و قبه النسر و ديگر خصوصيات آن را شرح مى دهد. گفتار مورخان هر چه باشد، انصاف آن است كه بگوييم زيبايى فوق العاده مسجد و دقت صنعت آن مخصوصا در حجاريهاى محراب و منبر غير قابل انكار و اعجاب انگيز است . در وسط مسجد گنبدى است به نام قبه النسر كه بر چهار ستون استوار بوده و از زيبايى خاصى برخوردار است ، و در دو طرف آن به دو رديف يعنى محاذى هر يك از چهار ستون قبه النسر، ستونهاى سنگى زيبايى كار گذاشته اند، هر رديف به تعداد ده ستون كه مجموعا چهل ستون مى شود. نيز در قسمت غربى آن چاهى است و حوض ‍ سنگى يى كه چاه را پر كرده اند و دهانه چاه با سنگى استوانه اى مشخص ‍ است
ياقوت حموى در معجم البلدان نقل كرده كه جامع دمشق را وليد بن عبدالملك بن مروان در سال 87 يا به قولى 88 بنا كرده و تلاش زيادى را در عمارت مسجد متحمل شده است .
نيز به گفته ياقوت : براى آن چهار در قرار دادند: در طرف شرق باب جيرون ، در طرف غرب باب البريد، در سمت قبله باب الزياره ، و در مقابل آن ((پشت به قبله )) باب الفراديس . (329)
آتش سوزى در مسجد جامع دمشق  
احمد غسان سباتو، يكى از نويسندگان عرب ، در كتابش ((دمشق فى دوائر المعارف العربيه و العالميه ، ص 119)) درباره مسجد جامع دمشق مى گويد: از خراج شام مدت 2 سال ، و بنابر قولى بيشتر از خراج 2 سال ، براى بنا و تزيين مسجد جامع دمشق استفاده كردند، تا آنكه به صورت يكى از زيباترين مساجد در پايتخت خلافت اسلامى در آمد. مسجد مزبور تا سال 461 به همان صورت باقى ماند. در اين سال ، كه عصر حكومت فاطميين بود، آتش سوزى مهيبى در مسجد رخ داد، و بعد از آن نيز شش بار آتش سوزى در مسجد تكرار شد كه آخرينش در سال 1310 هجرى قمرى واقع شد. وى همچنين بيان مى كند كه مسجد جامع دمشق ابتدا كليسا بوده كه امپراطور ((كيودسيوس اول )) آن را بنا كرده بود. (330)
ابن عساكر، يكى از مورخين بنام ، كه هشتاد جلد كتاب در مورد تاريخ دمشق تاليف كرده است ، نقل مى كند كه : مسجد جامع دمشق يكى از كليساهاى نصارى بود. هنگامى كه دمشق فتح شد مسلمانان در يك قسمت آن نماز مى خواندند و نصارى در قسمت ديگر، تا اينكه به وسيله وليد بن عبدالملك بن مروان نصف ديگر آن نيز از نصارى گرفته شد، و تماما به صورت مسجد در آمد. (331)
صاحب كتاب زيارات الشام در توصيف مسجد جامع دمشق از جمله چيزهايى كه ذكر مى كند ((صخره القربان )) است . وى مى گويد: نزديك درى كه ((باب الساعات )) ناميده مى شود صخره بزرگى است كه در گذشته بر روى آن قربانى مى گذاشتند. ابن عساكر نيز در تاريخ خود نقل كرده است كه قربانى را روى صخره قرار مى دادند، چنانچه مقبول واقع مى شد آتش مى آمد و آن را در بر مى گرفت ، و چنانچه مقبول واقع مى شد آتش مى آمد و آن را در بر مى گرفت ، و چنانچه مقبول نمى افتاد به حال خود باقى مى ماند. (332) ياقوت حموى ، صاحب معجم البلدان ، نيز نظير اين قول را بيان مى كند.
ابن عساكر همچنين مى گويد: مسجد على بن الحسين عليه السلام در جامع دمشق معروف است ، و آن حضرت در قسمت شمال شرقى مسجد در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى خوانده است . (333)
شبستان مسجد  
شبستان كنونى مسجد، 15132 متر مربع وسعت دارد و داراى 44 ستون و 2 طبقه مى باشد. اين شبستان از سه قسمت تشكيل شده ، كه قسمت وسط آن داراى گنبد بزرگى به نام ((عقاب )) است .
