 المومنين على عليه السلام شتافت و با وى بيعت كرد و در همين جنگ به شهادت رسيد و در صفين مدفون گشت .
قبر وى اكنون در شهر رقه واقع در 200 كيلومترى حلب و 450 كيلومترى شام نزديك قبر جناب عمار واقع شده است .
2 - عمار ياسر: شهر رقه - نزديك قبر اويس قرنى
3 - زكرياى پيغمبر: شهر رقه جامع زكريا
8. عبدالله بن ام مكتوم عامرى موذن پيغمبر صلى الله عليه و آله - باب الصغير
برخى نام او را عمرو نوشته اند. مادرش ام كلثوم و پدرش قيس است عبدالله قديم الاسلام و مهاجر است و چون نابينا بود سيزده بار پيغمبر صلى الله عليه و آله او را در مدينه گذاشت كه به جايش نماز بخواند و لذا به غزوات نرفت . او در جنگ قادسيه حاضر بود.
بعضى مفسرين ، فرد اعماى مذكور در سوره عبس را همين شخص مى دانند و به مناسبتهاى ديگر نيز نام وى در تارخ اسلام آمده است . نيز آورده اند كه وى بعد از جنگ بدر به مدينه آمد و نابينا بود و حضرت رسول صلى الله عليه و آله در تمام غزواتى كه از مدينه خارج مى شد وى را به پيشنمازى مدينه معرفى مى فرمود. عبدالله در قادسيه دو زره پوشيده و پرچم سياهى نيز به دست داشت و پس از جنگ به مدينه مراجعت و در آنجا در گذشت .
ولى اكنون آرامگاهى در كنار حضرت عبدالله الباهر به نام وى در باب الصغير مشهور است و نزديك بقعه او اطاقى وجود دارد كه به يكى از همسران رسول خدا صلى الله عليه و آله منسوب است . (378)
9. قبر اوس بن اوس  
((اوس بن اوس )) يكى ديگر از صحابه جليل القدر رسول خدا صلى الله عليه و آله است . وى از كسانى بود كه در مسجد النبى صلى الله عليه و آله و بر ((ايوان صفه )) زندگى مى كرد. اوس بن اوس در نهايت فقر و تنگدستى روزگار مى گذرانيد و همواره در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله مشغول تهجد و عبادت و اعتكاف بود. وى به شام هجرت كرد و پس از وفات در دوران خلافت عثمان ، در باب الصغير مدفون شد. (379) مقبره وى اكنون در مقابل مدرسه صابونيه در سمت ديواره غربى باب الصغير است .
10. وائله بن الاسقع  
يكى ديگر از صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله كه همراه اوس بن اوس ‍ و عمار بن ياسر و ديگران بر ايوان صفه در مسجد النبى صلى الله عليه و آله زندگى مى كرد وائله بن الاسقع بود. وى عمرى بالنسبه طولانى داشت و گويند در سن 150 سالگى - در خلافت عبدالملك مروان (سال 83 هجرى ) - در دمشق از دنيا رفت و در باب الصغير مدفون شد. او آخرين صحابه اى بود كه در اين شهر وفات يافت . (380) وائله پس از شهادت امام حسين عليه السلام به شدت خشمگين بوده و همواره به نقل آيه تطهير كه در شان خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شده مى پرداخته (381)
است .
11. فضاله بن عبيد  
((فضاله بن عبيد)) يكى از صحابه رسول خدا صلى الله عليه و آله بود كه پس از فتح دمشق به اين شهر آمد و در آنجا سكونت گزيد. در دوران معاويه ، كرسى قضاوت در اين شهر را بر عهده داشت و در سال 53 هجرى در گذشت . وى را در كنار ابى درداء وام درداء مدفون ساختند. (382)
12. سهل بن ربيع انصارى  
((سهل بن ربيع انصارى )) يكى ديگر از صحابه بزرگوار و از قبيله اوس بود كه در مشق ساكن شده و در اوائل خلافت معاويه وفات يافت . او را در باب الصغير (جنوب قبرستان ) به خاك سپردند. (383)
13. حجر بن عدى كندى يمنى  
- شهيد ولاى على عليه السلام - دمشق 20 كيلومترى دمشق در قريه عذرا كه اكنون در محل عدر تلفظ مى شود و از توابع دوما كه بعد از حرستا در سمت راست دوما مى باشد. ايستگاه اتوبوسهاى آن در شارع الثوره است .
حجر از تابعين كبار و سران زهاد و از ابدال ياران على عليه السلام و معروف به حجر الخير است .
