رتين فخيرته من العرب قريش و من العجم فارس ، لهذا ملقّب بابن الخيرين شد.
انتشار اولاد رسول خدا صلى الله عليه و آله از آن حضرت است ، لهذا او را آدم بنى الحسين گويند، و او اول كسى است كه گوشه نشينى و عزلت را اختيار كرد و اول كسى است كه به مُهر و تسبيح خاك امام حسين عليه السلام سجده و عبادت كرد و از همه خلايق بيشتر گريست .
وارد شده كه رئيس البكّائين چهارند:
آدم ، يعقوب ، يوسف ، امام زين العابدين عليه السلام (252)
كجاست زين العابدين عليه السلام  
رسول گرامى اسلام فرمود: در روز قيامت منادى ندا مى كند كه كجاست زين العابدين . پس گويا مى بينم كه فرزندم على بن الحسين بن على بن ابى طالب در آن هنگام با وقار و آرامش تمام ، صفوف اهل محشر را مى شكافد و مى آيد.
در كشف الغمه مى نويسد: سبب ملقّب شدن آن حضرت به ((زين العابدين )) آن است كه شبى آن جناب در محراب عبادت به تهجّد ايستاده بود، پس ‍ شيطان به صورت مار عظيمى ظاهر شد تا آن حضرت را از عبادت حق ، به خود مشغول سازد، ولى حضرت به او التفاتى نكرد. سپس آمد و انگشت ابهام پاى آن حضرت را در دهان گرفت و گزيد، به نحوى كه آن حضرت را متاءلّم ساخت ، اما باز ايشان توجهى به شيطان نكرد. زمانى كه حضرت از نماز فارغ شد خود دانست كه مار مزاحم ، شيطان است ، لذا به او فرمود كه : دور شو اى ملعون ! و باز مشغول عبادت شد! در اينجا بود كه صداى هاتفى شنيده شد كه سه مرتبه خطاب به حضرت ندا در داد: اءنت زين العابدين . تويى زينت عبادت كنندگان .
در نتيجه اين لقب در ميان مردم ظاهر و مشهور گشت .
سجده براى شكر نعمت  
حضرت امام محمد باقر عليه السلام مى فرمايد: پدرم على بن الحسين هرگز نعمتى از خدا را ياد نكرد مگر آنكه براى شكر آن نعمت ، خداى را سجده كرد، چنانكه آيه اى از كتاب خدا را كه در آن آيات سجده باشد قرائت نمى نمود مگر آنكه سجده مى كرد. نيز هرگاه حقّ تعالى شرّى را از حضرت دفع مى كرد كه از آن در بيم بود، يا مكر مكر كننده اى را از او دور مى گردانيد سجده مى كرد، و هرگاه از نماز واجب فارغ مى شد سجده مى كرد، و هرگاه توفيق مى يافت كه ميان دو كس اصلاح كند، براى شكر اين خدمت سجده مى كرد. در جميع مواضع ، سجود آن حضرت به چشم مى خورد؛ و به اين سبب آن حضرت را سجّاد مى گفتند.(253)
محتاج به رحمت حق 
حديقه الشيعه نوشته مرحوم آيه الله مقدس اردبيلى ، از طاووس يمانى نقل مى كند كه مى گويد: نيمه شبى داخل حجر اسماعيل شدم ، ديدم كه حضرت امام زين العابدين در حال سجده است و كلامى را مدام تكرار مى كند. چون گوش كردم ، اين دعا بود:
الهى عُبَيدكَ بِفنائِكَ، مسكينكَ بِفنائك ، فقيرُك بِفنائك .
بعد از آن هر زمان كه بلا و المى و مرضى مرا پيش آمد، چون نماز گزارده سر به سجده نهادم و اين كلمات را گفتم ، مرا خلاصى و فرجى روى داد.
فناء در لغت به معنى فضاى در خانه است . يعنى خدايا، بنده تو و مسكين تو و محتاج تو، بر درگاه تو، منتظر نزول رحمت تو است و از تو چشم عفو و احسان دارد. هركس اين كلمات را از روى اخلاص بگويد البته اثر مى كند و هر حاجت كه دارد برآورده مى شود.(254)
پانصد درخت خرما 
شيخ صدوق از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: پدرم حضرت على بن الحسين در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى گذارد، چنانكه اميرالمؤ منين على بن ابى طالب نيز چنين بود. آن حضرت پانصد درخت خرما در تملّك داشت ، و نزد هر درختى دو ركعت نماز مى گذارد.
