رئيل و من اسمه مكتوب على سرداق عرش الجليل و من ختم الله بجده المرسلين و قمع بابيه المشركين فاين مثل جدى محمد المصطفى و ابى المرتضى و امى فاطمه الزهرا صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين ))
يعنى : خاك بر دهانت باد اى ملعون . لعنت خداوند بر ستمكاران باد. واى بر تو. آيا فخر مى كنى بر يزيد ملعون كه به قتل رسانيدى كسى را كه جبرئيل در گهواره براى او ذكر خواب مى گفت و نام گراميش در سرداق عرش جليل پروردگار، مكتوب است ؟ كشتى كسى را كه خداوند متعال پيامبرى را به جد وى ، رسول خدا، خاتمه داد. آيا افتخار تو اين است كه به قتل رسانيدى كسى را كه پدرش نابود كننده مشركين بود؟ كجا جدى و پدرى و مادرى مثل جد و پدر و مادر من پيدا خواهد شد؟ خولى اصبحى كه نگران اين بيانات بود، به ام كلثوم عليه السلام گفت : تابين الشجاعه و انت بنت الشجاع ، يعنى تو هرگز از شجاعت سر بر نتابى ، همانا تو دختر مرد شجاعى هستى .
مراجعت ام كلثوم عليه السلام از شام به مدينه و مرثيه سرايى او
در جلد عاشر بحار (طبع كمپانى ) و غير آن مروى است كه چون يزيد خواست عيال الله را روانه مدينه نمايد اموال و اثقال و عطايا را بر زبر هم نهاد...تا آنجا كه گويد: آنگاه روى به مدينه نهادند، چون ديوارهاى مدينه نمودار گرديد، ام كلثوم با دلى پر از اندوه سيلاب اشك از ديده جارى ساخته به قرائت اين مرثيه پرداخت و زمين و آسمان را منقلب ساخت :
مدينه جدنا لا تقبلينا
فبا لحسرات و الا حزان جئنا
الا اخبر رسول الله عنا
بانا قد فجعنا فى اخينا
اين شعر منسوب به ام كلثوم سلام الله عليها در كتب مقاتل مفصل آمده براى تيمن و تبرك دو بيت از آن را زينت بخش اين مجموعه نموديم .
آنگاه بر سر قبر مادرش ، فاطمه زهرا عليه السلام آمد و از بانگ ناله و عويل ، شور محشر برپا كرد. مردم گريبانها چاك زدند، صورتها خراشيدند، و ناله واحسيناه به چرخ برين رسانيدند. در آن وقت ام كلثوم عليه السلام ، با چشم پر آب و قلب كباب ، بر سر قبر مادر اين مرثيه را بگفت كه سنگ را آب و آب را كباب نمود:
افاطم لو نظرت الى السبايا
بناتك فى البلاد مشتتينا
افاطم لو نظرت الى الحبارى
و لو ابصرت زين العابدينا
افاطم لو رايت بتنا سهارى
و من سهر الميالى قد عيينا
افاطم ما لقيت من عداك
فلا قيرات مما قد لقينا
فلو دامت حياتك لم تزالى
الى يوم القيامه تندبينا
وفات عليا مخدره ام كلثوم عليه السلام
در بحر المصائب گويد كه : ام كلثوم عليه السلام چون وارد مدينه شد (بعد از واقعه جانسوز كربلا) بعد از چهار ماه از اين سراى پربلا به رحمت خداوند لايزال پيوست ، بنا بر قول علامه حلى در منهاج الصلاح و شيخ كفعمى در مصباح و شيخ مفيد در ارشاد (كه مى فرمايند ورود اهل بيت عليه السلام در مدينه بيستم شهر صفر بوده است ) وفات آن بانوى بزرگوار بايستى تقريبا در اواخر شهر جمادى الثانى 62 از هجرت باشد، و الله العالم . و در مدفن اين مخدره به نام ام كلثوم عليه السلام غير مدينه و در جاى ديگر ذكرى ندارد. سلام الله عليها و على جدها و امها و ابيها و اخويها. (361)
3. حضرت سكينه دختر امام حسين عليه السلام مصر - شام  
مادرش رباب دختر امر القيس بن عدى بن اوس بن جابر بود. اين شعر منسوب به امام حسين عليه السلام است :
لعمرك اننى لاحب دارا
تضيفها سكينه و الرباب
احبهما و ابذل بعد مالى
و ليس للائمى بها عتاب
و لست لهم و ان عتبوا مطيعا
حياتى او يغيبنى التراب (362)
اصبغ بن عبدالعزيز بن مروان بن حكم سكينه را خواستگارى كرد، او را به مصر بردند، موقعى رسيد كه اصبغ مرده بود.
