يانى به معناى پاكيزه است ، و به آن از آن جهت شام گفته شده ، كه سرزمينى پاكيزه است و نعمتش فراوان
نيز در آيات شريفه : ((قلنا يا نار كونى بردا و سلاما على ابراهيم # و ارادوا به كيدا فجعلناهم الاخسرين # و نجيناه و لوطا الى الارض التى باركنا فيها للعالمين )) و آيه : ((تجرى بامره الى الارض التى بار كنا فيها...)) (326) مقصود از ((بار كنافيها)) در هر دو آيه شام است
مرحوم خراسانى در منتخب التواريخ از روضات نقل مى كند كه ابوبكر خوارزمى آورده است :
((جنات الدنيا اربع : غوطه دمشق و صفد سمرقند و شعب بوان و ابله البصره . وافضلها غوطه دمشق )) باغهاى بهشتى دنيا چهار است : غطوطه دمشق و..و غوطه دمشق از همه بهتر است
در روايات عامه ، مدح بليغى از شام ، خصوصا دمشق شده است - هر چند به احتمال قوى بيشتر آنها رواياتى است كه وعاظ السلاطين به منظور جلب رضايت دولتمردان و يا توجيه جنايات آنان جعل كرده اند. مخصوصا ابو هريره - راوى زبر دست عامه - روايات عجيبى در اين باره دارد. از جمله مى گويد: چهار شهر از شهرهاى بهشت است : مكه و مدينه و بيت المقدس ‍ و شام
نيز مى گويد: ((رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: پس از من فتنه هايى روى خواهد داد، عرض شد، يا رسول الله چه دستور مى فرماييد؟ فرمود: شام را رها نكنيد ((ستكون فتن قيل يا رسول الله فما تامرنا؟ قال عليكم بالشام ))
و اين در حالى است كه شام پس از پيامبر صلى الله عليه و آله حدود يك قرن جايگاه بوزينگان اموى گرديد و امام باقر عليه السلام از مردم آن به بدى ياد مى كرد.
محدث جليل ، فيض كاشانى ((قدس سره )) در تفسير صافى از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت مى كند كه فرمود:
چه زمين خوبى است شام ، و چه مردم بدى هستند اهل شام ، و چه بلاد بدى است مصر. بدانيد كه آنجا زندان كسانى است كه خداى تعالى بر آنها غضب كرده است ، و داخل شدن بنى اسرائيل به مصر نبود مگر به علت سرپيچى آنها از فرمان خدا. زيرا خداى تعالى فرمود: داخل شويد به زمين مقدسى كه خداوند به نام شما نوشته است يعنى شام . ولى آنان از داخل شدن به شام خوددارى كردند، و به جزاى اين سرپيچى چهل سال در بيابانها مصر سرگردان شدند و پس از چهل سال سرگردانى داخل مصر شدند، و فرمود: تا توبه نكردند و خداوند از آنان راضى نشد از مصر در نيامده و داخل شام نشدند.
((نعم الارض الشام ، و بئس القوم اهلها، و بئس البلاد مصر، اما آنهاسجن من سخط الله عليه ، و لم يكن دخول بنى اسرائيل الا معصيته منهم لله . لان الله قال ادخلوا الارض المقدسه التى كتب الله لكم ، يعنى الشام ، فابوا ان يدخلوها بعد اربعين سنه . قال : و ما خروجهم من مصر و دخولهم الشام الا بعد توبتهم و رضاء الله عنهم )) (327)
در تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام آمده است : كه وقتى خبر سر پيچى معاويه لعنه الله عليه به امير المومنين عليه السلام رسيد گفته شد كه صدهزار نفر با او هستند فرمود: از كدام طايفه اند؟ گفتند از اهل شام . فرمود: نگوييد اهل شام و لكن بگوييد اهل شومى . اينان از فرزندان مصرند كه به زبان داود لعن شدند، و خداوند بعضى از آنان رابدل به ميمون و خوك ساخت .
