اد پا گذاشت .
ابوالفضل ( عليه السّلام ) در روز عاشورا عزّت نفس و خويشتندارى را با تمام ابعاد و آفاقش مجسم ساخت . امويان او را به شرط كناره گيرى از برادرش ، وعده فرماندهى كل قوا دادند، ليكن حضرت بر آنان تمسخر زد و فرماندهى سپاه آنان را لگدمال كرد و با شوق و اخلاص ، به سوى آوردگاه شتافت و در راه دفاع از حرّيت ، دين و آزادگى خود، كُندآوران را به خاك انداخت و سرها را درو كرد.

4 صبر

يكى از ويژگيهاى ابوالفضل ( عليه السّلام ) شكيبايى و بردبارى در برابر حوادث تلخ و دشوار بود. مصايبى كه در روز عاشورا بر سر حضرت آمد، كوهها را مى گداخت ، ليكن ايشان همچنان استوار بودند و كمترين سخنى دالّ بر دردمندى بر زبان نياوردند. حضرت همچون برادرش ، سيدالشهداء كه صبرش ‍ از صلابت و سنگينى كوههاى سر به فلك كشيده ، بيش بود و به پيروى از امامش ، خود و اراده اش را تسليم پروردگار بزرگ كرد و هرچه را بر خود و خاندانش نازل شد با چشم رضامندى نگريست . حضرت ابوالفضل ، ستارگان تابناك و اصحاب باوفا را مى ديد كه بر دشت سوزان كربلا چون قربانيها به خون تپيده اند و آفتاب ، آنان را مى گدازد، مويه و فرياد كودكان را مى شنيد كه بانگ ((العطش )) سر داده اند، نوحه بانوان حرم وحى بر كشتگان خود را مى شنيد، تنهايى برادرش ، سيدالشهداء را در ميان كركسهاى كوفه و مزدوران ابن مرجانه كه براى كشتنش بر يكديگر پيشى مى گرفتند تا به رهبرشان نزديك شوند، مى ديد. آرى ، همه اين حوادث سنگين را مى ديد، ليكن امر خود را به خداى متعال واگذار كرده بود و بدون كمترين تزلزلى پاداش را از پروردگارش ‍ درخواست مى كرد.

5 وفادارى

يكى ديگر از صفات ابوالفضل كه از برترين و برجسته ترين صفات است ، ((وفادارى )) است . حضرت در اين صفت ، گوى سبقت از همگان ربود و ركوردى جاودانى برجاى گذاشت و به بالاترين حد آن رسيد. نمونه هاى وفادارى حضرت را در اينجا مى آوريم .

الف وفادارى به دين :

ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) از وفادارترين كسان به دين خود بود و بشدت از آن دفاع كرد. هنگامى كه اسلام در خطر نابودى قرار گرفت و دشمنان كمر بسته آن امويان با تمام وجود به انكار آن برخاستند و شبانه روز محو آن را وجهه نظر خود قرار دادند و با آن جنگيدند، ابوالفضل به رزمگاه پاگذاشت و در راه دين خود، مخلصانه جهاد كرد تا آنكه كلمه توحيد در زمين برقرار باشد و در آرمانهاى اعتقاديش دستانش قطع گشت و به خون خود درغلتيد.

ب وفادارى به امت :

سرور ما حضرت عباس ( عليه السّلام ) مى ديد كه امت اسلامى در زير كابوس تيره امويان دست و پا مى زند و زندگى مرگبار سراسر ذلت و خوارى را سپرى مى كند. گروهى از مجرمان اموى سرنوشت آنان را در دست گرفته ، ثروتهاى آنان را به باد مى دهند، با مقدرات آنان بازى مى كنند و حتى يكى از سپاسگزاران اموى با وقاحت و بدون شرم و حيا اعلام مى كند كه : (( (منطقه ) سواد؛ باغستان قريش است )) و چه اهانتى به امت بيش از اين .
در برابر وضعيت طاقت فرسا، ابوالفضل وفادارى به امت را در قيام ديد. پس همراه با برادرش و گروهى از رادمردان اهل بيت و آزادگان دلباخته آنان بپاخاست و شعار آزادى از يوغ بندگى امويان را سر داد و رهايى امت اسلامى از بردگى آنان را هدف خود كرد و جهادى مقدّس براى بازگرداندن زندگى كريمانه براى آنان را آغاز كرد و در راه اين هدف والا، خود و تمامى بپاخاستگان به شهادت رسيدند. پس كدام وفادارى به امت مثل اين وفادارى است ؟!