در شعر منسوب به حضرت سيد الشهدا عليه السلام به سكينه عليه السلام با عنوان خيره النسوان (بهترين زنان ) خطاب شده است .
او كه تمام انقلابات زمان را درك و خود در دانش و ادب سر آمد زنان عصر بود، در انقلاب حسينى و بيدارى زنان نسبت به فجايع بنى اميه نقش ‍ موثرى داشت و در كاروان اسراى شام همچون عمه اش زينب عليه السلام ، در نگهدارى كودكان و تبليغ اهداف حسينى تلاش مى كرد.
حضرت سكينه عليه السلام ، هم در مصر و هم در باب الصغير شام ، قبه و بارگاه و زايران زيادى دارد كه از همه كشورهاى اسلامى به زيارتش مى روند. حضرت سكينه عليه السلام كه سالها پس از قضيه كربلا زنده بود، يكى از راويان صحنه كربلا و ياد آور فداكارى ياران امام حسين عليه السلام است . (363)
4. فاطمه صغرى عليه السلام دختر امام حسين عليه السلام مدينه - شام للّه للّهللّه
فاطمه صغرى دختر امام حسين عليه السلام از ((ام اسحاق )) بنت طلحه بن عبيدالله بن تيميه بوده است . (364) وى در سال سى ام هجرى به دنيا آم د و در واقعه كربلا نيز حدود سى سال سن داشته است . (365) لذا مى توان گفت از خواهرش حضرت سكينه عليه السلام بزرگتر بوده است . فاطمه صغرى زنى بزرگوار و داراى مقام عالى دينى و علمى بود، به طورى كه پدرش سيد الشهدا عليه السلام به اين امر شهادت داده است و آن هنگامى بود كه حسن مثنى براى خواستگارى يكى از دختران امام حسين عليه السلام آمد حضرت به او فرمود: من فاطمه را براى تو بر مى گزينم كه به مادرم حضرت فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله بسيار شبيه ، و در دين ، تمام شب به نماز و عبادت مى پردازد، روزها را روزه مى دارد و در شكل مشابه حور العين است . (366) او از پدر، برادرش - امام زين العابدين عليه السلام - و عمه اش - حضرت زينب عليه السلام - عبدالله بن عباس و اسما بنت عميس حديث روايت مى كرده و فرزندان او، عبدالله ، ابراهيم ، حسين همچنين ام جعفر، ابوالمقدم ، و زهير بن معاويه نيز از او حديث نقل كرده اند، احاديث او در سنن ترمذى ، ابوداود، ابن ماجه ، نسايى ، و تاليفات ابن حجر آمده است . فاطمه صغرى عليه السلام در منزل فاطمه زهرا عليه السلام مادر بزرگش - در مسجد النبى صلى الله عليه و آله مى زيست وقتى وليد دستور تخريب خانه هاى مسجد النبى صلى الله عليه و آله را صادر كرد او به خارج مسجد رفته ، و در آنجا خانه اى ساخت ، چاهى حفر كرد كه بركت فراوانى داشت . اين چاه را زمزم مى خوانده و مردم از آن تبرك مى جستند.
فاطمه عليه السلام همانند زينب كبرى عليه السلام در حوادث كربلا مامن و پناهگاه اهل بيت عليه السلام بوده و دربارگاه عبيدالله بن زياد و يزيد خطبه هاى غرا خوانده است . او به سال 110 هجرى وفات يافت . (367)
پشت قبر سكينه عليه السلام و ام كلثوم عليه السلام سمت چپ آن ، قبرى منسوب به فاطمه صغرى عليه السلام دختر امام حسين عليه السلام است .
در بيشتر منابع روايت مى كنند كه فاطمه صغرى عليه السلام در منزل خود، يعنى در پشت مسجد النبى صلى الله عليه و آله وفات يافت و در بقيع به خاك سپرده شد.
در كتاب از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تا حضرت زين العابدين عليه السلام نوشته شيخ على فلسفى ، چاپ 1413 هجرى قمرى چنين نقل مى كند:
فاطمه صغرى عليه السلام در شهر شام مدفون و داراى بقعه و حرم بسيار زيبا و زائرين فراوانى دارد و اضافه مى كند: در كتاب بحار الانوار، ص 247 از كتاب مناق و نيز در كتاب ناسخ التواريخ ص 495 از حضرت سجاد عليه السل