ن بزرگ اين خصلت زشت اعتقادى ، به وجود آمدن فاجعه دردناك كربلا بوده است !
بدين جهت فاطمه (سلام الله عليها) طى خطابه عميق و آتشينى ، مردم بى وفاى كوفه و خاندان غاصب ((بنى اميه )) را در اجتماع مردم شهر كوفه به محاكمه مى كشد، آنان را فريب خورده ، دنياطلب ، و مزدور و تبهكار معرفى مى كند(18) تا سرگذشت نكبت بار آنان ، براى نسلهاى آينده ، درس عبرت و انتخاب راه زندگى شرافتمندانه اى قرار گيرد.
اين كتاب از چهارده فصل تشكيل يافته ، كه فصل اول آن تحت عنوان ((اشك خورشيد)) وضع كلى عاشورا و لزوم سوگوارى در آن را مطرح مى سازد، و در فصلهاى ديگر، مراحل مختلف زندگى فاطمه كبرى دختر امام حسين (عليه السلام ) را، از سفر به كربلا و حضور در صحنه هاى آن ، اسارت فاطمه و ساير اهل بيت (عليه السلام ) در كوفه و شام و تا بازگشت به مدينه ، شخصيت معنوى و علمى او، ازدواج مجدد آن بانو، پس از شهادت همسر بزرگوارش ((حسن مثنى )) و سرانجام نحوه وفات و محل آرامگاه اين زن دانشمند و پرعظمت را مطالعه خواهيم كرد.
يادآورى اين نكته هم لازم است ، كه فصلهايى از اين كتاب به مناسبت ماه هاى محرم و صفر سال 1416 هجرى قمرى ، در مجله زن روز به چاپ رسيده ، كه پس از اصلاحات و اضافات فراوان ، بدين صورت كه ملاحظه مى كنيد، درآمده است .
اميد است اين اثر موجب روشنگرى نسل امروز زنان جوان مسلمان ، معرفى بهتر چهره درخشان اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و مورد عنايت آن خاندان پاك قرار گيرد.

قم : حوزه علميه ، احمد صادقى اردستانى
9/2/1378
12 محرم 1420.فصل اول : اشك خورشيد
ناله كودكانه سينه فضا را مى شكافت ، ضجه زنان به هوا برمى خاست و فرياد در گلو شكسته شهيدان به خون غلطيده ، در زمين و زمان موج مى انداخت .
باد سوزان ، با گرد و غبار ميدان جنگ درهم مى آميخت ، و با سرعت از چهره ماهورهاى تفتيده مى گذشت . خورشيد با حرارت زياد به زمين مى تابيد و موج آتشين در فضا مى پراكند و خود هم اشك مى ريخت . ماه هم از فرط خشم و شرم به سوى افق مى گريخت ، تا ديگر شاهد دهشت ستمگران و وحشت مظلومان نباشد!
آن روز عاشورا بود، و آن ماه ((محرم )) و آن سرزمين ((كربلا)) و آنهايى كه به دست شقاوتمندترين افراد روى زمين ، با خشن ترين و مظلومانه ترين شكل به خاك و خون در غلتيدند و شربت شهادت نوشيدند، فرزندان و نوادگان و عزيزان و ياران پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم بودند، و بدين خاطر ((خورشيد هم اشك مى ريخت و سوگوار بود)).(19)
حرمت محرم
ماه محرم ، حتى قبل از اسلام و روزگارى كه ارزشهاى اخلاقى و معنوى اين آئين مقدس بر جامعه پرتوافشانى كند، ماه محترم و مقدس بود، عربهاى جاهلى احترام آن را پاس مى داشتند و از جنگ و خونريزى در آن خوددارى مى نمودند.
قرآن كريم هم به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و مسلمانان دستور مى دهد: هرگاه ماههاى حرام به پايان رسيد؛ با مشركان و بت پرستان به جنگ بپردازيد.(20)
ماههاى حرام هم طبق بيان امام صادق (عليه السلام ): ذيحجه ، محرم ، صفر، و ماه ربيع الاول است .(21)
اضافه بر اين ، پس از پايان اين ماهها هم ، وقتى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى خواست سپاهى را به جنگ اعزام دارد، آنان را روبروى خود قرار مى داد و مى فرمود: انگيزه و حركت و جنگ شما به نام خدا و در راه خداوند باشد، در جنگ هرگز خيانت نكنيد و گوش و بينى كشته اى را نبريد، پيرمردان فرتوت و كودكان و زنان را نكشيد، و تا ناچار نشويد حتى درختى را هم قطع ننماييد....(22)
اما ((بنى اميه )) كه به خاطر به دست آوردن مال و منال و پست و مقام ، در عاشوراى محرم سال 61 هجرى كمر به قتل حسين (عليه السلام ) و ساير فرزندان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و فاطمه (سلام الله عليها) بسته بودند، غير از پايمال كردن موازين اسلامى ، آداب و رسوم روزگار جاهليت را نيز زير پا گذاشتند و حرمت محرم را شكستند!