((لما بلغ اميرالمومنين عليه السلام امر معاويه ، و انه فى ماه الف قال : من اى القوم ؟ قالوا من اهل الشام . قال : لاتقولوا من اهل الشام ، و لكن قولوا من اهل الشوم ، هم من ابنا مصر، لعنوا على لسان داود، فجعل منهم القرده و الخنازير)) (328)فصل دوم : آثار و ابنيه تاريخى شام 
منطقه شام ، مخصوصا دمشق ، به خاطر لطافت هوا و وفور نعمت و مهمتر از آن ، حساسيت سياسى - نظامى منطقه ، همواره مورد توجه طاغوتها و ابر قدرتها بوده ، و نيز به علت سابقه تاريخى داراى بناهاى مهم و مشاهد و مزارهايى است كه مقدارى از آن ذيلا ذكر مى شود:
الف - آثار تاريخى شام ، از عهد پيامبران صلى الله عليه و آله  
منتخبات التواريخ ، اثر محمد اديب آل تقى الدين الحصنى ، از سفرنامه ابن بطوطه نقل مى كند كه قاسيون كوهى است در شمال دمشق ، و صالحيه در دامنه آن كوه واقع شده ، و مشهور است كه كوه با بركتى است ، زيرا هميشه انبيا عليه السلام بر آن كوه بر شده اند، و از مشاهده كريمه آن كوه ، غارى است كه حضرت ابراهيم عليه السلام در آن غار تولد يافته . غارى است تنگ و مسجدى بزرگ و صومعه اى عالى بر آن كوه است ، و داستان مشاهده حضرت ابراهيم عليه السلام ستاره و ماه و آفتاب را كه در قرآن آمده است از اين غار بوده است ، و مقام آن حضرت در پشت اين غار است كه حضرت هنگامى كه از غار بيرون مى آمده آنجا مى نشسته است . در نزديكى اين غار محل ديگرى است به نام ((مغارالدم )) يعنى غار خون بر فراز آن غار سنگ سرخى است كه چون قابيل ، هابيل را كشت و جسدش را كشان كشان تا اين غار آورد، خداى تعالى اثر خون هابيل را بر آن سنگ باقى نگاهداشته است . و گويند كه در آن غار حضرت ابراهيم و موسى و عيسى و ايوب و لوط عليه السلام نماز خوانده اند، و در آنجا مسجدى هست كه بايد براى ورود به آن از پله ها بالا رفت و چند خانه و اطاقك براى سكونت آنجاست .
نيز بر فراز كوه كهفى است كه منسوب به آدم عليه السلام است و بنايى دارد و پايينتر از آن ((غار جوع )) است . قزوينى و ابن الوردى هم گفته اند كه ((به طور خلاصه )): كوه قاسيون مشرف بر دمشق است ، و در آن آثار انبيا و غارها و كهفها است ، از جمله ((غار خون ))، و گويند كه قابيل ، هابيل را در آن غار كشته است ، و در آنجا سنگى است كه مى گويند با آن سنگ قابيل فرق هابيل را شكافته و غار ديگرى آنجا است كه ((غار جوع )) ش ‍ مى نامند.
شهاب ميننى نيز نقل مى كند كه : كوه قاسيون مشرف بر دمشق است ، و در دامنه اش شهركى است معروف به صالحيه كه در قديم به آن ((قريه النخل )) يا ((قريه الجبل )) مى گفتند، و در دامنه كوه قبرهاى بى شمارى از انبيا و صلحا وجود دارد، كه با گذشت روزگار از بين رفته ، و تنها قبر ذى الكفل عليه السلام ظاهرا باقى مانده است . اثر باستانى ديگر، كهفى است كه در قرآن از آن ياد شده است بنا بر قولى ، و لكن قول صحيح آن است كه آن كهف در طرسوس است ، و در است ، و در اين كوه مقام چهل نفر از ابدال بود، كه در آنجا مشغول عبادت بوده اند كه مشهور است و براى استجابت دعا روى به آن مى آورند، و پهلوى اين مقام ((غار خون )) است ، و اندكى بالاتر از اين مقام جايى است كه براى استجابت دعا مجرب است و آن را ((مستغاث )) گويند و ارباب حوائج به آنجا مى روند تا دعا كنند.
ب - آثار تاريخى شام ، از دوران اسلام  
1. مسجد جامع دمشق در شام  
از بناهاى تاريخى شام ، مسجد جامع دمشق است ، كه از عجايب آن شهر به شمار مى آيد، اين مسجد را وليد بن عبد الملك به سال 86 يا 87 يا 88 بنا نموده ، و خراج هفت سال كشور را در آن مسجد خرج كرده است ، و مورخين مطالبى اغراق آميز درباره آن گفته اند. ابن بطوطه گويد:
مسجد دمشق بزرگترين مسجد دنياست از نظر اجتماع مردم در آن و محكمترين آنها از نظر ساختمان ، و بديع ترينشان از حيث زيبايى و بهجت و جمال ، كه مانندى براى آن معلوم نشده و شبيهى ندارد. سپس خصوصيات بنا و ستونها و محرابها 