 طرف او برويد و او را يارى كنيد! .

به دستور عبيدالله بن زياد او را از بالاى قصر به زير انداختند و اين نماينده از جان گذشته را به شهادت رساندند .

(لازم به ذكر است كه پدر عبيدالله بن زياد، زياد بن ابيه نام داشت .

وى از مادرى فاجره و بدكاره به دنيا آمده بود و بدرستى معلوم نبود پدرش كيست؛ از اين رو، به او زياد بن ابيه يعنى زياد پسر پدرش مى گفتند .

وى تا زمان حيات على (ع) جزء اصحاب آن حضرت بود و در جنگهاى ايشان نيز حضور داشت؛ ولى پس از شهادت آن حضرت، معاوية بن ابوسفيان، به شهادت زنى، او را به ابوسفيان منتسب كرد و وى را برادر خود خواند .

زياد كه شايد مى خواست از اين عنوان زشت (كه حاكى از سوء سابقه خانواده او است) رهايى يابد، به معاويه ملحق شد و به صورت يكى از كارآمدترين نزديكان وى در آمد و از آن پس، دشمنى وى با اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) روزافزون گرديد .

او يكى از مهره هاى اساسى حكومت اموى در قيام عليه امام حسن مجتبى (ع) به شمار مى آمد و اينك فرزند او نيز به صورت اصلى ترين مهره حكومت يزيد، در صدد به شهادت رساندن امام حسين (ع) بود .
3. (عيدى خداوند متعال )
نزديك عيد، امام حسين عليه السلام و امام حسن عليه السلام نزد مادر ارجمندشان ، فاطمه زهراء عليها السلام ، آمده و اظهار داشتند:
مادر جان ! بچه هاى مدينه لباس نو پوشيدند؛ براى ما لباس ‍ نمى خريد؟
فاطمه زهراء عليها السلام فرمود:
ان شاء الله لباستان آماده مى شود.
سپس نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفته و خواسته خود را به حضرت گفتند و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
الهى ! اجبر قلبهما و قلب امهما.
بارالها! دل شكسته آندو و مادرشان را شاد فرما.
روز عيد، حضرت جبرئيل دو جامه آراسته به زينت هاى بهشتى را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تقديم كرد و فرمود:
وقتى حسن و حسين از فاطمه لباس نو خواستند، پروردگار متعال جهت اجابت فرموده زهراء عليها السلام اين دو لباس را اهداء فرمود.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم لباس هر كدام را به درخواست خودشان به رنگ سبز و سرخ ياقوتى آراست و به ايشان داد و هر دو با شادمانى نزد فاطمه زهراء عليها السلام رفتند و ليكن حضرت جبرئيل را اندوه و ناله فرا گرفت و فرمود:
رسول خدا! رنگ سبز را كه حسن برگزيد، ناشى از سبز شدن تنش از خوردن سم و انتخاب رنگ سرخ حسين ، ناشى از آميخته شدن تن او با خونش كه از شهادت و بريده شدن سرش پديد آيد، مى باشد.
در اينجا رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم محزون گشت و اشك ريخت . (17)
مرحبا بك يا ابا عبدالله ! يا زين السموات و الارضين . (18)
آفرين بر تو اى ابا عبدالله ! اى زينت آسمان ها و زمين ها!
رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بخش هفتم : امام سجّاد در يك نگاه 
على بن الحسين ، عليه السلام ملقّب به زين العابدين و سجّاد، فرزند ارشد امام حسين مى باشد كه از شاه زنان (247) دختر يزد گرد شاهنشاه ايران متولد شده است . ايشان تنها پسر امام حسين عليه السلام است كه پس از آن حضرت باقى ماند، زيرا 3 برادر ديگرش (على اكبر، على اصغر، و عبدالله رضيع ) در واقعه كربلا به شهادت رسيدند. آن حضرت نيز همراه پدر به كربلا آمد، ولى چون روى مصلحت الهى سخت بيمار بود و توانايى حمل اسلحه و جنگ را نداشت ، از جهاد و شهادت بازماند. در نتيجه در خيل اسيران به شام اعزام گرديد و پس از گذرانيدن دوران اسيرى ، به امر يزيد براى استمالت افكار عمومى همراه كاروان اسراى اهل بيت به مدينه روانه گرديد. بعدها آن حضرت را يك بار ديگر، و اين بار به امر عبدالملك خليفه سفّاك اموى ، با بند و زنجير از مدينه به شام جلب كردند كه چندى بعد مجدّدا به مدينه بازگشت .