هنگامى كه به نماز مى ايستاد رنگ مباركش تغيير مى كرد و حالتش نزد خداوند جليل مانند بندگان ذليل بود. اعضاى شريفش از خوف خداوند مى لرزيد، و نمازش نماز مودع بود، يعنى مانند آنكه مى داند اين نماز آخر او است و بعد از آن ديگر امكان انجام نماز براى او رخ نخواهد داد.(255)
تو در راه خدا آزادى ! 
روزى امام سجّاد عليه السلام يكى از غلامان خود را دوبار صدا زد، ولى او جوابى نداد. چون در مرتبه سوم جواب داد، حضرت فرمود: آيا صداى مرا نشنيدى ؟ عرض كرد: بلى ، شنيدم . فرمود پس چه شد كه جواب مرا ندادى ؟! عرض كرد چون از تو ايمن بودم ! فرمود: الحمدلله الذى جعلَ مملوكى ياءمننى . حمد خداى را كه مملوك مرا از من ايمن گردانيد.(256)
نيز روايت شده است كه ، زمانى ، جماعتى مهمان حضرت سجّاد بودند. يكى از خدّام كبابى را از تنور بيرون آورده با سيخ به حضور مبارك آورد، در راه به علت عجله و شتاب غلام ، سيخ كباب از دست او بر سر كودكى از آن حضرت كه در زير نردبان بود افتاد و كودك را هلاك كرد.
آن غلام سخت مضطرب و متحير شد، امّا حضرت به وى فرمود: اءنت حر، تو در راه خدا آزادى . تو اين كار را به عمد نكردى . پس امر فرمود كه آن كودك را تجهيز كرده دفن نمايند. (257)
صاحب مناقب از مدائنى نقل كرده است كه : چون سيّد سجّاد عليه السلام نژاد و تبار خويش را بيان كرد، يزيد به يكى از اعوان خود گفت : وى را به بوستان برده و خونش را بريز و همانجا او را به خاك بسپار. ماءمور حضرت را به بوستان برده و به كندن قبر پرداخت در خلال حفر قبر حضرت سجاد نيز به نماز ايستاد. زمانى كه خواست آن حضرت را به قتل رساند، دستى از هوا پيدا شد و بر رخسار او سيلى زد كه به روى درافتاد و نعره كشيد و بى هوش ‍ شد.
خالد فرزند يزيد كه اين كرامات را بديد، رنگ از رخسارش پريده به سوى پدر شتافت و ماجرا را براى وى نقل كرد. يزيد امر كرد شخص مزبور را در همان گودال دفن كنند و امام را نيز رها سازند.(258)
وصيّت امام سجّاد عليه السلام به فرزندش امام محمد باقر عليه السلام  
امام محمد باقر عليه السلام مى گويد: در وقتى كه پدرم عازم سفر بود، از وى درخواست كردم مرا وصيتى فرمايد. به من فرمود با پنج تن دوستى و مجالست مكن :
1.با فاسق و نابكار و فرومايه منشين كه ترا به يك لقمه نانى مى فروشد.
2. با مردم بخيل معاشرت مكن كه در روز سخت و محنت يارى تو نمى كند.
3. از دروغگو پرهيز كن كه او به منزله سراب است و ترا مى فريبد دور را نزديك و نزديك را دور جلوه مى دهد.
4.از مردم احمق و نادان كناره گيرى كن كه چون مى خواهند به تو سودى رسانند زيان مى رسانند.
5.از كسى كه قطع رحم كرده نيز گريزان باش كه خداوند در چند جاى قرآن او را لعن كرده است .
حضرت امام زين العابدين فرمود:
مسكينٌ ابن آدمَ لهُ فى كلّ يومٍ ثلاثُ مصائبَ لا يعتبرُ بواحدة منهن ...
يعنى ، بيچاره فرزند آدم ، كه براى او در هر روزى سه مصيبت است و از هيچ يك از آنها عبرت نمى گيرد، كه اگر عبرت بگيرد امر دنيا بر وى سهل و آسان خواهد شد.
امّا مصيبت اول : كم شدن هر روز است از عمر او؛ همانا اگر در مال او نقصانى پديد آيد مغموم مى شود، با آنكه جاى درهم رفته درهمى ديگر مى آيد، ولى عمر را چيزى برنمى گرداند.
مصيبت دوم : استيفاى روزى او است ، پس هرگاه حلال باشد حساب از او كشيده و اگر حرام باشد او را عقاب كنند.
مصيبت سوم : از اين بزرگتر است . پرسيدند چيست ؟ فرمود: هيچ روز را شب نمى كند مگر اينكه يك منزل به آخرت نزديك تر مى شود، ولكن نمى داند كه به بهشت وارد مى شود يا به برزخ .(259)
فرزندان امام چهارم 
شيخ مفيد و صاحب فصول 