امام رضا (عليه السلام ) نيز از رفتار ضد انسانى ((بنى اميه )) ابراز تنفر شديد مى كند و مى فرمايد: محرم ماهى است كه مردم زمان جاهليت احترام آن را نگه مى داشتند و در آن از قتل و خونريزى خوددارى مى نمودند، اما دشمنان اسلام در اين ماه ، ريختن خون ما را مجاز دانستند، حرمت ما را شكستند، زنان و كودكان خاندان ما را به اسارت گرفتند، خيمه ها و چادرهاى آنان را به آتش كشيدند، اموال و دارايى آنها را به غارت بردند، و احترام پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را درباره ما، به هيچ شكل رعايت ننمودند.
آرى ، روز عاشوراى حسين (عليه السلام ) پلك چشمهاى ما مجروح شد و اشكهاى ما سرازير است ، زيرا در كربلا عزيزان ما را ذليل كردند، و براى هميشه ما، غم و اندوه دردناكى به يادگار گذاشتند.(23)
عاشوراى جاويدان
از آن تاريخى كه حضرت حسين بن على (عليه السلام ) در سرزمين كربلا، به خاطر احياى اصول و ارزشهاى حياتبخش اسلام با هفتاد و دو تن از عزيزان و ياران باوفاى خويش ، تن به شهادت سپرد، امامان معصوم (عليه السلام )، اين روز و حادثه اى را كه در آن واقع شده ، به صورت هاى مختلف زنده و گرامى مى داشتند، دست از كسب و كار مى كشيدند، مجلس سوگوارى تشكيل مى دادند، نوحه سرايى به راه مى انداختند، اشك و آه عميقى سر مى دادند، و حتى ديگران را نيز به اين شيوه ها و شعائر احياگر و شكوه آفرين دعوت مى نمودند، و سفارش مى كردند مسلمانان ، درباره عاشورا اين جهات را مورد توجه دقيق قرار دهند:
1- تعطيلى كسب و كار
حضرت سيدالشهداء (عليه السلام ) در راه احياى دين قيام كرد، خود و يارانش نهايت فداكارى را نمودند و با كمال ايمان و اخلاص و عظمت قربانى اسلام و انسانيت شدند، بدين جهت به گردن همه انسانهاى حق طلب و آزادى خواه حق بزرگى دارند، بدين خاطر يكى از وظايف انسانى اين است كه ، در روز عاشورا به احترام آن حضرت دست از كسب و كار بكشند و اين روز عزاى بزرگ را تعطيل نمايند.
امام رضا عليه السلام فرموده است : هر كس در روز عاشورا كار و شغل خود را تعطيل كند، خداوند مهربان نيازمنديهاى دنيا و آخرت او را تامين مى نمايد، و هر كس روز عاشورا را براى خود روز عزادارى و سوگوارى و اندوه و گريه قرار دهد، خداوند روز قيامت را روز خوشحالى و خرسندى او مى گرداند و همراه ما، در بهشت شادمان و سرفراز خواهد بود، و هر كس روز عاشورا روز بركت و ذخيره كردن منافع مادى قرار دهد، از اين كسب و درآمد، خيرى نخواهد برد....(24)
اين سان كه تو جان دادى ، در راه رضاى حق 		آدم به تو مى نازد، اى اشرف انسان ها
قربانى اسلامى ، با همت مردانه 		اى مفتخر از عزمت ، همواره مسلمانها(25)
2- مجلس سوگوارى
تشكيل مجالس سوگوارى آگاهى بخش و سازنده ، يكى ديگر از درخواستهاى اولياى بزرگوار اسلام و از تكاليف اجتناب ناپذير دوستداران حسين (عليه السلام ) و خاندان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى باشد.
در اين باره امام صادق (عليه السلام ) به ((فضيل )) كه يكى از شيعيان بود، فرموده : آيا مجلس تشكيل مى دهيد و در آن به بحث و گفتگو مى پردازيد؟
فضيل پاسخ داد: آرى ، پدر و مادرم به قربانت .
ام