حضرت به او فرمود: ترا امر مى كنند كه به من لعنت كنى ، در آن موقع چه خواهى كرد؟ پرسيد: چه كنم ؟ فرمود: لعن بكن ولى بيزارى مجوى كه من بر دين خداوندم .
پس از شهادت حضرت امير عليه السلام محمد بن يوسف ، عامل يمن ، حجر را بر در مسجد صنعا نگه داشت . او را كتك زيادى زدند تا مولا را لعن كند، و وى در انظار مردم گفت :
((ان الامير امرنى ان العين عليا. فالعنوه لعنه الله )) (384)
امير مرا فرمان مى دهد كه على را لعنت كنم . پس او را ((منظورش محمد بن يوسف بود)) لعنت كنيد كه خدايش لعنت كند.
حجر به كثرت نماز و زيادى زهد معروف بود. وى در آخرين دقايق نزديك به شهادت حضرت اميرالمومنين عليه السلام شعرى خواند، حضرت چشم گشود و فرمود: اى حجر، چه مى كنى زمانى كه ترا به بيزارى جستن از من بخوانند؟ عرض كرد: به خدا سوگند اى امير مومنان ، اگر مرابا شمشير پاره پاره كنند و در آتشم افكنند و بسوزانند، تحمل همه ناگواريها را بر برائت از تو ترجيح مى دهم .
حضرت فرمود: ((و فقت لكل خير يا حجر جزاك الله خيرا عن اهل بيت نبيك )) (385)
عايشه به معاويه گفت : از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود: پس از من در ((عذرا)) مردانى كشته مى شوند كه خداوند و اهل آسمانها به خاطر آنها خشمناك مى شوند. (386)
مرگ حجر چنان كشورهاى اسلامى را تكان داد كه معاويه را رسوا كرد. ربيع بن زياد، استاندار و فرمانده ارتش معاويه در خراسان ، پس از نماز موضوع را در منبر بيان كرد و از خداوند مرگ خود را طلب كرد و دعايش مستجاب گرديد. (387) ابن اثير گفته است : قبر حجر در عذرا معروف و مستجاب الدعوه است ((قبر مزبور در كنار مسجدى است كه ماذنه قديمى دارد و اخيرا به همت مردم مسلمان صحن و بارگاهى براى آن مى سازند))
حجر با وجود سن كمش از بزرگان ياران على عليه السلام محسوب مى شود و در صفين فرمانده قبيله كنده و در نهروان فرمانده ميسره لشگر حضرت اميرالمومنين عليه السلام بود. ماجرا جويانى دنيا پرست مانند: ابو براده پسر ابوموسى اشعرى ، شمر بن ذى الجوشن ، شبث بن ربعى و عمر بن سعد استشهاديه اى تنظيم كردند كه حجر و يارانش خليفه را لعن كرده و از مردم خواسته است عليه معاويه وارد جنگ شوند. مامورين حكومتى آنها را به طرف شام حركت دادند. هنگامى كه آن ان را از كنار منزل قبيصه يكى از همراهان حجر عبور مى دادند، دخترانش مى گريستند، آنها را امر به سكوت كرد و گفت : من يا به فيض شهادت مى رسم كه خداوند نگهدار شماست ، و يا آنكه بر مى گردم ...
ايشان را به مرج عذرا (نزديك دمشق ) بردند، قبرهاى آنان را كنده و با شمشير برهنه در برابرشان ايستادند. 6 نفر به درخواست بستگانشان آزاد شدند. هشت نفرشان تا صبح نماز خواندند، بامداد خواستند آنها را بكشند دو نفر را به نزد معاويه بردند، وى يكى را به شرط آنكه به كوفه نرود آزاد كرد و ديگرى را به نام عبدالرحمان به كوفه فرستاد تا با شديدترين وجه او را شهيد نمايند.
حجر اجازه گرفت و دو ركعت نماز طولانى خواند و فرود: اين كوتاهترين نمازى بود كه در مدت زندگيم خوانده ام . جلاد پرسيد: چرا بدنت مى لرزد؟
فرمود: چرا نترسم و حال آنكه قبر آماده و كفن حاضر و شمشير كشيده شده است ، ولى به خدا سوگند اگر چه بدنم مى لرزد اما چيزى نمى گويم كه خداوند را به خشم بياورم .
تعداد شهدا: 1 - حجر بن عدى 2 - شريك بن شداد حضرمى 3 - صيفى بن شبل شيبانى 4 - قبيصه بن ضبيعه عبسى 5 - محرز بن شهاب منقرى 6 - كدام بن نحيان عنزى 7 - عبدالر