منبرى در داخل مسجد وجود دارد كه معروف است حضرت امام سجاد زين العابدين عليه السلام خطبه خود را در زمان يزيد بن معاويه لعنه الله عليهما بر فراز منبرى كه آن روز در محل آن قرار داشت ، ايراد كرده است . همچنين در قسمت ديگرى از داخل مسجد، گنبد كوچكى روى چهار ستون قرار دارد كه به مقام امام زين العابدين معروف است و گفته مى شود كه حضرت در آنجا استراحت مى كرده است .
در كنار مسجد ياد شده در قسمت شرقى مسجد، مقام راس الحسين عليه السلام قرار گرفته است كه زيارتگاه شيعيان مى باشد. (334)
2. مقام انبيا عليه السلام در مسجد جامع دمشق  
الف . محل دفن و مرقد مطهر سر مبارك حضرت يحيى عليه السلام
مرقد شريف سر مقدس حضرت يحيى على نبينا و آله و عليه السلام در اين مسحد است . و امام مرقد بدن شريف آنحضرت طبق آنچه تاريخ منتخبات التواريخ مى نويسد در مسجد دلم در يكى از نواحى دمشق به نام زبدانى است .
صاحب تاريخ فوق ، از زيد بن واقد نقل مى كند كه من هنگامى كه مى خواستند مسجد دمشق را بنا كنند، سر مبارك حضرت يحيى عليه السلام را مشاهده كردم ، كه از زير يكى از اركان قبه مسجد بيرون آوردند و پوست صورت آن حضرت و حتى موى سر مبارك تغييرى نكرده بود. و هم در آن كتاب است كه زيد بن واقد گويد: موقعى كه مسجد جامع دمشق را مى ساختند من از طرف وليد سر كارگر بودم ، ناگاه گودالى باز شد، و غارى نمايان گشت . جريان را به وليد گزارش داديم ، چون شب فرا رسيد وليد خودش در حاليكه پيشاپيش او شمع گرفته بودند آمد و به اندرون آن غار رفت ، ديديم كه كنيسه و نماز خانه كوچكى است به مساحت 3 ذرع و در 3 ذرع ، و صندوقى آنجاست ، وليد در صندوق را گشود، در ميان آن صندوق سبدى بود كه در ميان آن ، سر حضرت يحيى عليه السلام بود، و بر آن سبد نوشته بود: ((هذا راس يحيى بن زكريا)) وليد دستور داد كه سر مقدس را به جايگاهش بر گردانند، و ستونى راكه بر قبر مى گذارند با بقيه ستونها امتيازى داشته باشد. (335)
يحيى عليه السلام اين بنده صالح خدا فرزند زكرياست ، كه خداى تعالى او را در سن پيرى ، زكريا، به وى عطا فرمود چنانچه آيات اول سوره مريم به آن اشاره مى كند: ((كهيعص # ذكر رحمه ربك عبده زكريا...) الايات . (336)
اين بزرگوار در دوران كودكى به مقام بزرگ نبوت نائل آمد ((...واتيناه الحكم صبيا)) (337)
و آنقدر در نزد خداى تعالى مقام و منزلت داشت كه امام محمد باقر عليه السلام بر حسب روايت كافى شريف فرمود: هر وقت خداى تعالى را مى خواند، جواب ((لبيك يا يحيى )) از خداوند مى شنيد.
او با اين مقام ارجمند آنقدر از خوف خداى تعالى گريست كه گوشت گونه هاى صورتش فرو ريخت پاره نمدى بر صورت خود مى گذاشت تا اشك چشمهايش را به خود بگيرد و بر صورت مباركش جارى نشود، كه اشك نمكين است و سوزش زخم را مى افزايد. (338)
بجز مرقد مطهر سر حضرت يحيى عليه السلام در مسجد جامع دمشق قبور ديگرى نيز از انبيا عليه السلام است كه تاريخ منتخب التواريخ از صاحب روضه الانام نقل مى كند كه گفته است قبر حضرت هود عليه السلام در ديوار جنوبى مسجد جامع دمشق است ، مقابل سر مبارك حضرت يحيى عليه السلام ، ولى نشانه ظاهرى ندارد. و هم او گفته است كه شمار زيادى از مورخين دمشق اين مطلب را ذكر كرده اند.
ب - قبر هود عليه السلام  
وهروى نيز در اشارات گفته است كه قبر حضرت هود عليه السلام در ديوار سمت قبله مسجد است و بعضى از مورخين نقل كرده اند كه نزد قبر حضرت هود عليه السلام سنگ قبرى است كه بر آن نوشته شده :
((و قضى ربك ان لا تعبدوا الا اياه ولالوالدين احسانا)) (339) انا هود بن الجلود بن عاد بن عوص بن سام بن نوح . قال : جئتهم بالرساله و بقيت فيهم مده عمر فكذبونى فاخذهم الله بالريح العظيم ))
يعنى : فرم