امام چهارم پس از مراجعت به مدينه ، در اثر فشار و اختناق سياسى شديد حاكم ، انزوا اختيار كرده و مشغول عبادت پروردگار گرديد و با كسى جز خواص شيعه مانند((ابوحمزه ثمالى )) و ((ابوخالد كابلى )) و امثال ايشان تماس ‍ نمى گرفت . البته خواص ، معارفى را كه از آن حضرت اخذ مى كردند، در ميان شيعه نشر مى دادند و از اين راه تشيّع توسعه فراوانى يافت كه اثر آن در زمان امامت امام پنجم به ظهور پيوست .(248)
ماه ولادت امام سجاد عليه السلام  
در تاريخ ميلاد حضرت امام سجّاد اختلاف بسيار است و شايد اصحّ اقوال نيمه جمادى الاولى سنه 36 هجرى قمرى و يا پنجم شعبان سنه 38 هجرى بوده است . آن حضرت در مدينه طيّبه ديده به جهان گشود (249) كه اسم مادر مكرّمه اش را قبلا ذكر كرديم .
شيخ مفيد و شيخ طوسى و سيد بن طاووس مى فرمايند ولادت با سعادت حضرت على بن الحسين در نيمه جمادى الاولى بود. و در دروس و فصول المهمه است كه پنجم ماه شعبان بوده در مناقب و اعلام الورى است كه نيمه جمادى الاخره بود و اصح قول اول است .(250)
رساله الحقوق و صحيفه سجاديه 
از امام زين العابدين كتاب پر محتواى رساله الحقوق به جاى مانده است ، كه ضرورت دارد جداگانه و با ديد علمى و حقوقى مورد دقّت و بررسى قرارگيرد، و از محتويات عميق و پربار آن در جهت ساختن مدينة فاضله ، و جامعه ايده آل و مطلوب الهى -انسانى بهره گيرى شود. اثر بسيار ارزشمند ديگرى كه از آن حضرت به يادگار مانده ، صحيفه سجاديه نام دارد كه يكى از نابترين و مهمترين گنجينه هاى معارف اسلامى در قالب دعا و نيايش ‍ است .
اين كتاب در بين علما و بزرگان به ((انجيل اهل بيت )) و ((زبور آل محمد)) ملقّب گرديده است ، چه ، همان طور كه انجيل عيسى و زبور داود - على نبيّنا و آله و عليهم السلام - حاوى علوم و حِكَم الهى و آسمانى مى باشند صحيفه سجاديه هم حقايق والايى از معارف اسلامى را در بردارد، كه جهانيان را به سعادت و نيك بختى مى رساند.
در بسيارى از اجازات علماى اماميه (چنانكه محدث نورى در كتاب مستدرك الوسائل بيان كرده ) صحيفه سجّاديه را ((اُخت القرآن )) (خواهر قرآن ) و نهج البلاغه را ((اخ القرآن )) (برادر قرآن ) وصف كرده اند. زيرا اين دو كتاب شريف نيز، در نهايت امر، همچون قرآن از منبع علم الهى تراوش كرده و بر زبان مقدس آن دو بزرگوار جارى شده است : قرآن عظيم ، به وحى و املاى ذات مقدس الهى ؛ و نهج البلاغه و صحيفه سجاديه ، به الهام خداوندى و تعليم نَبَوى .
القاب حضرت  
مشهورترين كنيه آن حضرت ، ابوالحسن و ابومحمد بوده و القاب مشهور آن حضرت نيز زين العابدين ، سيّدالساجدين و العابدين ، زكى ، امين ، سجّاد، و ذوالثفنات مى باشد.
نقش نگين آن جناب به روايت حضرت امام صادق : (الحمدلله العلى ) و به روايت امام محمد باقر(العزّه لله ) و (شقى قاتل الحسين بن على ) بود.
نيز امام باقر روايت كرده است كه در موضع سجده پدرم ، پينه ها و برآمدگيهاى آشكارى وجود داشت بود كه در هر سال دو مرتبه آنها را مى بريدند، و در هر مرتبه ثفنه و بر آمدگى پنج موضع سجده را مى بريدند. به اين سبب آن حضرت را ذوالثفنات مى خواندند.(251)
آدم بنى الحسين عليه السلام  
جمع شدن نجابت عرب و عجم هر دو در او، به اعتبار پدر و مادر؛ به قول حضرت رسول صلى الله عليه و آله انّ لله من عباده خي