رمايد و نام شريفت را در عالم بلند گرداند و با پيغمبران و صادقان در ايمان و شهيدان و صالحان كه اينها بهترين رفيقانند محشور فرمايد.
گواهى ميدهم كه شما هيچ سستى و كوتاهى در احيا دين نكردى و در كار خودت كه عمرى در راه رضاى حق بوده صرف نمودى با بصيرت و حجت از جهان در گذشتى و هميشه در اعمالت اقتداء بصالحان و پيروى از رسولان خدا كردى .
پس خدا بين ما و شما بزرگوران و بين حضرت رسول و اولياء و دوستان خدا، در منزلهاى بهشتى كه اهل خضوع و تقوى هستند جمع گرداند زيرا خدا مهربانترين مهربانان عالم است .
خدايا بر محمد و آل محمد (عليهم السلام ) درود بفرست و در اين مكان گرامى و مشهد معظم و شهر بزرگ ، گناهى از من باقى مگذار و تمام گناهانم را بحرمت اين شهيد راه خدا ببخش و بيامرز و هم و غم مرا برطرف ساز، تمام مرض و دردهايم را شفا عنايت فرما، و هر عيب و عارى كه دارم پرده پوشى فرما، و رزقم را وسيع ساز و از هر ترس و خوف و هراس و بيم مرا ايمنى كامل ببخش ، پريشانيهايم را همه اصلاح فرما و غايبين و مسافرين مرا محفوظ بدار و ديدارشان را نزديك فرما و تمام حاجتهاى دنيا و آخرتم را كه رضاى تو و صلاح من و آنست ، روا فرما، اى مهربانترين مهربانان عالم .
سلام بر تو اى اباالفضل العباس فرزند رشيد اميرالمؤ منين (ع ).
سلام بر تو اى فرزند سيّد جانشينان عالم .
سلام بر تو اى فرزند اول كسيكه اسلام اختيار كرد و در رتبه ايمان بر همه امت تقدم و برترى داشت و در دين خدا از همه كس پايدارتر و در حفظ اسلام از همه مراقبتش بيشتر بود.
گواهى ميدهم كه تو در راه خدا و رسول و برادرت حضرت امام حسين (ع ) خيره خواه بودى و امت را نصيحت و پند دادى ، در وفادارى كوتاهى نكردى ، و بهترين و نيكوترين برادر بودى و با آقا امام حسين (ع ) در تحمل مصائب و شدائد مساوات و مواسات نمودى .
خدا لعنت كند امتى را كه شما را هتك حرمت كردند و خون شما را ريختند و حرمت اسلام را حلال شمرده ، شما (در وفا به برادرت امام حسين (ع )) بهترين صبرها را فرمودى ، و در شدائد تحمل ، و در جهاد و حمايت و نصرت ، دفاع كامل از حريم برادر نمودى و امر پروردگارش را اطاعت كردى و در راه آن حضرت فداكارى نمودى ، و ثواب بزرگ نصرت و يارى را دريافت فرمودى ، چون ديگران رو گردانيدند، ولى تو مشتاقانه شتافتى و ثواب عظيم و نام نيكو در دو عالم دريافتى و خدايت در بهشت نعيم با پدران بزرگوارت ملحق گرداند.
خدايا من خود را مهيّا به زيارت اولياء و دوستان تو نموده ام به اشتياق ثواب و باميد مغفرت و لطف و احسان بزرگ تو، از تو در خواستم اين است كه بر محمد و آل محمد (ص ) درود بفرستى و بواسطه آنها هميشه روزى مرا وسيع گردانى و زندگانيم را در دو عالم پايدار و خوش بگردانى و زيارتم را به شفاعتشان بپذيرى و حياة طيبّ (زندگى خوش در بهشت ابد) نصيبم فرمائى و مرا در صف اهل كرامت درج فرمائى و از آن خوبان و سعادتمندان كه وقتى از زيارت مشهد شهر محبان و دوستانت باز ميگردند، رستگار، و حاجت روا شده ، و مستوجب قطعى آمرزش گناه شده اند و عيوب و زشتيهايشان را مستور فرمودى و هم و غمشان را برطرف گردانيده اى (از آنان ) قرارم بدهى زيرا تو (اى خدا) اهل تقوى و مغفرتى .
حجت اللّه كه جهان حاجت از او مى جويد
بابى انت و امّى بر او مى گويد
سزد ارمات شود عالم از اين رتبه و شاءن
آقا امام زين العابدين (ع ) فرمود:
خدا رحمت كند عمويم حضرت عبّاس (ع ) را كه بتحقيق ايثار و جانبازى نمود و جنگ نمايانى فرمود، و خود را فداى برادرش (حسين (ع )) ساخت تا اينكه دستهايش قطع شد.
