمار اين در بى نظير كه به واسطه وجود پاكش ، سرزمين قم تقدس يافته و مسكن و ماءواى عاشقان و سالكان طريق هدايت و قبله آمال عارفان حقيقت گشته است . به اميد آنكه اين شرح بى نهايت ، شربتى باشد به كام خشكيده عاشقان دلسوخته ، و چراغ راهى گردد براى بيدار شدگان از خواب غفلت .
بدان اميد كه حضرتش همه را از ره لطف بنوازد و بر سيل هدايت رهنمون گردد.
3. نسيم رحمت !  
بار ديگر، دست رحمت حق از بارگاه مقدس حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام ظاهر گشت و خسته دلى از فرزانگان عاشق را امداد نمود. دلشكسته اى كه بهار زندگى او قرين خزان شده بود به ميهمانى نور آمد تا خواهر امام هشتم عليه السلام را به شفاعت درگاه الهى برد.
اين كرامت در روز پنجشنبه 2/4/73، يعنى در ايامى واقع مى شود كه واپسگرايان منافق ، حريم مقدس رضوى را آماج انفجار بمب قرار داده و عده اى از پروانه هاى سوگوار در عزاى حسينى عليه السلام را در جوار ضريح مقدس ثامن الحجج عليه السلام آن هم در مقدسترين روز و مقدسترين ساعت ، در اين كشور امام زمان - عجل الله تعالى فرجه الشريف - به شهادت رساندند و يا مجروح ساختند.
خواهر، پروين محمدى ، اهل باختران ، در سال سوم دبيرستان مبتلا به تشنج اعصاب گشته و پس از مدتها مداوا و معالجه ، نااميد از همه جا، به همراه خانواده قصد زيارت بارگاه رضوى را مى نمايند تا شفاى درد را از باب الحوائج بستانند.
اكنون به فرموده مادر ايشان در حكايت اين كرامت توجه به فرماييد:
هنگامى كه به شهر مقدس قم رسيديم ، با خود گفتم : خوب است اول به زيارت خواهر امام رضا عليه السلام برويم ؛ اگر جواب ندادند به مشهد مى رويم . ساعت 2 بعد از نيمه شب ، رسيديم و اطاقى كرايه كرديم و ساعت 9 صبح به حرم مشرف شديم و دخترم را كه بسختى مى خوابيد و گاهى اگر اعصاب او متشنج مى باشد باعث مشكلاتى مى گشت ،
با توجه و توسل به حضرت به نزديك ضريح بردم و براحتى خوابيد. پس از مدتى كه از نماز ظهر و عصر گذشت ، بوى عطر عجيبى حرم را گرفت و ديدم دست راست دخترم سه مرتبه به صورتش كشيده شد و رنگ او افروخته شد و گوشه چادر او را كه به ضريح گره كرده بودم باز شد و دستبند پارچه اى سبز هم باز شد و دخترم براحتى از خواب بيدار شد و گفت : مادر كجاييم ؟ گفتم : حرم مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام . گفت : مادر گرسنه ام ! من كه حسرت شنيدن اين كلمه را چندين ماه داشتم بلافاصله گفتم برويم بيرون از حرم مطهر، او هم قبول كرد. در راه كه مى آمديم از او پرسيدم : مادر احساس ناراحتى نمى كنى ، آنچنان كه سابق بودى ؟ گفت : نه ، الحمدلله خوب هستم . كنار حوض صحن آمديم و آبى به صورتش زدم و احساس كردم كه حالت او طبيعى شده است . از اين بابت از حضرت معصومه عليهاالسلام تشكر و قدردانى مى نمايم و اميدوارم خداوند همه مريضان اسلام را شفا دهد.
خواهر و برادر مسلمان ، با دل پاك و قلب سليم و دورى از گناه و اعتقاد به قدرت الهى ، و با توسل شدن به ذيل عنايات ائمه معصومين عليهم السلام و اولياى الهى است كه مى توان موفق به دريافت فيض الهى گشت .
قال الصادق عليه السلام : اذا اءصابتكم بلية و عناء، فعليكم بقم . فانه ماءوى الفاطميين .... (365)
آنگاه كه رنج و زحمت و گرفتارى براى شما پيش آمد، به قم روى آوريد، زيرا قم پناهگاه فاطميان و محل آسايش مؤ منان است .
* قم حرم اهل بيت عليه السلام است و سكونت در بهشت بر زا