ج وفادارى به وطن :

سرزمين اسلامى در گرداب محنت و رنجهاى توانفرسا در ايام حكومت امويان ، غوطه ور بود. استقلال و كرامت خود را از دست داده بود و به باغستانى براى امويان ، سرمايه داران قريش و ديگر مزدوران بدل گشته بود.
تهيدستى و فقر، همه گير و مصلحان و آزادگان خوار شده بودند و مجالى براى آزادى فكر و نظر نمانده بود. حضرت عباس تحت رهبرى برادرش ‍ سيدالشهداء براى درهم شكستن اين حكومت سياه و فروپاشى پايه هاى آن ، قيام كرد و بر اثر فداكاريهاى آنان بود كه طومار حكومت اموى پس از چندى درهم پيچيده شد؛ در حقيقت بزرگترين وفادارى به وطن اسلامى همين است .

د وفادارى به برادر:

ابوالفضل پيمانى را كه با خداوند براى حفظ بيعت خود با برادرش ريحانه رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) و اولين مدافع حقوق مظلومان و محرومان بسته بود، بدان وفادار ماند. مردمان در طول تاريخ مانند اين وفادارى در حق برادر را نديده اند و قطعاً زيباتر از اين وفادارى در كارنامه وفاى انسانى به ثبت نرسيده است ؛ وفاداريى كه هر آزاده شريفى را به خود جذب مى كند.

6 قوّت اراده

((استوارى و قدرت اراده )) از مهمترين و بارزترين صفات بزرگان جاويد تاريخ است كه در كار خود موفق بوده اند؛ زيرا محال است افراد سست عنصر و ضعيف الاراده بتوانند كمترين هدف اجتماعى را محقق كنند يا كارى سياسى را به پايان برند.
ابوالفضل ( عليه السّلام ) در اراده نيرومند و عزم و جزم ، در بالاترين سطح قرار داشت . به اردوگاه حق پيوست و بدون تزلزل يا ترديد، پيش رفت و در عرصه تاريخ به عنوان بزرگترين فرمانده بى مانند شناخته شد و اگر اين صفت در او نبود، افتخار و جاودانگى در طول تاريخ برايش ثبت نمى شد.

7 مهربانى

محبت و مهربانى به محرومان و ستمديدگان بر وجود ابوالفضل مستولى بود و اين پديده به زيباترين شكل خود در كربلا آشكار شد و جلوه كرد؛ سپاه امويان آبشخور فرات را بر اهل بيت بستند تا آنان بر اثر تشنگى بميرند يا تسليم گردند. ابوالفضل كه لبهاى خشكيده و چهره هاى رنگ پريده فرزندان برادرش ‍ و ديگر كودكان را از شدت تشنگى ديد، قلبش فشرده گشت و از عطوفت و مهربانى دلش آتش گرفت . سپس به مهاجمان حمله كرد، راهى براى خود گشود و براى كودكان آب آورد و آنان را سيراب كرد. در روز دهم محرم نيز بانگ ((العطش )) كودكان را شنيد، دلش به درد آمد و مهر به آنان ، او را از جا كند. مشكى برداشت و در ميان صفوف به هم فشرده دشمنان خدا رفت ، با آنان درآويخت و از فرات دورشان ساخت ، مشتى آب برداشت تا تشنگى خود را برطرف كند، ليكن مهربانى او اجازه نداد قبل از برادر و كودكانش سيراب شود، پس آب را فرو ريخت . حال در تاريخ امتها و ملتها بگرديد آيا چنين محبت و رحمتى را جز در قمر بنى هاشم و افتخار عدنان خواهيد يافت ؟!
اينها پاره اى از صفات و فضايل ابوالفضل است كه با داشتن آنها چون پدرش به بالاترين قلّه مجد و كرامت دست يافت .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:774.txt"> حكومت امام</a><a class="text" href="w:text:775.txt">2 نشر آگاهى دينى</a><a class="text" href="w:text:776.txt">وصيتهاى جاودانه</a></body></html>فصل چهارم : با رويدادها

ابوالفضل ( عليه السّلام ) از همان كودكى به بعد، همگام حوادث بزرگى بود كه تنشى عميق در بنيادهاى فكرى مسلمانان ايجاد كرد؛ حوادثى نه خرد و نه ساده بلكه بس پيچيده و ريشه دار كه دقيقاً دور كردن اهل بيت از مراكز سياسى جامعه و به زير سلطه درآوردن آنان را هدف قرار داده بود. در اين دوران ، اعمالى در زمينه هاى اقتصادى و سي