و خداوند در مقابل آن (مثل عمويش حضرت جعفر طيار) دوبال به او عنايت كرد تا با آنها با (ملائكه )، در بهشت پرواز كند.
و همانا حضرت عباس (ع ) نزد خداوند تبارك و تعالى منزلتى عظيم دارد كه همه شهداء در روز قيامت بر او غبطه مى خورند و تمناى مقامش را مى نمايند.
جاى دارد كه شهيدان همگى غبطه خورند
بمقامى كه تو را داده خداوند كريم
بهر هر يك همه جنّت موعود كم است
گر كنند اجر تو را بين شهيدان تقسيم
نه پيمبر نه وصيّيى نه امام و معصوم
گوئيا با همه در رتبه شريكى و سهيم
روز قيامت وقتى كه كار بر مردم سخت ميشود، آقا حضرت رسول الله (ص ) حضرت اميرالمؤ منين على (ع ) را به محضر حضرت زهرا (عليهاالسلام ) بخاطر حضور در مقام شفاعت ، مى فرستد.
حضرت اميرالمؤ منين على (ع ) ميفرمايد: اى فاطمه ! از اسباب شفاعت چه چيزى نزد شما هست ؟ و چه چيزى ذخيره كردى براى امروز كه بزرگترين جزع و فزع و ناراحتى و اضطراب در آن است ؟
حضرت زهرا (عليهاالسلام ) مى فرمايد: دو دست قطع شده فرزندم عباس ، براى امروز ما را كفايت مى كند.
فردا نبود شفيع ما را
جز دست ز تن جداى عباس
آقا جان يا اباالفضل من چه بگويم ، در جايى كه امام حسين عزيز قرآن و دين ، بفرمايد: ((بنفسى انت يا اخى ، جانم به فدايت اى برادر.))
گفت جايى كه امامت به فدايت جانم
به چه اميد و چه رو، من كنمت جان تقديم
فضائل و مناقب و كرامات شما آنقدر زياد است كه من عاجزم از گفتار آن :
يك دهن خواهم به پهناى فلك
تا كه مدحش را كنم رشك ملك
بنده حقير اين نوشته ها را كه بنام ((كرامات العباسيه (ع ))) است به ساحت مقدّس امام زمان (ع ) تقديم مى نمايم ، باشد كه ثواب آن بروح برادر شهيدم شيخ احمد ميرخلف زاده عائد و واصل گردد.
قم مقدّس : آشيانه آل محمّد (ص ) حقير درگاه
اهلبيت عصمت و طهارت عليهم السّلام
على ميرخلف زاده
18 ذيحجه 1419 مصادف با سالروز انتصاب
ولايت مطلقه و عيد غدير خم<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:685.txt">براى سلامتى پسرش يك چشم داد</a><a class="text" href="w:text:686.txt">بيمار كبدى</a><a class="text" href="w:text:687.txt">داش على</a><a class="text" href="w:text:688.txt">خلخال</a><a class="text" href="w:text:689.txt">لوطى عظيم</a><a class="text" href="w:text:690.txt">قنديل</a><a class="text" href="w:text:691.txt">اين مصيبت را بخوان</a><a class="text" href="w:text:692.txt">سخن علامه</a><a class="text" href="w:text:693.txt">عالم مغرور</a><a class="text" href="w:text:694.txt">تلاش و توسل</a></body></html>براى سلامتى پسرش يك چشم داد
((پسرم به بيمارى شديد و بى علاجى مبتلا شد))، كليه معالجات بى نتيجه ماند و دكترها او را جواب كردند.
جگر گوشه ام داشت از دستم مى رفت از همه جا مايوس شده و اميدم قطع بود. به ((سقّا خانه رفتم و گيسويم را به پنجره سقاخانه بستم )) و عرض كردم : ((يا حضرت عباس يك چشمم را بگير و پسرم را به من برگردان )).
با دل شكسته اشكها ريختم تا عاقبت با توسل به ((حضرت عباس (ع ))) خداوند متعال فرزندم را شفا داد.
صدهزار بار شكر.
وقتى حرفهايش تمام شد دوباره اظهار داشت آرى ، يك چشمم را دادم و پسرم را گرفتم .
راست هم مى گفت : يك چشمش را از دست داده
گر دهى عاشق خود را تو پناهى گاهى
ببرى از دل غمگين وى آهى گاهى
تو ابوالفضلى و كار تو بود فضل و كرم
رحم كن بر دل من اى كه تو ماهى گاهى
لطف پيش آر و جفا كم كن و خارى بردار
از دل عاشق احوال تباهى گاهى
خسروان را بجهان رسم چنين بوده و هست
كه نوازند گدائى به نگاهى گاهى
چه شود گر ز عطوفت ، نظرى بنمايى
بدل غم زده چشم براهى گاهى (1)بيمار كبدى
((يكى از بانوان خا